۵ پاسخ

بنظرم زیاد حساسیت نشون نده بچه بدتر لج می‌کنه که اون کارو انجام بده.فقط تا میتونی سعی کن یه مدت کمتر بری تا از سرش بیفته و فراموش کنه

من اگه جای شما بودم ناراحت میشدم ولی هر موقع پسر داره میره دستشویی دخترت رو ی جوری مشغول کن بدون تذکر محکم.فقط یادآوری اونچه بهش در این مورد یاد داده بودی بهش. بعد خیلی نامحسوس🫠سرش رو گرم کن تا اون پسر از دستشویی بیاد و لباس بپوشه .به هیچ وجه دعوا نکن نتیجه عکس میده و بچه بدتر جذب میشه که اون مسر رو ببره دستشویی

نگرانی تو نو درک میکنم خوب شما خودت یکی یه چیزی رو ازت منع بکنن همش بهت بگن نکن
از روی کنجکاوی هم شده جلو خودتو نمیتونی بگبری
اون که بچست بهتر با مادر بچه صحبت کنی همون تو رختکن لیاسشو در بیاره تنش کنه

چون خیلی حساسیت نشون دادی خیلی بدتره اصلا خود مام همینیم وقتی از یع چیزی زیادی منع شیم کنجکاوتر میشیم کاش از اول اینهمه پیله نمیکردی بهش من مخالف این آموزش نیستم منم یاد دادم ک جا خصوصیش رو فقط من و خودش حق داریم ببینیم نباید کسی ببینه و دست بزنه ولی واقعیت زیاد بهش پیله نکردم به مال کسی دست نزن نبین فلان چون تا حالا پیش نیومده نخواستم حساس کنم

به بچه نباید بگی حساس تر میشه به خواهر شوهرت بگو موقع بردن پسرش هواست جمع کنه داخل دسشویی این کارو کنه یعنی چی بیرون درمیاره وقتی مهمون تو خونست کارش اشتباه

سوال های مرتبط

مامان حسین کیان مامان حسین کیان ۶ سالگی
سلام مامانای مهربون عصرتون بخیر خوبین حسین جانم ۶ سالشه دیروز که باپدرش رفته بود بیرون یه جا سوییچی خریده بود بعد امروز رفت توی بالکن دید بچه ها توی کوچه ان بازی میکنن گفت منم برم گفتم برو رفت گفت جا سویچیمم میبرم به دوستام نشون بدم گفتم ببر بعد که رفت منم از بالا داشتم نگاش میکردم دیدم جا سویجی دست پسر همسایه مون هست حالا نمیدونم خود پسرم داده یا پسره گرفتم بعد دیدم چند بار هی پسرم رفت نزدیکش که ازش بگیره پسر نداد هی برگشت عقب دوباره پسر اون وسیله ارزش نداره دوست دارم پسرم یاد بگیره بلد باشه وقتی وسیله ای رو که مال خودش به کسی داد دوباره بتونه بگیره و اینکه توی دوست یابی خیلی ضعیفه من سعی میکنم روزی دوساعت باهاش بازی کنم همسرم که اصلا باهاش بازی نمیکنه منم انتطاری ازش ندارم چون ۵صبح میره تا ۵ غروب فقط بلد بگه بیا بشین کارتون ببین یا گوشیشو بده دستش منم باهاش بازی می‌کنم واقعا سخته چون پسر کوچیکم هم سن اضطراب جداییشه همش گریه میکنه منم همش بغل میکنم که با پسر بزرگم بازی کنم و حسین اصلا با خودش بازی نمیکنه و خیل عصبیه زود قهر میکنه میگم حالا بازی ما تموم شد خودت بازی کن گریه میکنه و بشدت بد غذاست و انگار بترسه خجالت بکشه خیلی آروم حرف میزنه کسی نمیشنوه و بردمش باشگاه توی زمستون هوا سرد دو ماه بردم راهم هم دور بود پسر کوچیکم رو بغل میکردم می‌بردم اصلا تلاش نمی‌کرد هیچی یاد نگرفت
مامان آسناو آرتین مامان آسناو آرتین ۵ سالگی
دلم خیلی گرفته. مدتهاست که من از ته دل نمیخندم. من یه دختر خیلی شوخ و شیطون وتقریبا بی غم بودم. اما من الان با منه 5 سال پیشم خیلی فرق داره. روز به روز که دخترم بزرگتر میشه من بیشتر نامید و ناراحت میشم. دیگه به این نتیجه میرسم قرار نیس دیگه دخترم خوب بشه. الان پنج سالشه اما ارتباطش خیلی ضعیفه گفتارش هنوز ضعیفه. هنوزم من بهش یادآوری نکنم خودشو خیس میکنه. خلاصه که مشکلاتش انقد زیاده که قابل بیان نیس هر ماه حدود 20 تومن خرج درمانشه. فقط به امید اینکه دخترم خوب بشه. کاردرمانی
ذهنی. کاردرمانی جسمی. گفتار درمانی. هر روز به جز جمعه این کلاسارو می‌بریم. امپولای سیتی کولین که هر روز یکی داره. آمپول سربرولایزین که هر فته یکی داره البته این ماه دکتر براش ننوشت بهش استراحت داد و خیلی از داروهای دیگه که نگم براتون چه قیمتایی بالایی دارن اما اصلا جنبه ی مالیش مهم نیس من فقط میخوام دخترم بهتر بشه اما اونجوری که باید نیس قلبم براش تیکه تیکست. و قتی فک میکنم سال دیگه دختر من نمیتونه با این شرایط مدرسه بره نفسم بالا نمیاد. آخ خدایا من با چه امتحان سختی آزمایش کردی من که این امتحان سربلند نمیشم. منی که هیچ دردی نداشتم بزرگترین درد نصیبم شد. بمیرم برا مادرای جیگر سوخته خدا به دلشون صبر قوت بده اما خدا منو بکشه که گاهی فک میکنم درد این که بچت، مریض باشه اونم ذهنی. خیلی بدتر از در ازدست دادنشون. همش خودمو به بیخیالی میزنم که یادم بره دخترم مشکل داره اما هر چند وقت یه بار اینجوری غصش همه ی وجودمو میگیره. فقط خدا میدونه چه دردی تو دل منه حس میکنم کسی نمیتونه درک کنه که ایکاش هیچ وقت هیچ مادری درکی از این درد نداشته باشه چون بد دردیه.