۵ پاسخ

منم بزوربیدارمیشم چون مجبورم دخترم ببرم مدرسه

من که پسرمو که راهی مدرسه می کنم یه کم شیر به علی میدم و با همدیگه می خوابیم تا ۱۰ بعدش بلند میشم برا غذا و کارای خونه

وای من که صبح پا میشم دخترام و راهی مدرسه کنم همش میگم بخوابم یا کارای خونه رو انجام بدم چون پسرم بیدار شه نمیزاره تکون بخورم آخر شیطون و لعنت میدم و با کلی خستگی میرم سراغ کارای خونه

منم همینجورم یه نیم ساعتی هم بایدسکوت باشه تااوکی بشم مغزم صدای یلندرونمیکشه عصبی میشم

منم همینجوری ام اما مجبورم ب خاطر بچم شاد باشم

سوال های مرتبط