۱۳ پاسخ

پسرمنم همین کارومیکرد خیلی ناراحت بودم میگفتم انقدرزحمت میکشم تاباباشو میبینه خودشو پرت میکنه بغلش ولی الان که بزرگترشده میره بغل باباش ولی مواظبه من دورنشم وزودبرمیگرده بغلم

شما براش انگار با خودش فرقی براش ندارین بقیه جدیدن دلیل نمیشه دوست نداشته باشه که

مث پسر من، ولی چون ما براشون تکراری هستیم، اونا تازه‌ترن میخندن، نگران نباش باهاش حرف بزن بخند اونم میخنده

این چه فکرایی میکنی ببین پسرها همیشه همیشه مامانی میشن بزار یکم دیگه بزرگ شه خودت میفهمی اونوقت ببین چجوری هوات رو داره.

پسر منم اینجوریه 🤦🏻‍♀️
بهترررر بزار بابایی بشه🥱
علتشم اینه که مارو همیشه میبینن تکراری شدیم براشون دیگه😂

منم همینطور

اصلا این حس رو نداشته باشین چون شما همیشه کنارشی و شما نقطه امنش هستی از وجود شما کنار همیشه اطمینان داره بخاطر اون برا شما واکنش نشون نمیده

پسر منم همینه😂

منم بچم میاد بغلم گریه میکنه ولی میره بغل باباش یا عموش اینا میخنده براشون بخاطر این بغل من گریه میکنه چون تا میاد بغلم شیر میخواد گریه میکنه برادر شوهرم مسخره میکنه میگ بچه اذت میترسه

خوب اینایی که گفتی مسخصات نصف بیشترمونه دیگه،بدبختی نداره که چهره جدید میبینه عین اسباب بازی جدید ذوق میکنه

پسر من که اولین کلمه اش بابا بود🤣🤣

این چ حرفیه بابا مگه میشه بچت دوست نداشته باشه

عینن منی پسر من انگار همه چیزش باباش هست زحمت اذیتش با منه ولی منو دوست نداره دلم میگیره میخوام گریه کنم دست من رو کجا نمک داشت آخه 🥲

سوال های مرتبط

مامان تیام تپلی مامان تیام تپلی ۱۲ ماهگی
من خیلی خیلی دلم گرفته چند مدته.راستش من پسرم می‌خنده یا بازی می‌کنه همراهیش میکنم ذوقش میکنم ولی نه مث اطرافیان که تا یه لبخند میزنم وای فذاتشما وذوق مرگ و... ذوق میکنم ولی نه مثل اطرافیان اونقدرا از بچه داری لذت نمیبرم بچمو خیلی دوستدارما خدارو هزارم تبع بخاطر وجودش بخاطر سلامتیش شکر میکنم ولی اونقدرا که باباش پیش همکارانش با ذوق میگه پسرم سایز پوشک فلان میپوشه یا برم فلان چی براش بگیرم من نه .خدا شاهده اصلا کم نمیذارم روزانه بازی میکنم بهش میرسم شیر میدم و.... ولی خیلی مث بقیه ذوق ندارم انگار خیلی بدنم خسته است فکر میکنم از خستگیه که این حسو دارم وقتی خوابه دلم تنگ میشه براش بیداره تمام وقت باهاش حرف میزنم حتی اگه آشپزخونه باشم خیلی دوستش دارم ولی ذوق ندارم خیلی عذاب وجدان دارم که از بچگی بچم لذت نمیبرم.ناگفته نماند پسرم پسر آرومی نیست همش گریه میکنه از نوزادی اینجوریه.ومن خیلی هم درگیر کارهای خانه میشم یا شوهر داری می‌خوام همه. چی صد باشه فکر میکنم به خاطر خستگی ذوقم کور شده روزای که پسرم بیشتر می‌خوابه خیلی پر انرژی ترم