من زمانیکه مجرد بودم پسر خواهرمو کلا من بزرگ کردم. خدا شاهده آبجیم میرفت سرکار اینقد عاشق بچه ش بودم حتی نمیزاشتم شبا ببرتش. خودم بهش شیرخشک میدادم. پوشکشو عوض میکردم. غذا بهش میدادم. ولی الان بزرگ شده منو از مامانش بیشتر دوس داره
من خواهر دارم ولی بچه داری بلد نیست
چون دخترم خیلی وابستگی داره به خودم
ببرم حمام تحویل خواهر بدم جیغ و گریه و
باهم دعواشون میشه
همینجوریش با دخترم بازی نمیکنه
الان یک ماهه خونمه چون مامان بابام تهرانن
با دخترم همش دعوا میکنه سرش داد میزنه
من که خواهر ندارم
یه مامان دارم و یه برادر
هفته ای یا ده روزی یکبار میرم خونشون
اونم از عصر تا بعد از شام
داداش من اصلا با بچم بازی نمیکنه حتی سرگرمشم نمیکنه
همش گوشی دستشه چت میکنه با دوست دخترش
مامانمم میگه کمر ندارم پا ندارم با اینکه ۵۳ سالشه
اصلا کمک ندارم تنهای تنهام
دیوونه شدم
من یسال دخترامو خواهرام نگه میداشتن برام الان اومد شهر دور تنهام هروقت میرم شهرخودمون انگار مجردم😂😂بچه ندارم
عزیزمممم خوشبحالت خواهر داری همیشه حسرتشو میخورم😭😭
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.