۱۰ پاسخ

منم اینجوره ولس روزمذگیاش و میگم و کارایی ک قراره فردا بکنه اینچور جرف زدنم یاد میگیره

من انقدر قصه های بداهه گفتم قشنگ دراومده میخوام بنویسمشون

من ی امشب براش شنگول و منگول گفتم
ب حرکتاو حرف زدنام می‌خندید پاشد رفت

وای من از پستونک ک میخواستم بگیرم براش قصه میگفتم ببین چرت و پرت میگفتما شوهرم میگفت توروخدا تو هیچوقت قصه نگو برا بچه

من فقط شنگول منگول بلد تعریف میکنم خخ

وای من فکر می کردم فقط خودم از بعد اینکه شنگول و منگول و با دخترم آشنا کردم بیچاره شدم

بچه من اصلا گوش نمیده تازه کتاب هاشم پاره کرد

من برای اروید شنگول منگول و حسنی نگو بلا بگو را تعریف میکنم بعد خودش انتخاب میکنه یک شب میگه حنی یعنی حسنی یک شب میگه حبه انگور😅😅😅

وای منم دخترم تو طول روز گیرمیده تعریف کن هرجا باشیم دسشویی حموم خستم کرده😥😥😥خودش یکی بودیکی نبود غیرازخدای مهربون هیکس نبودو بلده میگه بقیشو تو بگو

چه خوب من پسرم اصلا گوش نمیده خخخ

سوال های مرتبط