۴ پاسخ

خیلی سخته. انقدر خوابش کم شده ک خدا میدونه. البته بچه با بچه فرق میکنه. واسه من صبح زود بیدار میشه بعد تکاپو و اینور و اونور خوابش می‌بره.
پسرم خیلی عصبی شده بود همش جیغ می‌کشید منم دیگه نصفه شبا ک از خواب میپره بهش میدم تا دو سالش بشه

خیلییییی طول میکشه تا بخوابه
گاهی یک ساعت و نیم دو ساعت طول میکشه
ولی کم کم قلقش دستت میاد که چیکار کنی
مثلا من الان فهمیدم ‌که از یه ساعت قبل چراغارو خاموش میکنم فقط چراغ خواب روشن باشه
و توی تاریکی هرکاری خواست بکنه و هیچ اصراری نکنم برای خواب
بعد از نیم ساعت تا یه ساعت خودش بالشت میاره که قصه بخون بخوابم
اینطوری یکم سریع تر میخوابه
ولی قبلش باید دوساعت تلاش میکردم بخوابه

برای شیر اصلا بی‌تابی نمکینه
چون اذیتم نکرد واسه از شیر گرفتن
الان ۲۴ روزه از شیر گرفتم
ولی اره واقعا طولانی شده خوابیدنش
میتونم بگم راحت یک ساعت و نیم زمان میبره تا بخوابه

من دخترمو از پستونک گرفتم قبلا خیلی زود میخوابید ولی الان خیلی طول میکشه دیواونم میکنه تا بخوابه

سوال های مرتبط

مامان گرشا🧸🤎 مامان گرشا🧸🤎 ۳ سالگی
تجربه‌ی از شیر گرفتن پسرم 💛🤱

سلام به همه‌ی مامان‌های قشنگ و صبور 🌸

می‌خوام براتون از تجربه‌ی از شیر گرفتن پسرم بگم، چون می‌دونم خیلی‌هاتون یا الان توی این مرحله‌اید یا قراره بهش برسید.
راستش برای من آسون نبود... مخصوصاً چون پسرم فقط با شیر خوردن می‌خوابید! یعنی شیر خوردن براش یه جور روتین خواب شده بود، نه فقط غذا.

چی کار کردم؟تصمیم گرفتم اول از همه، خوابیدن با شیر رو ازش جدا کنم. چون می‌دونستم تا وقتی با شیر می‌خوابه، دل کندن خیلی سخت‌تر می‌شه.
قدم به قدم :اول اومدم شیر دادن رو نیم‌ساعت قبل از خواب گذاشتم.

بعد یه روتین خواب براش ساختم: پوشک عوض کردن،چراغ کم،کتاب خوندن ،بغل

وقتی شیر می‌خورد، بعدش توی جاش بغلش می‌کردم ماساژش میدادم تا همون‌جوری بدون شیر بخوابه

این پروسه حدود ۳ هفته طول کشید تا عادت کنه. ولی بالاخره عادت کرد و دیگه بدون شیر هم خوابش می‌برد 😍

من همین برنامه رو برای خواب روز هم انجام دادم
شبا چون خسته میشد و بیشتر خوابش میومد راحت تر کنار میومد
ولی برای خواب روز خیلی زمان برد تا عادت کنه
بقیشو تو کپشن میگم 👇
مامان یزدان۳ ساله و یارا مامان یزدان۳ ساله و یارا روزهای ابتدایی تولد
تجربه من برای قطع شیردهی(شیرمادر)
الان دقیقا شد یک هفته که پسرم لب به شیر نزده
امروز برای اولین بار وقتی داشت تلویزیون میدید خوابش برد
این برای من این نشونه بود که یاد گرفته مستقل خوابیدن رو
شبا هم که میاد بین منو باباش انقد وول میخوره تا خوابش ببره
من دو سه هفته اخر سعی کردم هی وعده هاشو کمتر کنم مثلا یزدان عادت داشت تا از خواب صبح بیدار میشد شیر بخوره ازش نیم ساعت بگذره بعد صبحانه بخوره هفته های اخر تا میومد درخواسته کنه میگفتم پاشو بریم صبحانه خیلی گرسنمون شده این وعده کامل حذف شد چند شب سعی کردم بدونه سینه بخوابه داستان بگم نازش کنم ولی دیدم نه نمیشه هر جوری شده تقاضای شیر میکنه و کلا چه خواب روز چه خواب شب بدون سینه اصلا نمیتونه بخوابه تو این مرحله به بن بست خوردم
پس وقتی تعداد وعده هاش شده بود سه تا یکی قبل از چرت روز یکی قبل از خواب شب و یکی توی خواب حدود ساعت ۷ صبح تصمیم گرفتم قطع کنم
شبای اول خیلی اذیت میشد چون اصلا بلد نبود بدون شیر بخوابه میبردیم تو ماشین میچرخوندیم تا بخوابه دیدم خب نمیشه عادت سینه از سرش میوفته عادت میکنه به ماشین که دیگه شب چهارم ماشین هم نبردم و انقد نازش کردم تا خوابش برد تا سه شب توی خواب بهش دادم بعدش بیدار میشد گریه میکرد بغل میکردم راه میبردم دوباره میخوابید