۷ پاسخ

قشنگه

فک نکنم برای بله بروون یا همون قند شکن لباس مجلسی بلند بپوشن
یه اورال شیک یا ی ماکسی جذب خیلی بهتره

قندشکن چیه

آره خیلی قشنگ میشه

اینم برا قند شکن

تصویر

واسه قند شکنی ی چیز رسمی خانومانه بپوش قشنگ میشه

این برا تالارش

تصویر

سوال های مرتبط

مهدیه مهدیه قصد بارداری
دختراا
برا تولد شوهرم سیاه قلم سفارش دادم ولی یه عکس دوتایی
میدونم عکس دوتایی برا سالگردو اینا خوبه ولی نمیدونستم چی بخرم همیشه میگفت خوشش میاد یه عکس سیاه قلم دونفره داشته باشیم

سه شنبه 1 اردیبهشت تولدشه
مامانم میگه تولدشو جمعه بگیریم یعنی جمعه سوپرایزش کنیم حالا چجوری
منو شوهرم خیلی عادی مثل جمعه های قبل بریم رستوران از قبل با گارسون یا صاحب رستوران هماهنگ کنم که مامانم اینا میان با کیکو کادوی خودشون و کادوی منم اونا میارن همونجا تو رستوران یه جشن کوچولوی دورهمی داریم

یا اینکه میتونیم دو نفره تو همون رستوران یا کافه یه جشن دونفره بگیریم
مثلا من کیک و کادومو ببرم کافه بعد زنگ بزنم فلان جام بیا دنبالم بیاد سوپرایزش کنم
بعد تو خونه هم با خانواده خودم یه جشن دیگه بگیریم حالا جشنی ک میگم در اون حد ریخت و پاش و بزن و برقص نداره ها همین کیک و تنقلات و اینا فقط

بنظر شما کدوم بهتره؟

فرزندپروری شیرخشک غذای کودک فرنی سرلاک رفلاکس کولیک واکسن شیرخواران پوشک بچه نینی پوشک مولفیکس هانیز ببم مای بی بی
مامان جوجه زعفرونی مامان جوجه زعفرونی ۹ ماهگی
سلام مامانا میشه بهم کمک کنید درست تصمیم بگیرم؟ من یه برادر شوهر دارم که یه پسر پنج ساله داره مادر شوهر م عاشق این بچس منم دو ماهه پسرم ب دنیا اومده ماپر شوهرم شاید کلت سه بار بچمو بغل کرده ما بیشتر وقتا میریم خونه مادر شوهزم از پنج ساعتی ک اونجام ۴ ساعتشو داره قوربون صدقه پسر جاریم میره و‌بغلش میکنه پسر جاریم دم در گوش پسرم جیغ میکشه گاهی سمتش وسیله پرت میکنه و چون بچس دو سه بتر دیدم ک داره سر پسرمو فشار میده مادر شوهرم و پدر مادر این بچه هیچی بهش نمیگن حتی من با مهربونی بهش میگم مواظب پسر عموت باش چیز سمتش پرت نکن بهشون برمیخوره پری روز من خونه مادر شوهرم بودم بچم واکسن زده بود همش بالا میاورد خیلی کلافه بود و من چند بتر ک براش شیر خشک درست کردم بچه بغلم بود ی دستم‌ب ابجوش و با کلی مشقت شیرشو حاضر میکردم نه مادر شوهرم نه جاریم اصلاذنکفتن لا اقل بچه رو بده ما نکه داریم بچه کلی رو لباسم بالا اورد من بچه ب بغل رفتم اب گرفتم ب یقه لباسم ولی بازم اصلا نگفتن بده ی ثانیه ما نکه داریم بماند ک من کلی کار بخاطر جاریم و لچش کردم و حتی اخرای بارداریم من متوجه شدم پسر جاریم. دچار افت پلاکت شده با وضعیت بارداریم و اینکه باید مواظب میبوذم ویروس نگبرم پا شدم با جاریم بردمش پیش دکتر خوبی ک میشناختم ک دکتر گفت اگه دیرتر میاوردین بچه خونریزی مغزی میکرد ولی اونا اینجوری رفتار کیکنن حتی اخرش من ی ساک سنگین دستم بود یه دست دیگمم بچه یکی عز اقواممون گفت بدین من ساکو بیارم برادر شوهرم بهش گفت بشین نمبخواد کمک کنی حالا تصمیم گرفتم دیگه نرم اونجا و بهشون بگم رفتارتون بی احترامیه ب نظرتون من حق دارم یا نه؟