تجربه من از شیر گرفتن دخترم تو ۱۸ ماهگی.
خانوما من دخترم اصلا وزن نمی‌گرفت،مرتب به سینم چسبیده بود جوری که ن غذا میخورد ن میوه،و ن هیچ چیز دیگه ای..شبا تا صبح ده بار از خواب بیدار می‌شد مرتب شیر میخورد،از اونور خودمم ۱۸ کیلو وزن کم کرده بودم و خیلی بدنم ضعیف شده بود قبلش با یه متخصص صحبت کردم و گفت بنظر من بهتره از شیر بگیری تا بچت به غذا عادت کنه و جون بگیره.
من اومدم شهرستان خونه پدرم و خیلی عذاب وجدان داشتم و حتی فکر کردن بهش که این آخرین بار دخترم شیر میخوره اشکمو در میورد یه روز صبح ساعت ده بهش شیر دادم و بعدش مشغول بازی با دختر خاله هاش شد با زغال نوک سینمو یه کوچولو سیاه کردم اومد گفت می می بهش نشون دادم گفتم دو دو شده پیرهنمو پایین کشید و رفت و من اون لحظه قلبم درد گرفت،انقد مشغول بازی میشد که شیرو یادش می‌رفت شبش تا صب بی قراری کرد اصلا نخوابید همش رو پام بود خیلی گریه کرد بهش شیر موز میدادم،یا آب ولی مدام گریه میکرد از شب دوم فقط دو سه بار بیدار می‌شد اونم آب میدادم بدون گریه می‌خوابید از شب سوم دیگه عالی بود،نیکایی که من فک میکردم هیچ وقت از شیر گرفته نمیشه به لطف خدا و کمک خونواده از شیر گرفته شد و از شب ساعت ده می‌خوابه تا ده صب اصلا بیدار نمیشه شاید مثلا یه بار اونم تشنه باشه.الهی شکر غذا خوردنش خیلیییییی خوب شده میان وعده و میوه زیاد دوست داره و همه چی میخوره خودمم دیگه راحتم.اینم بگم شیر پاستوریزه،شیر موز مرتب بهش میدم.

۶ پاسخ

منم روز دوم که بچه رو دارم میگیرم شب اول عالی بود دیشب یکم اذیت کرد سر شب و امیدوارم امروز ظهر بیدار نشه برای شیر خدا کمک هممون کنه

من که انقدر دخترم اذیت کرد خیلیییییی گریه میکرد تا بیست روز شبا تا صبح بیدار بود که پشتم میلرزه وقتی فکر میکنم قراره پسرمو از شیر بگیرم

دختر من خیلییییی وابستس یعنی میشه از شیر بگیرمش خودم شدم ۴۰ کیلو اینم فقططط شیر میخوره کلافم بخداااااا

من شیر شبو قطع کردم
شیر صبحم قطع کردم
مونده از ۱۲ظهر تا ۱۰شب رو قطع کنم
ولی دختر من اصلا شیر پاستوریزه و ماجان و اینا نمیخوره موندم چیکارش کنم

خیلیم عالی
منم همین الان چسب زدم و میخام ازشیربگیرم انشالله اگ بتونم
دخترم خیلی وابسته اس جوری ک میگم اوف شده جیغ میزنه و گریه میکنه، الانم خابه بیدارشه ببینم عکس العملش چیه🥲🥲

واای چه خوب یعنی منم پسرمو از شیر بگیرم خوب‌میشه غذا خوردنش اصلا غذا نمیخوره خوب وزن نمیگیره همش میچسپه به من

