۱۲ پاسخ

یه دستی کار میکنم 🥲

وااای اگه زندگیییی منو بببینییی.....کل خونه و زندگیم ناابودههه و من فقدددد هر صبح با هزار بدبختی میتونم یه ناهار درس کنم...بعد دیگه دو روزی یه بار مامانم بنده خدا میاد ظرفارو میشوره و یه دستی ب خونه میکشه....واااقعااا نمیشه..من ک کم اوردم دیگه

منم همینم

با خودم همه جا میبرمش اشپزخونه میزارم رو صندلی غذاش توی اتاق عا و پذیرایی هم یه بالش شیر دهی داره میبرم میزارم رو اون همزمان که کا مو میکنم یاهاش حرف میزنم شعر میخونم دلقک بازی درمیارم حتی حموم هم میرم میزارمش جلو حموم البته اگر خسته بشه نمیشینه ها

تصویر

شبا بیدار میمونم تا سه شب کارام میکنم می‌خوابم دیگه فردا هیچ کاری ندارم میمونه ظرفا و غذا پختن که اونم تو بغلم میگیرمش یا میزارم تو روروئک میارمش کنارم تو آشپزخونه باهاش حرف میزنم بازی میکنم و در اون حین کارام میکنم😐 البته ناگفته نماند هزار بار نق و گریه می‌کنه مجبورم هی درش بیارم دوباره بزارم
روز و شبم با استرس نرسیدن به کارام میگذره یعنی

من مغزم سوخته بد سرویس شدیم
بدنمو میذارم زمین له
من فقط غذا درست میکنم گشنه نمونم بتونم شیر بدم
خونه که بماند

واسه کارهای خونه اصلأ خودتونواذیت نکنین هروقت بچه خوابید کم کم انجام بدین خونه آخرش تمیز میشه ولی این سن بچه‌ها میگذره بعدمیبینی هیچ لذتی نبردی از بچگیش

الان احساس بهتری دارم با خوندن پیام هاتون من خیلی خودم و اذیت میکرد یعنی مغزم می‌سوخت از حرص و ناراحتی و نتونستن اما الان بهتر شدم دیگه سخت نمی‌گیرم چون واقعا توان رسیدگی و هندل کردن کار ها رو ندارم، ولی جدا از همه چی واقعا از همتون ممنونم که هستین و به خدا قوت و دمتون گرم به همتون ، بازم ادامه بدین ما میتونیم بلاخره هندل میکنیم😘🌹🙏🏻❤️

من با سه تا بچه تو شهر غریب ک هییییچکس نیست ی ساعت بچه کوچکمو بگیره شوهرم شیش صبح می‌ره ده شب میاد تازه دخترمو میبرم مدرسه و میارم همراه با بچها
مشقای دخترم کارای خونه کارای بچه ها خرید خونه اوووووو تا صبح باید بگم
دلم برا خودم سوخت 🥺🥺

عزیزم منم همینجوری شده زندگیم ، فقط خودتو اذیت نکن من کارامو خورد خورد میکنم تازه جدیدا وابسته تر شده ، گاهی روروئک گاهی جلوی آشپزخانه می‌خوابونمش یه وقت هایی‌ زندگی کلا رها میکنم چون افسرده میشم

هیچی دیگه
به کار خونه نمی‌رسیم 😅

باسرعت بالا

سوال های مرتبط