۱۲ پاسخ

عادیه درمانش فقط درک کردن اطرافیانه مخصوصا شوهر من از همه زده شده بودم نمیفهمیدم کی شب میشد کی روز گم کرده بودم خودمو

سخته عزیزم
ان شاءالله شما بچت اذیتت نکنه تا متوجه نشی

شرایط هرکی متفاوته عزیزم هستن حتی مادرایی که از شدت افسردگی بچرو نخوان یاام خودکشی کنن

هر چی سختیه خودشو‌ داره‌ولی از الان به فکر این چیزا نباش به نظر منم‌خیلی لذت بخشه یکی با اون چشای کوچولو بهت زل میزنه در حال شیر خوردن همه دغدغه ات میشه بچه

انرژی منفی به خودت نده اتفاقا من دوران بارداری برام سخته ولی بعد زایمان راحتم حالم بهتر

نمیتونی بخوابی درد داری گریه بچه رو مخته نظرای دیگران رو مخته هورمونات بهم ریخته افسردگی بعد زایمان بهت سلام میکنه

خب برای همین حمایت باید باشه. دور و برمون کسی باشه.

هر دو زایمان ها درد هاش خودشونو دارن
طبیعی که واویلاس
سزارین هم بعدش به سختی میتونی حتی کارای روزمرتو کنی ضعیف میشی از پس بچه بر نمیای هورمونات بهم میریزه برا همینه
البته نمیخوام بترسونمت

درد آدم از پا درمیاره بچه شیر میخاد سیر توی سینه نیست وووووو

افسردگی بعد زایمانه منم گرفتم حتی رغبت نمی‌کردم پسرمو بغل کنم ازش بدم میومد همش گریه میکردم نمیخاستم کسیو رفته رفته خوب شدم ب نظرم عادیه

وا برای منم سوال
منم زایمان کردم بوه داری کردم تو خونم بودم چقدم لذت بخش بود دوست داشتم

سلام عزیزم چیکار میکنی سیسمونی چیندی
کاراتو کردی؟

سوال های مرتبط