امروز دخترمو بخاطر اسهال و استفراغ ک بردم دکتر
بهم گفت بچت چندبار در روز شیرتو میخوره
تا خواستم بگم
سریع گفت حتما روزی پنجاه بار
گفتم دقیقا
گفت مشخصه
گفتم تو شب هم خیلییییییی بیدار میشه
یه دمتر دیگه میگف جای خواب جدا کن ، جدا کردم
گفت آهنش کمه ، دو سی سی بده که دادم
تأثیری نداشت اصلا
گفت کاری به کمبود ویتامین هاش ندارم
به نظر منم کمن
ولی بچت اضطراب داره خیلی
خیفی بهت وابستس ، از کاراش مشخصه
گفتم میخام از شیر بکیرمش
گفت یه وقت اینکارو نکنی
اضطراب و استرس بچت خیلییییییی بیشتر میشه
باید شیر خوردنشو تدریجی کم کنی
باید از پنجاه بار خوردن به سه بار خوردن برسونی
میگفت برا کنترل این همه اضطراب بچت ، باید هرروز ببریش پارک
با بچه ها خیلی بازی کنه تا کمتر شه
گفتم اتفاقا با بچه ها خیلی بازی میکنه
میگفت بازی کنه ولی تو پیشش نباش
ببرش پارک ، بذار ازت دور شه
تا از وابستگیش کم شه
گفت بذار ویروس بچت خوب شه
بیا برا مشاوره تا کمکت کنم هم بتونی استرس بچتو کنترل کنی و هم راحت تر از شیر بگیریش

فرزندپروری
دورهمی
کودک
شیرخشک
بچه
فرزند
کودک
دورهمی
فرزندپروری
پوشک
کولیک

۱۰ پاسخ

یه راهنمایی بهت بکنم
بچه منم خیلی وابسته بود به شیر
یه روز تصمیم گرفتم فقط توی اتاق بهش شیر بدم
بر خلاف قبلا که هر جای خونه بود بهش میدادم
و از اون موقع دیگه خیلی کمتر شد شیر خوردنش
و بعد کم کم ساعت گذاشتم برای شیر خوردنش و ساعتشو زیاد کردم
از ۱ ساعت و نیم شروع کردم و الان یهو چهار ساعت میشه که اصلا شیر نمیخواد
هر وقت خواست حواسشو پرت کن
همش خوراکی و آب بزار جلوی دستش که سیر بشه
امیدوارم موفق بشی

وای عزیزم دقیقا مثل دختر من
اونجایی که گفتی مامانت میگه بچه یکه شناس دقیقا به منم میگن
دختر منم اضطراب جدایی داره
کلافم همش به من میچسبه
جایی میریم بغل کسی نمیره اما با بچه ها خوب بازی میکنه
منم دقیقا مثل شما همش دونفری خونه تنهام

عزیزم چه خوب راهنماییت کرد دکتر،حالا منم تجربمو بگم پسر من خیلییییی اضطراب وحشتناک داشت و‌البته هنوزم داره ،ی سر به تایپیکام بزنید متوجه میشید،بعد ده روز پیش یهویی از شیر زدمش خیلییییی خوب شده بنظرم همه جوره خم اضطرابش هم گریه های الکیش

و اینکه تدریجی هم بخوای بگیری گوگل بزنی روش چهار در چهار از شیر گرفتن بخون قشنگ متوجه میشی روش خوبیه من پسرمو اینجوری از شیر خودم گرفتم چون حامله شدم بچمو ده ماهگی از شیر خودم گرفتم و درحال حاضر شیر خشکیه و باید شیر شبش رو قطع کنم ک نمیشع متاسفانه با وجود بچه کوچیک دیگه🫠

اسم دکتر ک بردی چیه و کجاس؟

الهی بگردم قشنگ درکت میکنم وابستگی چیه و اظطراب جدایی چیه ... ببین عزیزم من پسرم تو سن ۶و ۷ ماهگی اینجوری بود اما چون پسرم خوابش سبک بود و با بدبختی ب خواب میرفت همیشه چ تو خونه خودمون چ خونه بقیه (خونه بابام و‌پدرشوهرم )تو اتاق بهش شیر میدادم و حتی تو دورانی ک اظطراب جدایی داشت و هیچ درکی از هیچی نداشت ب سینم وابسته نبود ک بخواد هرلحظه بخوره چ روز چ شب....و بازی کردن واقعا تاثیر داره مثلا موقعی هوا گرمه بذار تو خونه تو ی تشت کوچولو آب بازی کنه حواسش پرت میشه گرسنه میشه غذا میخواد بهش بده

منم بچم هم شبا هم روزا خیلی شیر میخورد الان چند روزهست روزا میگه ممه با خوراکی و غذا و بازی سرگرمش کردم الان روزا اصلا نمیگه شیر ولی شبا هنوز بیدار میشه واسه شیر که اونم کم شده

