۲ پاسخ

خواهر کا اینارو پدر شوهر مادر شوهرت رعایت کنن

مادر شوهر پدر شوهرم وزن دوقلو هامو با وزن تک قلو میسنجن واااااای لاغرن وااای سبکن (با اینکه وزنشون رو نموداره)

دختر فلانی ماشالله خوب غذا میخوره تپل مپله اینا هیچی نمیخورن و...
خدا اینارو به راه راست هدایت کنه روانی شدم از دستشون

متشکر

سوال های مرتبط

مامان آبتین جانم مامان آبتین جانم ۱۶ ماهگی
سلام مامانای قشنگ
یه چیزی که بعضی مواقع توی گهواره میام ناراحتم میکنه اینه که بعضی مادرا تجربه غلط خودشونو با افتخار به بقیه توصیه میکنند، اگر کار اشتباهی رو درست میبینید و برای بچه خودتون انجام میدید اوکی عیبی نداره بچه خودتونه ولی لطفا به بقیه توصیه نکنید متاسفانه این مادرا معمولا کسایی هستند که دوستان زیادی هم دارند.
مثلا یه مامان تاپیک گذاشته بود من سیگار میکشم و به بچه شیر میدم اشتباهه بنظرتون؟ یه خانم با افتخار میگه نه خواهر من دوقلو داره سیگاریه خودمم به بچه شیر میدم روزی دو سر قلیون میکشم، بعد یجا دیگه درمورد سوراخ کردن گوش بچه پرسیدن با افتخار میگوش دخترمو دو هفته اش بود تو خونه با سوزن خیاطی سوراخ کردم ، خب اگه گوش اون بچه عفونت کنه چی
برای پوشک میپرسن میگه بچه من 9 ماهگی از پوشک گرفتم ولی تو تاپیکاش که میبینی اکثرا بچه یا پوشکه یا کهنه میبنده براش
انگار قصد پز کاری رو داره که خودشم نتونسته درست انجامش بده
مامانای قشنگ لطفا نظر هر کسی رو قبول نکنید، هر کسی متخصص کودکان نیست اگر دسترسی به پزشک ندارید ویزیت آنلاین بگیرید
ببخشید پرحرفی کردم الان تاپیک یکی از مامانا که تکامل بچه شون یکم دیر بوده رو خوندم که رفته بودن پیش پزشک ولی بعضی مادرا سرزنششون کردن رو خوندم به فکرم افتاد اینو بنویسم
مامان 💞ارغوان 😇 مامان 💞ارغوان 😇 ۱۴ ماهگی
مامان...
من هر روز، هر لحظه، تو رو کنار خودم، امیرحسین و ارغوان تصور می‌کنم... تصور می‌کنم هستی، می‌دوی، می‌خندی و بازی می‌کنی.
به تو هم مثل بقیه رسیدگی می‌کنم... ویتامین‌هات رو می‌دم، برات غذا می‌پزم، می‌دونم چه طعمی رو بیشتر دوست داری و هر عصر با ذوق، همون رو برات آماده می‌کنم.
هر بار که پوشک ارغوان رو عوض می‌کنم، با خودم می‌گم اگه تو هم بودی، بابایی هر دفعه باید با دو تا پوشک می‌اومد... و ما به همین شلوغی‌های قشنگ می‌خندیدیم.
هر وقت سرلاک می‌خرم، فکر می‌کنم تو کدوم مزه رو بیشتر دوست داشتی...
برای تولد دو سالگیت، توی ذهنم همه چیز آماده بود... می‌خواستم تم تولدت «مینیون» باشه. تو و داداشت می‌شدید استوارت و کوین... ارغوان هم باب... سه تا شیطونِ دوست‌داشتنیِ مامان...
اما... چقدر بی‌رحمانه از بغلم پر کشیدی و رفتی.
حتی سهمت از این دنیا، یک قوطی شیرخشک هم نشد... فقط... چند پیمانه...
دلم برایت بی‌نهایت تنگ ، مامان. خیلی روزها بعد از رفتنت، سخت می‌گذرن..
با این حال، ته دلم باور دارم که تو من رو می‌بینی... حواست به من، به بابا، به امیرحسین و به ارغوان هست.
و امیدوارم روزی، هر وقت زمانش رسید، دوباره همدیگه رو ببینیم... تا اون روز... جای تو همیشه در آغوشم خالی می‌مونه، و اون گوشه‌ی قلبم که فقط برای توست... تا همیشه میسوزه. 🤍
مامان هانا مامان هانا ۲ سالگی
🎀 تولد هانای نازم مبارک! 🎀**

**مامانی میدونی چیه؟**
امسال بهم ثابت کردی که **همه سختی‌ها با یه بوسه تو آب میشن**! از اون شب‌های بی‌خوابی که مثل یه فوتبالیست تو بغلم میدویدم تا الان که با هر "دا-دا" گفتنت دلم میلرزه... چه مسیری اومدیم ها؟ 😭💖

**دخترنازم تو چقدر قوی بودی!**
رفلاکس و کولیک میخواست ما رو زمین بزنه، اما **ما مثل دو تا قهرمان باهم جنگیدیم**!
- من با یه دست به تو شیر میدادم
- با دست دیگه گوگل میکردم "رفلاکس نوزادان کی تموم میشه؟!"
- و تو با اون چشم‌های معصومت میگفتی: "مامان آروم باش، من دارم بزرگ میشم!" 👶✨

**حالا دیگه یه ساله شدی!**
دیگه اون نوزاد کوچولو نیستی که فقط گریه میکردی...
**حالا تو:**
- استاد خرابکاری‌های مامانی هستی!
- سلطان بوسه‌های خیس!
- و قهرمان دزدیدن قلب‌ها! 😘

**دلم برات تنگ میشه حتی وقتی تو آغوشم هستی...**
اینقد دوست دارم که **دنیا رو میدم باهات بخندم**!
امسال رو با هم گذروندیم، سالای بعد رو هم **دست در دست میریم به سمت خوشبختی**!

**🎂🎁 تولدت مبارک گنج قشنگم!**

**پ.ن:** اگه بازم دل درد گرفتی، مامان همون مامانِ پارساله... فقط الان یه خورده بیشتر میدونه چطور آرومت کنه! 🤗💫

**همیشه و همیشه دوستت دارم... بیشتر از اون چیزی که فکر کنی!** 🌟