۱۲ پاسخ

من ۲۰ ماهگی گرفتمش . خوابش عالی شده خوراکشم عالی . کاش ۱۸ ماهگی می‌گرفتم

ببین بگیر از شیر خودتو راحت کن پسر من نوزده ماهگی گرفتم شیر گاو بجاش با بطری نی دار دادم الان دیگه خوابشم مستقل فاصله تختامون ببین
اصلا اروم شده همه چی

تصویر

یه یه ماهم صبرکن

منم مث تو بودم ولی امروز از صب که بیدار شدم دیگ بهش شیر ندادم و تصمیم جدی گرفتم

با شیرت وزن میگیره؟

دقیقا تو شرایط شمام الان ی هفته اس میگم فردا دیگ شروع میکنم باز دلم نمیاد
کاش خدا کمکون کنه بتونیم بگیریم🥲

من یک سالوسه ماهگی گرفتم ازشیر، البته دکترگفتش، چون دارومصرف میکردم، الان خداروشکرهمه چیش عالیه

عزیزم یه چی بگم یادت باشه این کلمه اشتباه که از شیر بگیرم فقط باید وابستگی رو بگیریم و الله شیر باید تا آخر عمر خورده بشه و لازمه بدن اگه شیر خودتو میدی جدا کن کم کم در روز یار یبار هم قبل خواب شیر گرم کن بده بخوره رفته رفته روزی یه لیوانش کن فقط حتما جداش کن چون الان دیگه بدنش بیشتر به غذا نیاز داره ولی یادت باش نه جدایی کامل از شیر شیر باید بخوره شیر پاستوریزه گرم کن بده بخوره

من یه سال و هشت ماهش هنوز پر نشده بود گرفتم ببین خوابش هنوز اوکی نشده همچنان چند بار بیدار میشه گاهی زجه میزنه تو خواب گاهیم نه آروم میخابه چند بار نق نق میکنه اب میخوره باز میخابه
یکی از حسناش این بود ک دخترم برای اولی بار تخم مرغ خورد سه وعده غذا کم میخوره ولی میخوره قبل اینکه شیر بگیرم ی وعدم نمیخورد من راضیم تغریبا نق نق شیر نداره دیگه

دوماه دیگه این حرفارو نداره که
تا پروسه رو شروع کنی این دوماهم میگذره،
بگیر

نه باباخیلی راحت میشی منم خیلی احساسی میشدم دلم میسوخت ولی الان راحت شدم یکی دوروز اذیت کرد الان بهترشده

چرا عذاب وجدان ؟؟؟ مگه کم بهش شیر دادی؟
منم خیلی لاغر و ضعیف شده بودم.. پسرمم دیگه زیادی وابسته شده بود.. از شیر گرفتم.. اصلا عذاب وجدان نداشته باش بدون بهترین کاره هم برای خودت هم بچه ات.. هم خوابش بهتر میشه هم غذا خوردنش.. شروع کن انشاالله راحت باشه برات

سوال های مرتبط

مامان سبحان وبهار🇮🇷 مامان سبحان وبهار🇮🇷 ۷ ماهگی
من واقعا آمادگی روانی از شیر گرفتن سبحان رو نداشتم. نمیدونم این چه کاری بود کردم 🫠
از یه طرف از بعد مریضیش مدام آویزون سینه بود و غذا نمیخورد، از یه طرف هم هردفعه ناراحت بود میخواست با سینه خودشو آروم کنه.
الان ولی دو هفته تقریبا میگذره از وقتی از شیر گرفتمش، به شدت غرغروتر شده و از یه طرف عذاب وجدان دارم و دلم میسوزه براش میگم کاش از شیر نمی‌گرفتم. این عذاب وجدانه یقه منو ول نمیکنه.
بعضی وقتا با خودم میگم بدم دوباره بخوره تا آخر تابستون، ولی باز با خودم میگم خودت میدونی این کار اشتباهه و بچه بیشتر زجر میکشه از اینکه بخوای دوباره از اول از شیر بگیریش.
مایعات و میوه و غذا و اینا خوب میخوره و از اون بابت نگرانی ندارم ولی اصلا از لحاظ ذهنی نتونستم هنوز به پذیرش این برسم که دیگه شیر نمی‌خوره 🥲
امروز بعد دو هفته یهو وسط گریه گفت می می و گفتم می می تموم شده دیگه مامان. ولی یهو دادم دو تا میک بزنه که مطمئن بشه تموم شده 🫠 دارم دیوونه میشم فکر کنم 😶