۴ پاسخ

نه بابا
بچه ها سنگینن
امروز بردمش پیاده روی
تعجب کرده بود
اخه معمولا با تقاضای اول بغل
بغلش میکنم
اصلا زیر بار نرفتم
الان دستام از هل کالسکه
و سنگینی کوله لههههه

منم چند باری بازار بغلم بود به گریه افتادم. یا باید از این اغوشی کجی ها بگیریم یا کالا سکه. کالاسکه رو هم تو بازار معضله همه مغازه ها نمیشه برد

زایمانت سزارین بودعزیزم؟

خب طبیعیه سنگینه
منم همیشه تو کالسکشه و عادت ندارم تنهایی یبار بغلش کردم تا صبح از کمر درد خواب نمی‌رفتم

سوال های مرتبط

مامان فَرنیک💖 مامان فَرنیک💖 ۱۳ ماهگی
هرچی سن و وزن بچه ها بیشتر میشه بیرون توی بغل به مراتب سخت تره🫠


گفته بودم فَرنیک دیگه تو کالسکه نمیشینه و غوغا به پا میکنه تا دربیاریمش بغلش کنیم

علیرغم اینکه من از نوزادی میذاشتمش توی کریر متصل به کالسکه
ولی عادتش تغییر کرده بود چون هر یکی دو روز درمیون پدرم میومدن تو بغل میبردنش پارک و پیاده روی ❤️ هر شبم با باباش میرفتن گردش تو بغل
منم راضی از اینکه روزی یک ساعت تایم استراحت دارو

ولی خب کوتاه نیومدم و با استمرار، عادت سازی جدید انجام دادیم💪🏻

بیرون توی بغل رو ممنوع کردم
هر شب با باباش توی کالسکه خیلی کوتاه میبردیمش بیرون
از شبی ۲۰ دقیقه شروع کردیم الان میریم جایی ممکنه به ۲ساعتم برسه تو کالسکه باشه (البته وسطش خودم بهش پیشنهاد میدم بیاد بغلم هم خستگیش در بره هم کیف کنه یکم انرژی بگیره دوباره برگرده)
تو اون ۲۰ دقیقه ها هر ۳-۴ دقیقه یه بار صداش میکردم میگفتم مامان پیشته ها. گاهی هم دستشو میگرفتم صورتشو بوس میکردم میگفتم چقد داره با تو خوش میگذره
هر سری نگام میکرد خیالش راحت میشد
اسباب بازی میدادم دستش یا جذابیتای محیطی رو نشونش میدادم.
حتما باید سیر میبود و خوابش نمیومد چون این دوتا استانه تحمل بچه رو میاره پایین
هروقت غر میزد توجهشو به سمت نی نی های تو خیابون پرت میکردم( ما به بچه های دبستانیم میگیم نی نی 😂)
رفته رفته شبا زمان رو اضافه کردم تا آستانه تحملش توی کالسکه بره بالا

دیگه هیچ جا بدون کالسکه نمیریم ولی اگه خیلی بی قرار بشه به حس لحظه ش احترام میذارم بغلش میکنم کمی باهاش حرف میزنم یکم راه میریم بعد حواسشو پرت میکنم به چیزی دوباره برمیگردونمش تو کالسکه

خلاصه که به قول یه مامانی همین جا، عادتای بچه ها رو ما میسازیم یا تغییر میدم …