کدوم دکتر بردین عزیزم و کدوم شهر؟

چندتا از دوستای من گرفتن گفتن یدفعه قطع کردیم
دختر منم ترسوعه نسبت ب همه چی
بعضیا میگن یدفعه قطع کن بعضیا میگن تدریجی 🥲

اولین بارم بود پیش این دکتر رفتم
دکتری ک میبردم از شانسم امروز زودتر رفته بود و تو هم ساختمون پیش یه دکتر دیگ بردم
که فهمیدم اون دکتر با اینکه فوق تخصص داره
واقعا گاو تشریف داش
ولی این دکتر واقعا عالی بود و خیلی خوشم اومد از راهنماییش
و حسابی برام توضیح داد
هر دارویی مینوشت قشنگ دو سه بار میگف حتما اینکارو کنیااا
میگفت اگه دیدی حال دخترت بدتر شده بهم واتس اپ پیام بذه بهت بگم چیکار کنی

سوال های مرتبط

مامان نیکا مامان نیکا ۱ سالگی
تجربه من از شیر گرفتن دخترم تو ۱۸ ماهگی.
خانوما من دخترم اصلا وزن نمی‌گرفت،مرتب به سینم چسبیده بود جوری که ن غذا میخورد ن میوه،و ن هیچ چیز دیگه ای..شبا تا صبح ده بار از خواب بیدار می‌شد مرتب شیر میخورد،از اونور خودمم ۱۸ کیلو وزن کم کرده بودم و خیلی بدنم ضعیف شده بود قبلش با یه متخصص صحبت کردم و گفت بنظر من بهتره از شیر بگیری تا بچت به غذا عادت کنه و جون بگیره.
من اومدم شهرستان خونه پدرم و خیلی عذاب وجدان داشتم و حتی فکر کردن بهش که این آخرین بار دخترم شیر میخوره اشکمو در میورد یه روز صبح ساعت ده بهش شیر دادم و بعدش مشغول بازی با دختر خاله هاش شد با زغال نوک سینمو یه کوچولو سیاه کردم اومد گفت می می بهش نشون دادم گفتم دو دو شده پیرهنمو پایین کشید و رفت و من اون لحظه قلبم درد گرفت،انقد مشغول بازی میشد که شیرو یادش می‌رفت شبش تا صب بی قراری کرد اصلا نخوابید همش رو پام بود خیلی گریه کرد بهش شیر موز میدادم،یا آب ولی مدام گریه میکرد از شب دوم فقط دو سه بار بیدار می‌شد اونم آب میدادم بدون گریه می‌خوابید از شب سوم دیگه عالی بود،نیکایی که من فک میکردم هیچ وقت از شیر گرفته نمیشه به لطف خدا و کمک خونواده از شیر گرفته شد و از شب ساعت ده می‌خوابه تا ده صب اصلا بیدار نمیشه شاید مثلا یه بار اونم تشنه باشه.الهی شکر غذا خوردنش خیلیییییی خوب شده میان وعده و میوه زیاد دوست داره و همه چی میخوره خودمم دیگه راحتم.اینم بگم شیر پاستوریزه،شیر موز مرتب بهش میدم.
مامان یاسین مامان یاسین ۲ سالگی
به لحظات ملکوتی واکسن نزدیک میشیم 😖😖🥴
در اصل که باید دیروز واکسن میزد یعنی بیستم
ولی خانه بهداشت که زنگ زدم ماه پیش گفت فقط دوشنبه ها واکسن میزنن
خلاصه سه روز دیگه من از استرس میمیرم 😵‍💫😵‍💫😵‍💫
از هیچ واکسنی مثل این نمیترسیدم
بعدم یکی از پزشک هامون گفت از یه هفته قبلش شروع کن به تقویت کردنش هرروز براش ابگوشت تو شیشه درست کن یه روز با گوشت بلدرچین یه روز با گوشت گوسفند ، گفت میوه این چند روز بیشتر بهش بده ، مایعات مثل آب سیب و آب هویج بده بهش ، سبزیجات بخارپز هم مخصوصا کدوحلوایی گفت بده . گفت مخصوصا یکی دو روز قبلش غذاهای سنگین و حساسیت زا و خیلی غذاهای با مزاج گرم نده .
روزای اول واکسن فقط مایعات زیاد با حریره و سوپ و ابگوشت بده . غذاهای سنگین و چرب و گرمی گفت نده اصلا تا سه روز . گفت سر همه ی بچه هاش اینکارو میکرده و واکسن هاشون خیلی سبک بوده
گفتم شاید به درد شماهم بخوره 🫠
منم دارم این روند رو میرم تا ببینم نتیجه میده یا نه 🥲