مامانم مریضه،عمل ناحیه مقعد انجام داده 4 یا 5 ماه پیش حدودا با کلی عوارض بعد عمل
حالا دوباره عملش برگشته به حالت قبل و با چندتا مشکل دیگ
حالا مامانم خیلی وحشتناک اذیته،حدی ک نشست و برخاست براش سخته و یکی دوبار یواشکی گریه میکنه ک چرا باید اینقدر درد بکشه
حالا مامانم خیلی خیلی مهربونه ،حتی تو فامیلم سر اینکه مهربون و به خواهر زاده برادر زاده هاش همیشه هدیه میده
بد بابام کلا اکثرا سر چیزای الکی با مامانم دعوا راه میندازه،حالا مامانم شاغلم هستن خیلی تو امور خرجی خونه کمک بابامه
علت این بیماریشم استرس و غصه در دراز مدته
نمیتونم بگم بابام، مامانم دوست نداره اما هر وقت دعوا میکنن بابام حرفای بد زیاد ب مامانم میگه با اینکه الان دوتا داماد داره و دو تا نوه..
اخیرا هر وقت دعوا میشه به مامانم میگه زیاد دووم نمیاری اینقدر حرف نزن یا خیلی دعوا شدید میشه میگه آره انشالله که ب ملکوت اعلا میپوندی ،حالا جلو من و داداش و خواهر کوچیکم که 5 سالشه، کوچولو منم هس...
یعنی اینقدر قلبم میشکنه خدا میدونه...
مامانم بنده خدا هیچی نمیگه فقط بغض میکنه!
البته بعدش بابام میاد یجوری معذرت خواهی
اما چ فایده داره اینکار..
چقدر راحت این حرفا رو میزنه درکش نمیکنم
.
.
شیردهی،شیردهی،شیردهی،شیردهی
پوشک،پوشک،پوشک،پوشک

۲ پاسخ

شما از مامانتون دفاع کنید
بیماریش چیز خاصی نیستا
ببخشید چقدر بیشعور
مردا البته واقعا همینقد نفهمن

چقدر پدرت بی درکه عزیزم ببخشیدا ینظرم با پدرتون صحبت کنید حتما همتون خواهرا منظورمه و بهش بگید که حال مادرتون رو مراعات کنه و خوب باهاش رفتار کنه

سوال های مرتبط

مامان دونه کوچولو مامان دونه کوچولو ۱۳ ماهگی