۲۶ پاسخ

وای عزیزم اینکه عکس رو بزرگ کرده رو باسن دیگه مهر تابیده همسرت مریضهههه

ددم وای و دنیای خرابی شده
یکی با مادر زن ش ، یکی با خاله ش😒😒

فعلا چیزی‌نگو صبر کن شوهرت واقعا مریض بعدشم اصلا خاله ت چرا باید همین عکس هم بفرسته اصلا من میگم با حجاب چرا فرستاده اون که نیتشو فهمیده

خودت بزن ب مریضی بگو امروز نمیرم پیاده روی تو کیک ببر

به نظرم به گوشی خاله کاری نگیر
برو اشپرخونه یا اتاق پیشش بگو این مشکوک شده و من اونروز پیام ها داده بود بهت فکرم مشغول شده بود چی گفته بود و اینا

فعلا صبر کن.ببین تا کجا میخاد ادامه بده.اگه واقعا عاشق خالش شده.خاهرانه بهت میگم این مرد یک مربض جنسیه دخترتو باهاش تنها نزار.این دیگه به مادر خودش هم رحم نمیکنه. و در اخر اصلا به درد زندگی هم نمیخوره چون ممکنه ایدز هم داشته باشه.فعلا هیچی معلوم نیست من اخر داستان رو گفتم پس فعلا صبر کن. شاید همه داریم اشتباه فکر میکنیم

مریضه مریضضضضض شوهرت

بنظرم صبر کن و اصلا حساسیت نشون نده بگو میخوام تنها برم پیاده روی بعدم برم خونه بگو دیگه ماه های اخر سنگین شدم نمیتونم زیاد جایی بشینم خودت تنها برو من با بچه کوچیک بچه تو شکم سختم هست

این برنامه ولد چطور نصب میشه و چیکار باید بکنم منم حس های خوبی ندارم

تا پای طلاق برو بترسون بگو من مهریه مو میخام

موندم چقدر شوهرت بیشعوره اخه تو ۱۹ سالته خیلی جون تر و بهتر از خاله ی ۳۰ ساله ای واقعا موندم

یه بهونه بیار نرو اصرار نکن تنها میرم شک‌میکنه بگو شکمم درد گرفته کیک درست کردم خسته شدم

🙄🙄🙄🙄🙄وای چرا اینجوری میکنه آخه با خالش استغفرالله یه بهونه بیار خودش تنها بره

اینو چجوری فهمیدی که بزرگ نمایی کرده

میگماااا.......
حالا شما‌مطمئنی امروز که میخوای شوهرتو‌ به بهونه ی کیک ،بفرستی خونه ی خاله‌ت، خونه‌خاله ات خلوته که‌ ببینی از‌شوهر خودتو خاله ات میتونی به مدرک‌و سند جمع کنی‌یا‌نه؟
مطمئنی شوهر‌خودش امروز اونجا نیست؟

عزیزم یه گروه تو روبیکا یه خانومی زده اکثر کسایی که خیانت دیدن داخلشن خواستی لینک میدم بیا ممکنه راهنمایی های خوبی بهت بکنن تجربشو داشتن

عزیزم🥲

پیش خودت اینکار کرد؟

خدا کمک کنه

بگو باشه باهم ميريم كيك كه درست كردي بگو خسته شدم خودت برو بهش بده بيا من ديگه نميتونم

بعد بگو کمرم درد گرفت سرپا بودم نمیتونم تکون بخورم پاهام درد میکنه رگش گرفته

عجباااا
خب خالت به مادرش بگه یا بلاک کنه اصلا بیاد به تو بگه
انگاری هردوتاشونم مریضن خوششون میاد 😕😕😕😕

عجب 😒
خالت چند سالشه

نه تا زمانی که مدرک نداری نگو صبر کن ببین تا چه حدی جلو میرن اصلااا نگو

ای بابا

داستان چیه؟🫣

سوال های مرتبط

مامان بهار و پسرم🩷🩵 مامان بهار و پسرم🩷🩵 هفته سی‌وششم بارداری
تاپیک قبل.

