۸ پاسخ

خب الان کاملا طبیعیه، تو اوج کنجکاوی ان
من معمولا ریلکسم،اگه کسی باشه می‌سپارم بهش،از دور حواسم بهشه
امشب رفتیم سر چهار راه برا پرچم تکونی، آروم و قرار نداشت همش میخاست بره تو خیابون اینا، کلی بغلش کردم خوراکی دادیم، پرچم دادیم اما افاقه نکرد.. دیگه کلی راه بردمش تا آروم شده میخاست راه بره.. یکجا بند نبود

با بچه این سنی آخه مسجد و جایی که باید بنشینن نمیرن که چون کنجکاوه و میخواد بدو بدو کنه م هر روز با کالسکه پارک میبرم دو ساعت و برمیگردونم یا مرکز خرید

من اگه کالسکه نداشت تا سرکوچم نمیرفتم. جایی هم بخایم بریم بدونم طول میکشه اگه باباش بیاد میرم نیاد عمرااا. مهمونی ک اصلااااااااا . ن اعصاب و حیثیت برا خودمون میذاره ن زندگی واسه مردم

من کم می رم خیلی کم در حد یه پارک اونم سریع برمی گردم اره بچه ها ای سنی واقعا خیلی اذیت می کنن

منم خوشم‌نمیاد باهاش‌جایی‌برم پدرمو‌در میاره اصلا یک‌ساله بجز خونه‌مامانمو‌دور‌خونمون‌ و پارک هیجا نرفتم‌ مثلا خواهرام‌گفتن مسافرت من گفتم‌نمیام‌با این‌دوتا وزه دختر بزرگم‌خوبه باز ولی کوچیکه غیر قابل کنترل

منم دقیقا همینم. قسم خوردم تا اروم تر نشده نهدپیاده بیرون برم نه خونه ی کسی که براش تازگی داشته باشه. گوه خور میشم به معنای واقعی

منم وضعم همینه
هربار بیرون میریم خسته میشم به خودم میگم من علط بکنم دوباره برم
ولی فردا دوباره اون غلط رو میکنم😂

من امتحان کردم هرچی ببشتر ببرمش بیرون ارومتر میشه تو محیط جدید شیطون تره دوبار میبرم اوکی میشه

سوال های مرتبط