۸ پاسخ

دقیقا شرایط منم همینطوره الان شوهرمم ازچهارم توشرکت دستش رفته تودستگاه عمل کرده تا دوماه استعلاجی داره،دیگه مغز برام نمونده،همه کارای اونم بامنه،از یه طرف دکتر رفتنای مامانم قسط دادناش همه بامنه بایدهرمابرم براش حساب کتاب کنم قبضاشو قسطاشوبدم دیگه ببین چی صبری خدابه من داده،یه وقتایی دوست دارم تنهابرم بشینم یه پارکی جایی اینقد گریه کنم سبک بشم برگردم،ای کاش میشد مازنا از زندگیمون میتونستیم مرخصی بگیریم واستراحت کنیم

بزار خونه بهم ریخته بمونه ‌بجز خابت به چیزی اهمیت نده . چون انرژی تو مهمتر از همه چیزه .بچتم تا دوسال نشه یکم بیشتر بفهمن همین بساطه دیگه

دختر منم می‌ره پیش پسرمم بشدت بشدت خوابش سبکه....
منم خسته ام .
کارای خونه هم نکنی هم نمیشه ...منم خسته ترینم 🫂

من هم وضعیتم مثل تو ولی بچه پیش دبستانی فقط ندارم من شب خونه رو جارو برقی میزنم لباس ها رو می شورم بغضی وقتا هم غذا برای فردا روز درست می کنم من لباسشویی ندارم خودم باید لباس ها رو با دست بشورم تازشم شیر خودم هم نمی خوره مجبورم شیر خوشک بدم جا شیر بشور آب ولرم بکن تو فلاکس من بچه هم مابی بی براش فقط موقع خواب براش می بندم روز براش کهنه می بندم تازشم کهن شستن هم رو گردنم از یک طرف هفتی یکی دوبار مهمون هم دارم خواهر خواستم بگم فقط تو نیستی خیلی از ما مادر ها تو شرایط سختی هستیم ولی باید مدیریت کنی زندگیتو دیگه سخت نیست

درکت میکنم💔💔 کل خونه مث پنجشنبه بازاره بعد من باید دراز بکشم لباسمم کامل بزنم بالا تا خانوم بیان شیر بخورن😒😒😒

دقیقا انگار زندگی منوگفتی

من درکت میکنم من تاظرف میشورم خونه کثیفه خونه روتمیزمیکنم ظرافامیمون بچم داعم میادبقلم تمام دست پام دردمیکنه

کاملاااااااا درکت میکنم ب خدا ک ی وقت برا چرت ۵دقیقه ای هیچوقت ندارم از ی طرف بچه کوچیک از ی طرف شوهری ک دائم ریخت و پاش میکنه و هروز مهمون دارم واقعا کم اوردم

سوال های مرتبط