امشب خالم اومد خونه شوهرمم نمیدونست که خونست یهو اومد دید خونست جا خورد
بعد من همش حواسم به شوهرم بود ببینم نگاه میکنه خالم رو یا نه دیدم نه نگاه نمیکنه
یا به صورتش نگاه میکرد یا به زمین یا به من
من هرچی میرفتم از پیشش و یواشکی نگاه میکردم میدیم تو فکر هست و فرش رو نگاه میکنه (این از این)
بعد خالم خیییلی باهاش سر سنگین بود هرچی شوهرم حرف میزد خالم نکاش نمی‌کرد یا شوهرم چیز خنده دار تعریف میکرد که ببینه خالم چیکار میکنه خالم فقط یه لبخند میرد و اصلا نگاش نمیکرد و اینا
یه بحثی شد شوهرم گفت خاله طرف منی یا زهرا ؟ خالم گفت زهرا چرا بابد طرف تو باشم چه دلیلی داره؟؟ شوهرم فقط یه لبخند زد هیچی نگفت

بعد دور هم من بودم و شوهرم و دوتا داداشش و مادرشوهرم که خالم گوشیش رو برداشت و رو به شوهرم کرد گفت پیام دادی که کهنه میخوایی؟؟ کهنه برای چی میخواستی؟؟



بارداری و زایمان بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری
مامان بهار و پسرم🩷🩵 مامان بهار و پسرم🩷🩵 هفته سی‌وششم بارداری
مامان بهار و پسرم🩷🩵 مامان بهار و پسرم🩷🩵 هفته سی‌وششم بارداری
وای خانما یه لحظه بیایین من موندم واقعا ببینید من اشتباه میکنم یا واقعا یه چیزیه😭😭




دیشب سفره غذا رو پهن کردم دیدم شوهرم نیامد داشت حساب کتاب میکرد رفتم تو اتاق پیشش دیدم داره حساب کتاب میکنه گوشی هم کنارش روشن بود تا منو دید از صفحه چت اومد بیرون گوشیو خاموش کرد
من شک کردم بهش چون اصلا این حرکت رو نمیزده تو این چند سال😐
بعد دیشب کلی صبر کردم تا بخوابه بتونم برم سر گوشیش
وقتی خوابید رفتم سر گوشیش دیدم با خالم یا همون خاله خودش( چون پسر خاله دختر خاله ایم خاله هامون یکیه) پیام داده
پیام هاش رو خوندم دیدم یه سری حذف شده اول صحبت عادی بود اخرش ولی گفته بود عکس بفرست (که خوب گفتم حتما همینجوری گفته دیدم) خالم یه عکس عادی فرستاد که دوباره گفته بود نه از الان! بازم خالم عکس عادی از قبل فرستاده بود (یه سری پیام اینجا پاک شده بود)
بعد امروز خالم اومده بود خونمون (خودمون زنگ زدیم بیا کارش داشتیم) من گوشیش رو برداشتم گفتم حتما تو گوشی اون هست پیاما حذف شده
دیدم خالم فقط چند تا پیام هست که شوهرم گفته بود بفرست دیگه خاله!
بعد خالم گفته بود خجالت بکش خاله جا مادره شیطان رفته تو جلدت فردا به مامانت میگم...
بعد شوهرم گفته بود خالم معرفت داره❤️❤️ (دوتا هم قلب)
کجا رفتی خاله ؟
همین
بعد خالم هنوز سین نزده بود تا امشب صبح هم شوهرم پیام داده بود دوباره که خوبی خاله
دارم میمیرمممم یعنی چی😭😭هر چیزی فک کنی به ذهنم رسیده نمیدونم واقعاااا
گفتم برم تو حسابش ولی گوشیش کلا دستشه نمیتونم برممم منتظرم یه گوشه بزاره








بارداری و زایمان بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری
مامان بهار و پسرم🩷🩵 مامان بهار و پسرم🩷🩵 هفته سی‌وششم بارداری
مربوط به تاپیک قبل....



قرار بود که کیکو خودش ببره بعد چون مادرشوهرم اینا رفتن بیرون و خودشم منتظر نشسته بود کار داشت نتونست بره بس ساعت هشت شده بود گفته من صبر کنم که این خودش کیک بعد ببره من با بچه برم خودم اذیت میشم چون بچه خسته میشم مجبورم بغل کنم بخاطر این ماه آخر نمیشه واقعا بچه رو بغل کرد دیگه اول بردیم بچه رو با همدیگه پایین کردیم بعد می خواست با من ببره کیکو بده هی خدا خدا میکردم منو پایین کن برو عموش زنگ زد که بیا کارت داریم اینا بعد رفت کارت از تو خونه برداره گوشیش زنگازنگ شد کجایی دیر کردی اینا بیا دیگه پشیمون شد از اینکه کیکو ببره بهش گفتم پس منو پایین کن برو تو هم پیش عموت بعد که خواستی بیای دنبالم قبلش کیکو ببر بعد بیا گفت باشه حالا منتظرم که هر وقت خواست بره کیکو حواسم باشه که ببینم چی میگن چیکار میکنن بعد قبل اینکه به من زنگ بزنه بهش یادآوری کنم کیکو ببر بعد بیا ببینم چی میشه فقط خدا خدا می کنم خود خالم بیاد دم در دخترشو نفرسته چون معمولا دخترشو میفرسته پر در باز کن








بارداری و زایمان بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری