اینجور چیزارو هرجایی نشین بگو خواهر از من به تو نصیحت شوهر منم همین شکلی بود هرجا تعریف میکردم زن های فامیل چشم زدن الان یه روز خونه باشه همش میره توگوشی میگم بریم بیرون میگه برو بابا از دست تو نمیشه یه روز خونه استراحت کنم همون بیرون بهتره. یعنی تا این حد دیگه کمک که اصلا نمیده. هرچی شادی و خوشی دارین تو خونتون نگهدارید استوری و تعریف نکنید چشم حسود زیاده
همسر من زیاد بچه رو نمیگیره همه کاراش را خودمه اما تو کارای خونه خیلیییییی کمکم میکنه شستن ظرفا گردگیری حتی جارو چون من از کثیفی بدم میاد
وای من یک روز جمعه کار زیاد داشتم اینقد شوهرم نق زد که دیگه حوصلم سر رفت گفتم پاشو برو خونه مامانت بزار من با بچم با کارم بمیرم دیگه رومخم راه میری اینقد گفتم که دیگه دلم خنک شد رفت تا برگشت هم کارم تمام شد خوش بحالت
ایشالا همیشه همینطور بمونین
همسر منم خودش تو بیمارستان باهام بود
همه کار منو بچه رو میکرد بعد هم که اومدیم خونه همونجور
هم اشپزی میکنه هم تو تمیز کردن کمک میکنه هم شبا پیش دیار میخوابه هم پوشک میکنه هم شیر میده هم حموم میبره
خانوادشم که کلا هیچن
فقط حرف و اداعن
خانواده خودمم که قطع رابطه ام جز با داداشش و بابام
کل فکر کنی نه راه پس دارم نه راه پیش
از یه طرف میگم شوهرم نه رفیق بازه نه سراغ زنا میره صبح تا شب شب تا صبح تو جاده س داره کار میکنه اونم حق داره بیاد خونه استراحت کنه
ولی پس کی قراره کارای خونه منو بکنه
اونایی که مربوط به همسرم میشه
هر بار که پوشک عوض کنم بچه رو میشورم
شوهرم یا خونه نیست یا اگه باشه میخوابه ، میخوره و یا میره تو گوشی کلا زحمت به خودش نمیده
واقعا من خیلی فشار روی زندگیمه
اون دو سالی که نامزد بودم یه درصدم فکر نمیکردم زندگیم اینطور بشه
ولی چاره چیه
ما خودمون پنج سال اول بچه دار نشدیم سال اولشو خودمون نخواستیم سه چهارسال اقدام میکردیم نتیجه نمیداد دیه همه میگفتن مشکل از کدوممتونه بچدار نمیشین
تا با هزاز نذر و نیاز بچه دار شدیم
الان برا هر خریدیش بجای ذوق کردن حرص میخورم
حرف میزنم میگه چ کار کنم ناراحتی برو
گل بی خار فقط خداست هرکی بگی یه مشکلی داره
من الان همسرم طوری شغلش سه چهار روز خونه س یه هفته ده روز سرکار
مثلا میاد خونه انتظار داره خونش خوابگاه باشه
بیاد خونه فقط بخوابه
منم ۲۴ ساعت تنهام یه وعده درست حسابی سر تایم نمیتونم بخورم از دست بچم
حماممو ساعت دو شب میرم میام بیرون نمیتونم سشوار روشن کن میگم الان صداش پخش میشه تو ساختمون
هر روز اشغالا و پوشکا رو باید خود ببرم بیرون حتی وقتی اونم خونه باشه صدبار باید بهش بگم تا ببرش
حتی خودم باید ببرم بندازمشون تو یه نایلون همه آشغالا رو بدم دستش ببرش
کلی غرم بزنه
میاد خونه میگی برو خریذ
میگه چیه مه هر روز بایذ برم خرید کنم
تایم رابطمون افتاده نصفه شبا
بی نهایت ناراضیه میگه خوابم بهم میخوره
انگار مقصرش منم
اون روزایی که خونس صبح زودش پا میشه دنبال کارای ماشینش ظهر میاد ناهار مخوره میره تا پنج
پنج میاد دیگه وقت شلوغکاری بچمه تا ده یازده شب
همسرمنم خیلی کمکه حالاتوبچه داری کمترولی توکارای خونه خیلی بهم کمک میکنه یجورایی وظیفه خودش میدونه وقتی من حالم خوب نیس سرم شلوغه یاخستم بخونم برسه درکل که ازش خیلی راضیم
خیلی خوبه گلم، همسر من متاسفانه هرگز کنارم نبود بار سنگین بچه داری روی دوش خودم تنهایی بوده، فرهنگ خانواده اش مردسالار بوده منم توی این سالها کلی جنگیدم ولی بی فایده بود الان فشارش برای من بیشتر شده
وقتی میاد فقط استراحت خیلی کم پیش بیاد کمک دستم باشه
چقدر خوب و عالی منم همسرم حمایت گره ولی شستن و حموم بردنش با خودم بوده مثلا نگه میداره برم عزوسی یا ارایشگاه باهاش بازی میکنه کارامو انجام بده کمکش میکرد اوایل بخابونمش و این طوری
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.