۷ پاسخ

سلام عزیزم کاملا درک میکنم که چه حسی داری من خودم تو غربت باردار شدم ، زایمان کردم و بچه هامو بزرگ کردم و همسرم هم اکثرا بخاطر شرایط کاریش کنارم نبود
این حس ترس و اضطراب تو شب های اول طبیعیه اونم وقتی تنهایی قطعا بیشتر میشه اما اصلا نگران نباش و بد به دلت راه نده قرار نیست هیچ حادثه‌ی بدی اتفاق بیوفته پس اصلا به این فکر نکن که مشکلی پیش میاد یا قرار تنهایی از پس نی‌نی بر نیای
قرار نیست همه کارا عالی پیش بره تو مادری تازه زایمان کردی هورمون های بدنت هنوز کاملا به حالت عادی برنگشته و قطعا یه زمانایی زودتر از قبل خسته میشی و طاقتت‌ رو از دست میدی این طبیعیه پس فکر نکن نقصی هست یا تو مادر خوبی نیستی بله تو انقدر قوی هستی که با همه‌ی اینا داری بازم ادامه میدی
آغوش تو براش امن ترین جای دنیاست پس سعی کن اگه بیقرار شد دست و پاتو گم نکنی بغلش کن نوازشش‌ کن و سعی کن اینجوری آرومش کنی
اگر یهوی یزد زیر گریه استرس نگیر و هول نشو هر گریه یه زبون هست یا گشنشه‌ یا پوشکش‌ نیاز به تعویض داره یا دلش اغوش مامانش رو میخواد و یا دردی داره
اگه گریه هاش بند نمیومد یا درست شیر نخورد و درست نخوابید و حس کردی داری از پا در میای این به معنی شکست یا ضعف تو نیست فقط یعنی خسته‌ای پس سعی کن تو اون لحظه علاوه بر توجه به‌ نی‌نی حواست به خودتم‌ باشه مثلا یه خوراکی کوچیک یا یه لیوان آب خنک یا حتی اگه اینا امکاشن نبود چند تا نفس عمیق بکشی و یه جا بشینی یا یکم دراز بکشی
توکل به خدا کن از خدا بخواه کمکت کنه که بتونی مامان خیلی خوبی واسه کوچولت باشی
تو قهرمات زندگی‌ کوچولت‌ هستی پس خودت رو دست کم نگیر و به خودت افتخار کن وه اینقدر شجاعانه داری از پس بر میای

دوماهگی به بعد بهتر میشه عزیزم قلقش دستت میاد ترست میره

منم خیلی میترسیدم تو شهرغریب تنها ولی از پسش براومدم
کم کم دستت میاد

واسه اینکه تنهایی و دستو پاتوگم‌نکنی گفتم چون بدرد خودم خیلی میخوره

اگر پرید گلوش یا از دماغش زد بیرون بالا آوردن یا شیر فقط دماغش رو بگیر ول کن درحد دوثانیه‌ چند بار تکرار کن خوب میشه

نگران نباش منم تنهام هیچ کس باهام نیس منو دخترم و پسرم که اونم فقد 4سالشه از کمک کردن هیچی سرش نمیشه بچه خودش بهت یاد میده

فرشته کوچولو فقط بوی تو رو می‌فهمه صدای قلبتو می‌شنوه تنها امیدش تویی مادرمهربونش

سوال های مرتبط