سلام به روی ماهتون مامانای قشنگم 🥹🤍🌱

بچه‌ها امروز یه عذاب وجدان عجیب گرفتم و گفتم بیام باهاتون درد دل کنم 🥲😂🤍

از وقتی فهمیدم باردارم، کارای خونه رو با همسرم تقسیم کردیم که بیشتر استراحت کنم و فشار زیادی بهم نیاد 🥹🫶🏻 ولی امروز چون خرید کرده بودیم و همسرم هم خسته بود، خودم یه سری از کارا رو انجام دادم، ظرفا و ... رو شستم و بینشونم یه استراحتایی داشتم، ولی خب فاصله‌ی استراحتم زیاد نبود 🥲

حالا از وقتی کارام تموم شده، افتادم به جون خودم که نکنه خسته شده باشم، نکنه به نی‌نی فشار اومده باشه، نکنه اذیت شده باشه و هزار تا فکر دیگه که ول‌کنم نیستن 😭🤍

اصلاً باورم نمیشه یه روزی من به بقیه می‌گفتم انقدر نگران نباشین و به خودتون استرس ندین، ولی الان خودم از همه حساس‌تر و نگران‌تر شدم 😂🥹 انگار تا خودت مامان نشی، نمی‌فهمی این حجم از نگرانی یعنی چی! 🫠🤍

بیاین یکم آرومم کنین، بگین فقط من نیستم که این‌جوری شدم 🥹😂🤍 شما هم سر هر چیزی هزار تا فکر می‌کنین؟

ایشالا که خدا همه‌ی نی‌نی‌های توی دل رو سالم و سلامت به آغوش ماماناشون برسونه و دل همه‌مون رو شاد کنه 🤲🏻🥹🤍

راستیییی، چهارشنبه قراره برم سونو قلب نی‌نی رو ببینم 😭🥹🫀 اصلاً دل تو دلم نیست! اولین باره که قراره ببینمش و نمی‌دونین چقدر هیجان دارم و چقدر استرس دارم هم‌زمان 😭🤍✨

دعا کنین همه‌چی خوب باشه و یه خبر قشنگ با کلی ذوق برگردم پیشتون 🥹🫂🤍

گهواره دورهمی کولیک کودک رفلاکس فرزند پروری گهواره سزارین زایمان نینی

۷ پاسخ

شما چندم پریود شدین روز اول منظورم ؟؟😍😍😍

گلم تازه اول راهی
انشاالله نی نی بدنیا بیاد استرس و نگرانی هات هزاااار برابر میشه
من صبح ساعت3دخترمو بو میکردم میبوسیدم و بخودم میگفتم اگه من بمیرم کی از بچه ام مراقبت کنه؟درست تربیتش میکنم؟بذار وصیت نامه بنویسم،
و هزااااران فکر اینجوری

اووف منم مث توام
این چند روز خیلی پیاده روی کردم
نگرانم🥲

من امروز جلوی در از ماشین میوه فروش وسایل خریدم
دخترم همراهم بود بعد یادم افتاد کارت همراهم نیست
دخترم تو کوچه موند من سریع رفتم ار پله ها بالا و کارت آوردم
بعدش احساس کمردرد خفیف کردم
ی ساعت تمام خودمو لعنت کردم که چرا پله هارو سریع رفتم
هممون همینیم خواهر
حالا بار شوهر تو کمک میده شوهر من میگه استراحت کن خودشم کمک نمیده

بچه اول همینه استراحت زیاد من همش دراز کشیده غذا اینا درست میکردم ولی زود دراز میکشیدم ولی این بارداری استراحتم خیلی کمه


و زمان شنیدن صدای قلبش😍هیچ صدای تو دنیا ب اندازه اون صدا قشنگ نیس من ک زدم زیر گریه با صدای بلند دکترسونوگرافی گفت ای جانم مامانی از شوق گریش گرفت😂

انشاالله

تنهام نیستی همه استرس دارن هرکس یه جور

عزیزدلم خدا حفظش کنه۷ هفته و چند روزی؟

سوال های مرتبط

مامان کنجد🌱🥹 مامان کنجد🌱🥹 هفته هفدهم بارداری
اصلا فکرش رو نمی‌کردم باردار باشم… 🥹🤍

برای اولین بار، ۵ روز تأخیر داشتم هر لحظه و هر ساعت منتظر بودم پریود بشم…
هر روز که می‌گذشت با خودم می‌گفتم: «امروز دیگه میشم»
اما روز پنجم هم گذشت و خبری نشد…

همون‌جا بود که بیشتر از همیشه به معجزه‌ی خدا و حکمتش پی بردم
به اینکه بعضی اتفاق‌ها دقیقا همون زمانی می‌افتن که باید…
نه زودتر، نه دیرتر.
فقط کافیه صبور باشیم و به زمان‌بندی خدا اعتماد کنیم 🤍✨

اصلا قصد نداشتم بی‌بی‌چک بزنم،
اما همسرم اصرار کرد که «بیا بزنیم…» 🥹
و من هم بالاخره قبول کردم

وقتی دیدم خط داره کم‌کم بالا میاد و پررنگ می‌شه،
اشک توی چشمام جمع شد…
همون لحظه فقط گفتم: خدایا شکرت… 🤍

و از ته دلم برای همه‌ی آدم‌هایی که مثل من آرزوی داشتن یه نی‌نی رو دارن دعا کردم؛🧿🤲🏻
آرزو کردم دامن همه‌ی منتظرها سبز بشه و خدا قشنگ‌ترین معجزه‌ش رو مهمون دلشون کنه🌱🤍

