۱۶ پاسخ

ولی فکر میکردم یه بچه من هست که بدغذاست

هیچی اینقدر جوش و حرص
میخورم ولی اون کار خودش رو می‌کنه غذا نخوره میوه جایگزین میکنه

جیغ داد عصبی میشم چون هروز هروعده نمیخوره

حرص و جوش
کار هر روزمه

هیچی اونقدر زوم نمیکنم چون گشنشون بشه میخورن من خودم میشینم غذامو میخورم هرچی حساس تر باشی ب غذای بچه بچه بد غذا میشه

جرات نمیکنه نخوره

پسر من گاهی بازی درمیاره.براش داستان هایی رو تعریف میکنم که خودش تو داستان بوده.مثلا مسافرت رفتیم توی جنگل به گاو پنکیک دادیم.هی بال و پر میدم و هیجانی براش تعریف میکنم

انقدر زار میزنم سرمو به دیوار میزنم...

اولش بهش میگم بشینه غذا بخوره میبینم فایده نداره بیخیالش میشم خودش گرسنه بشه میخوره من روی غذای خودم تمرکز میکنم

بیشتروقتا با بازی میدم گولش میزنم

هیچی بی خیال میشم میگم متوجه میشه که هرموقع گرسنش باشه میگه خودش

هیچی دیگه بی خیال شدم

برا بچه اولم خیلی حرص خوردم اما دومی نه هر وقت گشنه بشه میخوره

گاهی نمیتونم دعواش میکنم گاهی هم چاره ای ندارم

آخه دختر من کلا نمیخوره خیلیی بدشده

هیچ الان شام نخورد شب مجبورم ی کیک شیر بدم بخوره

سوال های مرتبط

مامان چشم قشنگ مامان چشم قشنگ ۲ سالگی
مامان مهدیار مامان مهدیار ۳ سالگی