۱۵ پاسخ

ای خواهر منکه مادرشوهرطبقه پایین ..مثل بی کسام

منم همین جورم فقط میرم خونه‌ مامانم بچه منم همینجوره نمیزاره سفره بندازیم الان یه ساله سر پا غذا میخوریم

عزیزدلم صبوری کن یه روزی دلت تنگ میشه منم پسرم دقیقا همینه همه چیو باهم قاطی می‌کنه ماست میریزه نوشابه میرزه تو غذا سبزی و سالاد رو پرت میده از غذای بقیه می‌ریزه تو هم دیگه

منم دقیقا مث تو تنهام
خانواده م تهران نیستن
خوشحال میشم با هم دوست شیم ✌️🌹

منم دقیقا مثل توام، دیگه واقعا خسته شدم

خداروشکر مامانت اومده نزدیکت و تنها نیستی عزیزم کارای دخترت هم اقتضای سنشه حساس نشو
سر سفره که هستی براش تو بشقاب کوچیک برنج یا ماست بزار جلوش بزار سرگرم بشه زیرش هم زیراندلز بزار لباساش هم درببار بزار کثیف نشه و بازی کنه اینجوری راحت غذاتو میخوری بعدش هم میبری میشوری

من دخترمو مدام بیرون میبرم ولی به ولله ما این موضوع رو هر شب و چه بسا خونه مامانم زیاد تجربه کردیم

سخت نگیر بچست دیگه

همه بچه ها سرسفره اذیت میکنن فقط بچه تو نیس منو شوهرم غذامونو میگیریم دستمون میخوریم سفره نمیندازیم باید صبور باشیم بلکه بزرگ شن

ناراحت نشو عزیزم.همه ی بچه ها همین طورین.این روزام میگذره .سعی کن یکم کارایی کنی که حال و هوات بهتر شه.خداروشکر که مامانت هست.

چقد کارای دخترمنو کرد....فکرکنم چون توخونه زیاد باهاش تنهاییم اینجوری شدن

عزیزم این کارا نرماله تقریبا هممون تجربه کردیم از دست این وروجکامون به نظرم چون روحیت گرفته شده و دلنازک شدی بهت فشار امده خدارو شکر مامانت امده نزدیکت یه روز جمعه دخترتو بسپار بهش با همسرت برو رستوران شهر یازی هرجایی که دوست داری روحیت باز شه و انرژی بگیری

دختر منم همینه یکی زودتر شامشو باید بخوره حواسش به بچه باشه...من حالا اکثرا بابام زودتر میخوره دخترمو میگیرم ما شام میخوریم

عزیزم خداروشکر مامانت اومده پیشت ، ما همیشه سر سفره مخصوصا اگه جایی بریم دخترمو جدا از سفره نوبتی سرگرم میکنیم تا بقیه راحت غذا بخورن بعد میخوریم خودمون ،

دختر من مدام اینجوریه. بابا مامانمم عادت کردن میگن بچه ست خوب میشه

سوال های مرتبط

مامان baby مامان baby ۱ سالگی
سلام امروز برای دخترم تخم مرغ آبپز درست کردم با کره لهش کردم هرکاری کردم نمی خورد منم یکی دوقاشق به زور بهش دادم آنچنان گریه ای کرد آن چنان زجه ای می زد که انگار چی کارش کردم خودمم نشستم یه دل سیر گریه کردم خسته شدم از نخوردناش هیچی نمی خوره فقط آش و حلیم میکس شده و فرنی ونون نه میوه نه پلو نه تخم مرغ نه از غذای سفره نه هیچی واقعا نمی دونم چی کار کنم چندین بارم به دکترش گفتم شربت های مختلف هم دادم ولی فایده نداره یکسال و هفت ماهشه نه و نیم کیلوه دارم دق می کنم انواع و اقسام مغزیجات هم آسیاب کردم می ریزم توی غذاش ولی انگار آب می خوره از شش ماهگی همین وزنه به بار هم رفت روی ۱۰/۵ مریض شد دوباره وزن کم کرد واقعا نمی دونم دیگه باید چی کار کنم؟!.خیلی غصه می خورم.واقعا هیچ وقت فکر نمی کردم برای غذا نخوردن بچه بشینم اینطوری گریه کنم واقعا آدم تا مادر نشه یه چیزایی رو هیچ وقت درک نمی کنه.اگه بچه نداشتم کسی می گفت برای غذا نخوردن بچش گریه کرده احتمالا فکر می کردم شاید خیلی حساسه یا خل شده ولی امروز خودم این کارو کردم و خیلی خالی شدم و الان آرومم ولی واقعا خیلی کلافم از این قضیه کاش می شد کاری کرد.