۱۶ مرداد، ساعت ۲۱:۳۱ دقیقه
بهترین شب زندگی من شد…
شبی که فهمیدم یه قلب کوچولو داره توی دل من شکل می‌گیره🥹👶🏻

و صبح ۱۷ مرداد، ساعت ۱۱:۳۰ رفتم آزمایش…
وقتی جواب رو دیدم و فهمیدم که بعله… مثبته!
دیگه خیالم راحت شد که واقعا توی دل منی،
که این خواب شیرین واقعی شده… 🥹🤍

خداروشکر که تودلی مامان شدی،
اومدی و خوشحالمون کردی قلب مامان… 🤰🏼🫀

هنوز باورم نمی‌شه قراره مامان بشم…
ولی از همین حالا، بیشتر از چیزی که بتونم با کلمات بگم دوستت دارم🫂👶🏻

خوش اومدی قشنگ‌ترین اتفاق زندگی‌مون…
خیلی خوشحالم از اومدنت🧿🧿🧿🧿🧿🧿🤍
مامان فسقل مامان فسقل ۷ ماهگی
نامه‌ای برای چهار فرشته‌ی من 🤍

امروز فقط برای یک سونوگرافی نرفتم…
امروز رفتم تا برای اولین بار صدای زندگیِ سه تا از عزیزترین آدم‌های دنیام رو بشنوم… 🥹
وقتی دکتر گفت: «هر سه تا قلب تشکیل شده و می‌زنن»
نمی‌دونستم باید بخندم، گریه کنم، یا فقط دستم رو روی قلبم بذارم و خدا رو شکر کنم…
سه تا قلب کوچولو، سه تا زندگی، سه تا معجزه… 🤍
من هنوز یه پسر چهارماهه توی آغوشم دارم…
هنوز بوی بچگیش از لباسام نرفته، هنوز دستای کوچیکش دور انگشتم حلقه میشه…
و حالا فهمیدم سه تا فرشته‌ی دیگه هم دارن آروم‌آروم به سمت آغوشم میان… 🥹
پسرم… تو هنوز خودت بچه‌ای، اما یه روز می‌فهمی که چقدر بزرگ شدی وقتی شدی داداشِ سه تا کوچولویی که امروز برای اولین بار قلبشون رو شنیدیم… 🤍
و شما سه تا کوچولوی من…
شاید هنوز صدای منو نمی‌شنوید، شاید هنوز حتی نمی‌دونید مامان یعنی چی…
ولی مامانتون از همین امروز قول میده هر کاری از دستش برمیاد بکنه تا یه روز شما رو سالم بغل کنه.
قول میدم روزی که برای اولین بار صورت‌هاتون رو ببینم، تمام این روزها رو فراموش کنم…
تمام ترس‌ها، تمام انتظارها، تمام اشک‌ها… فقط شما بمونید و آغوش من. 😭🤍
اگر یه روز این نوشته رو خوندید، بدونید خیلی قبل‌تر از اینکه شما به دنیا بیاید، چهار تا قلب توی سینه‌ی مامانتون برای شما می‌تپید…
یکی برای پسری که امروز توی آغوشمه،
و سه تا برای سه فرشته‌ای که امروز صدای قلبشون رو شنیدم. 🥹
خدایا…
من ازت چهار تا بچه خواستم؟ نه…
اما تو چهار تا دلیل برای زنده موندن، برای جنگیدن، برای خندیدن و برای شکر کردنت بهم دادی. 🤍
👶🏻🤍👶🏻🤍👶🏻🤍👶🏻
مامان Nikan💙🧸 مامان Nikan💙🧸 هفته نوزدهم بارداری
مامان نفس مامان نفس هفته هفتم بارداری
خدایا… 🥹🤍

یه بار قلبم رو به تو سپردم و با هزار تا آرزو، منتظر به آغوش کشیدنش بودم… اما قسمت شد که با دست‌های خالی و دلی شکسته، نبودنش رو تحمل کنم. 💔

اون روزا فقط تو می‌دونستی چه شب‌هایی رو با اشک صبح کردم و چند بار ازت پرسیدم: «خدایا، چرا من؟» 🥀

حالا دوباره دو خط صورتی روی یه بی‌بی‌چک، دلم رو پر از امید کرده… انگار دوباره یه فرشته کوچولو رو به من هدیه دادی. 🥹🫂

خدایا، این بار دیگه نمی‌خوام با چشمای اشکی صدات کنم…
این بار می‌خوام با اشک شوق، دستام رو به آسمون بلند کنم و بگم:

خدایا، شکرت که دوباره منو لایق حس قشنگ مادر شدن دونستی… 🤍

من هنوزم می‌ترسم، هنوزم ته دلم از تکرار اون درد می‌لرزم؛ اما به تو ایمان دارم، به مهربونیت، به معجزه‌هات…

خدایا، این بار خودت نگهدارش باش…
نذار دوباره آغوشم خالی بمونه…
نذار دوباره صدای گریه‌هام به جای خنده‌های بچه‌م، توی خونه بپیچه…

خدایا، این کوچولوی تازه‌رسیده رو به تو می‌سپارم؛ تویی که از همه بیشتر می‌تونی مراقبش باشی. 🥹🤲🏻

این بار می‌خوام آخر قصه‌م، به جای خداحافظی، بگم:
«سلام کوچولوی من… مامان خیلی منتظرت بود.» 👶🏻🤍

الهی آمین… 🤲🏻🕊️
ازمایش مثبت شده خواهرا عدد بتام ۷۶۷ ممیزه نمیدونم چقدر دیروز موعدم بود بماند به یادگار۱۴۰۵/726