سوال های مرتبط

مامان شکر پنیر مامان شکر پنیر ۲ سالگی
شیر شب هم از چهار ماهگی شروع کردم و از نزدیکترین تایم به وعده شب شروع کردم مثلا پنج ماهگی که غذا خور شد شام می‌دادم بعد نیمساعت شیر و بعد نیمساعت خواب و بعد به ترتیب از نزدیکترین تایم به وعده غذایی شروع به خذف کردم مثلا ده شب رو آب میدادم یک یا دو بامداد رو شیر میدادم بعد کم کم تایم گرفتم از ۱۵ دقیقه شروع کردم و هر سه شب دو سه دقیقه کم کردم تا تایم ۵ صبح که طرفای شش ماهگی بود و واسه دندون و مشورت با متخصص خواب این وعده تا حوالی یازده ماهگی ادامه داشت تا حذف کلی با همون شیوه قبلی شیر روز هم دخترم پنج‌وعده می‌خواد که با بازی و … دو نه دونه حذف کردم البته دخترم خودش تایم شب قبل خواب رو اول حذف کرد چون غذا و آب می‌خواد دیگه شیر تمایل نداشت و کم کم شیر پاستوریزه توی لیوان نی دار بهش دادم تا حس نمیدن درش ارضا بشه و سینه نخواد
البته دختر من یکساله ک شد پنج وعده در ۲۴ ساعت شیر می‌خورد که با آمادگی خودم و دخترم و با توجه به تحقیقات که شیر بعد یکسالگی ارزش غذایی نداره و صرفا یک عادت هست این پنج وعده رو شروع به کم کردن کردیم چون بچه یکساله نهایتا سه وعده شیر باید بخوره و کم کم با پیشنهاد جایگزین مثل میوه های آبدار و خنک و شیر گرم پاستوریزه تو لیوان نی دار و بازی و سرگرم کردنش وعده ها رو کم کردیم و سیزده ماهش که بود خودش کلا دیگه شیر نخورد و الان شیر پاستوریزه می‌خوره
مامان پناه مامان پناه ۳ سالگی
مامان خورشید و‌ ماه مامان خورشید و‌ ماه ۲ سالگی
تجربه از شیر گرفتنمو میخوام بنویسم .
وزنش کم بود ، به هیچ عنوان زیر بار غذا خوردن نمیرفت ، و شبها تا صبح خیلی بیدار میشد برای شیر ، به این دلایل تصمیم گرفتم شروع کنم از شیر بگیرم .
امروز روز دوم بود ، روز اول شیشه شیرش رو رنگ سیاه زدم بهش نشون دادم ، تعجب کرد اول ، شاید یکم چندشش شد ، دو سه باری که درخواست شیر داشت با دیدن شیشه اش منصرف میشد اما دیگه نزدیک ظهر حاضر بود توی همون شیشه هم شیر بخوره و میبرد نزدیک دهنش که دیگه ازش گرفتم و گفتم شیشه خراب شده ، کپک زده .... طبیعتاً گریه کرد ، بی قراری کرد زیاد ، حاضر نشد غذا بخوره که دیگه مجبوری با باباش به زور بهش چندتا لقمه دادیم ( مخالف غذا دادن زوری هستم ولی نتیجه اش تا الان فقط شده بود شیر خوردن و بدغذایی ) . دیگه یکم که سیر شد بی قراریش کمتر شد.
شب موقع خواب از قبل چون عادتش داده بودم بدون شیر بخوابه راحت خوابید اما اینکه هر دو ساعت برای شیر بیدار میشد شده بود معضلم که تصمیم گرفتم فعلا چند روزی قبل از بیدار شدنش توی خواب عمیق خودم بهش شیر بدم که دیگه اصن بیدار نشه ، بنابراین ساعت گذاشتم که خودم زودتر بیدار شم و تا خوابش عمیقه شیرش رو بدم .
روز دوم هنوز سراغ شیر خوردن رو میگیره ، اما دیگه خیلی سیریش نمیشه میتونم با غذا سرگرمش کنم ، هر سه وعده و میان وعده رو میخوره اما واقعا حجم کمی میخوره که برام نگران کنندس!
میترسم با از شیر گرفتن لاغرتر شه .....
و ترس دومم اینکه میترسم این پروسه یکی دوماه طول‌ بکشه ، چون درحال خوندن تجربیات بقیه بودم و دیدم چند نفری نوشتن هنوز بعد ۲۰ روز یا یک ماه درگیر بی قراری و بی خوابی بچه‌ان 😩
مامان Ana مامان Ana ۲ سالگی
من دخترمو چند روزه از شیر گرفتم چون شبا بیش از حد شیر میخورد تا صبح ده بار بیدار می‌شد هر دفعه ام یک ساعت بیشتر شیر میخورد انقد که دیگه تپش قلب می‌گرفتم حالم بد میشد روزا هم مدام چسبیده به من بود خلاصه یه شب انقد اذیتم کرد که دیگه تصمیمو گرفتم و از شیر گرفتمش ولی خوب خیلی عذاب وجدان داشتم و دارم... بعد دیروز مادرشوهرم سر صبح اومد خونه ما ،ما داشتیم صبحونه می‌خوردیم یهویی شروع کرد به حرف زدن که چرا بچه رو از شیر گرفتی شیر سوزش کردی هنوز سنش کمه باید تا دوسالگی می‌دادی مادری نکردی براش بعد دخترم اومد که بیاد رو پاهای من بشینه رو به دخترم میگفت نرو بغل مامانت ، مامانت به تو شیر نداده برات مادری نکرده... منم فقط اخمامو کشیدم تو هم خودمو خیلی کنترل کردم که بهش بی احترامی نکنم ولی الان خیلی پشیمونم که جوابشو ندادم از دیروز هم مدام حرفاش میاد تو ذهنم و گریم میگیره جدای از عذاب وجدان ازین حرص میخورم که اصن به اون چه ربطی داره واقعا کاش جوابشو میدادم که الان انقد خودخوری نمی‌کردم 💔💔
مامان خورشید و‌ ماه مامان خورشید و‌ ماه ۲ سالگی
شب دوم و روز سوم از شیر گرفتن پسرم
اگه میشه پست قبلیمو بخونید و اگر تجربه ای دارید بهم بگید حتما ، خیلی نگران کمبود وزنشم.
دیشب تا ساعت دونیم تو خواب عمیق بهش شیر دادم ، ولی ساعت ۳ باز بیدار میشد مینشست و به جای شیشه شیرش نگاه میکرد و دوباره میخوابید ، باز ده دقیقه بعد بیدار میشد باز می‌خوابید ، خلاصه تا ساعت ۶ خوابش عمیق نبود ، گریه نمیکرد ولی هی غلط میزد و هی مینشست .... (مثل وقتایی که بچه ها تو خواب شیر میخوان )
براش اب و میوه اوردم ولی هیچکدوم رو قبول نکرد ، بالاخره گفت که شیر میخواد که منم گفتم شیشه شیرت خراب شده نمیتونیم شیر بخوریم ، یه گریه ریزی کرد و بالاخره خوابید ، خوابش که عمیق شد توی خواب شیرشو دادم و بالاخره تا ساعت ۱۱ کاملا عمیق خوابید. بیدار که شد بازم یکبار درخواست شیر کرد که گفتم نه و اونم بیخیال شد .
پس کی یادشون میره دیگه 😑
دیشب یه پستی دیدم یه مامانی قبل خواب به بچه اش موز و خرما داده بود و گفته بود باعث شده که کاملا سیر بشه و تا صبح بیدار نشه ، منم به زور به پسرم دادم موز و خرما و شیر دقیقا قبل خواب اما تاثیری نداشت 🤷🏻‍♀️