توسونوی دوم گفت که همه چیز خوبه فقط یچیزی هست که انگار کیستت جلو یه رگ رو گرفته بروپیش دکتر بیغمیان سونو داپلر و فردا بیار مطب...
ممکنه سیکلت کنسل بشه‌..‌.
تو دلم به خدا توکل کردم...از امام زمان خیلی کمک خواستم که هرچیزی که خیره برام پیش بیاره...
روز تخمک کشی هم خیلییی از امام زمان کمک خواستم...
خانوما واقعا خیلیی از امام زمان بخواید که واسطه بشه براتون...
رفتم سونو و دکتر بیغمیان هم گفت فشار رحمت یکم بالاست و خون به سختی پمپاژ میشه...
و بقیه چیزا خیلی خوب بود
خب گفتم دیگه کنسل شد طوری نیست ماه بعد
فرداش رفتم مطب و دکتر سونو رو دید گفت عالیه همه چیز خیلییی خوبه خداروشکر و پروژسترون رو برام شروع کرد...
اندومتر و خونرسانی همه عروق عالی بود یه مقدار فشار بالا بود که گفت با دارو و پیاده روی درست میشه نگرانش نباش
اولش قرار بود دوتا جنین ۳روزه رو برام انتقال بده اما همه چیزو خوب دیده بود گفت نه ۵روزه برات انتقال میدم یدونه...

۲ پاسخ

بیغمیان همش ایه ناامیدی میده مهم دکترت هست

خدارا شکر انشالله به سلامتی باردار بشی و بمونه برات عزیزم

سوال های مرتبط

مامان معجزه کوچک‌من✨ مامان معجزه کوچک‌من✨ هفته چهارم بارداری
وقتی رفتم پیش دکتر رفایی، گفت که اول باید ببینیم علت اینکه جنین برات تشکیل نشده چیه بعد بریم تو سیکل تخمک کشی و گفت کیستت شده ۸ سانت و خیلی بزرگ شده این منو نگران کرده، فرستاد سونو مپینگ و دو دز هم امپول دکا پپتیل داد بهم
رفتم سونوگرافی سپهر،دکتر دکتر مریم سجادفر
اونجا سونوم کرد و گفت واااای افتضااااحه و کلی ترسوندم و گفت باید بری تخمک اهدایی بگیری خودت اصلا تخمک نداری و کیفیت نداره و کیستات خیلی بزرگ شده و اینا
از اونجا تا خونه گریه کردم... پیش دکتر نصر که جنین شناس بود هم رفتم و گفت علت تشکیل نشدن جنین اینه که کیفیت تخمکات خوب نبوده یسری راهکار بهم داد و گفت توکلت به خدا باشه خدا خیرش بده خیلییی دکتر خوبیه و کلی انرژی مثبت بهم داد...
رفتم دوباره پیش رفایی جواب سونو رو بردم و گفتم دکتر سونو اینو گفته گفت نه نیاز نیست به تخمک اهدایی و برام مکمل نوشت فمی بست گلد و گفت سه ماه بخور مداوم...
از همون روز به خدا توکل کردم و گفتم هرچیزی که خیره برام پیش بیار... سه دوز دکاپپتیل زدم طی سه ماه و وقتی رفتم دکتر دوباره کیستام از ۸ به ۵ سانت رسیده بودن و خیلی کوچیک تر شده بودن...
مامان معجزه کوچک‌من✨ مامان معجزه کوچک‌من✨ هفته چهارم بارداری
من همه چیز رو شپرده بودم به خدا و گفتم هرچی به خیر و صلاحمه بشه...
روز انتقال هم صبح زود رفتیم منتظر شدیم که صدامون بزنن و بریم سمت مرکز رویش که انتقال ها توی شهرک سلامت اونجا انجام میشد
از لحاظ مالی هم خیلی تحت فشار بودیم فقط اندازه یک نی که میشد ۱۷و۵۰۰ پول داشتیم و اگه اون نی از بین میرفت دیگه پولی نداشتیم که برای نی دوم بدیم.
شما وقتی برای انتقال میری بهت میگن که یه مقدار پول اضافه تر داشته باش که اگه خدای نکرده حین بازشدن فریز برای جنین اتفاقی بیوفته یه نی دیگه بازکنن...
ولی خب ما خیلی تحت فشار مالی بودیم اون موقع...
اما خداروشکر برای عزیز ۵روزه ما اتفاقی نیوفتاد و رفتیم سمت اتاق عمل...
داروهامونو چک کردن و کمبود دارویی هارو مینوشتن که دکتر ثبت کنه برامون
بعدم رفتم برا تعویض لباس و رفتم داخل...
یه چند دقیقه نشستم و صلوات میفرستادم و با خداراز و نیاز میکردم
خیلیی ارامش داشتم چون همه چیزو سپرده بودم به خودش‌...
حدود ۱۰ ۲۰ نفری بودیم برای انتقال اما فقط من بیمار دکتر رفایی بودم برای همین زود رفتم داخل...گفته بودن که مثانه باید نیمه پر باشه،چندتا لیوان اب خوردم و رفتم داخل
تو یه اتاق خودم تنها بودم که دکتر رفایی اومد با انرژی مثبت برام انتقال بده... خوابیدم روی تخت و ینفر هم دستگاه سونو رو شکمم گذاشت، عزیز ۵روزمو اوردن و دکتر برام انتقالش داد
اون لحظه ای که گفت جای گذاری شد من بغضم ترکید و یه حس وصف نشدنی ای بود واقعا...
زیرلب گفتم خداروشکر...
دکتر هم گفت همه چیز خوب بود و یه امپول چسب جنین هم برام نوشت که همونجا تزریق بشه....
مامان معجزه کوچک‌من✨ مامان معجزه کوچک‌من✨ هفته چهارم بارداری
وقتی کارت جنین بردم پیش دکتر، دکتر گفت چون چسبندگی داری یدور دیگه تخمک کشی شو و بعد چسبندگی برداریم و بعد انتقال بده...
حالم بد شد از شنیدن اسم تخمک کشی دلم نمیخواست دیگه اذیت بشم،گفتم دکتر یعنی انتقال نه؟
گفت برو یه ویزیت بگیر و بیا تا چونه بزنیم.
رفتم ویزیت گرفتم و منتظر شدم تا صدام بزنه و رفتم داخل...
دوباره هم تو ذهنم گفتم خدایا هرچی تو برام پیش بیاری من میپذیرم و رو چشمم میذارم...
وقتی رفتم داخل دکتر عکس رنگیمو دید که لوله هام بازه و گفت خب باشه انتقال میدیم...
برام سینافکت و الارژنین و ویتامین ها رو نوشت و گفت روز دوم پریودیت بیا
حالا مگه دیگه پریود میشدم؟😂
دوماه پریود نشدم و اخرسر بهم وروژست داد روزی ۳تا که اندومترم ریزش کنه...
بالاخره پریود شدم و رفتم دکتر و شروع شد سیکل انتقالم...
بخاطر اینکه لوله چپم یکم التهاب داشت برام انتی بیوتیک نوشت و استرادیول و ا اس ا گفت هفته دیگه بیا...
داروهامو سروقت میخوردم و مرتب ورزش هم میکردم.
دوباره رفتم سونو...