وای خانما یه لحظه بیایین من موندم واقعا ببینید من اشتباه میکنم یا واقعا یه چیزیه😭😭




دیشب سفره غذا رو پهن کردم دیدم شوهرم نیامد داشت حساب کتاب میکرد رفتم تو اتاق پیشش دیدم داره حساب کتاب میکنه گوشی هم کنارش روشن بود تا منو دید از صفحه چت اومد بیرون گوشیو خاموش کرد
من شک کردم بهش چون اصلا این حرکت رو نمیزده تو این چند سال😐
بعد دیشب کلی صبر کردم تا بخوابه بتونم برم سر گوشیش
وقتی خوابید رفتم سر گوشیش دیدم با خالم یا همون خاله خودش( چون پسر خاله دختر خاله ایم خاله هامون یکیه) پیام داده
پیام هاش رو خوندم دیدم یه سری حذف شده اول صحبت عادی بود اخرش ولی گفته بود عکس بفرست (که خوب گفتم حتما همینجوری گفته دیدم) خالم یه عکس عادی فرستاد که دوباره گفته بود نه از الان! بازم خالم عکس عادی از قبل فرستاده بود (یه سری پیام اینجا پاک شده بود)
بعد امروز خالم اومده بود خونمون (خودمون زنگ زدیم بیا کارش داشتیم) من گوشیش رو برداشتم گفتم حتما تو گوشی اون هست پیاما حذف شده
دیدم خالم فقط چند تا پیام هست که شوهرم گفته بود بفرست دیگه خاله!
بعد خالم گفته بود خجالت بکش خاله جا مادره شیطان رفته تو جلدت فردا به مامانت میگم...
بعد شوهرم گفته بود خالم معرفت داره❤️❤️ (دوتا هم قلب)
کجا رفتی خاله ؟
همین
بعد خالم هنوز سین نزده بود تا امشب صبح هم شوهرم پیام داده بود دوباره که خوبی خاله
دارم میمیرمممم یعنی چی😭😭هر چیزی فک کنی به ذهنم رسیده نمیدونم واقعاااا
گفتم برم تو حسابش ولی گوشیش کلا دستشه نمیتونم برممم منتظرم یه گوشه بزاره








بارداری و زایمان بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری

۳۳ پاسخ

حس خوبی از پیامت نگرفتم ب این مردا هیچ اعتمادی نیس عزیزم خیلی مواظب باش یا با خالت حرف بزن اخع با خالع؟

عجبببببب😑 ن عزیزم اشتباه نمیکنی قطعا یه چیزی هست

یعنی با خاله خودش😳
بی ناموس پس فترتتت

اصلا چیز خوبی به ذهنم نمیرسه
به شوهرت بگو خاله زنگ زده بود یا اومده بود یه چیزایی میگفت نگو چی فقط همینو بگو ببین دست و پاشو گم کرد بدون ک چیزی هست پس

عزیزم بهترین کار وقتی رفت حموم فورا وارد اکانتش بشو

عزیزم میدونم بارداری و الانم خیلی شرایطت حساسع. ولی بیشتر مراقب باش
یه چیزی صدرصد بینشون هست. امیدوارم چیز بدی نباشع

نمیشه هیچوقت به این مردا اعتماد کرد

وای تو بارداری منم این اتفاق البته با غریبه افتاد و خیلی سخت بود برام
چون انگاری خیلی تو فشار جنسی بوده

عزیزم خالت چند ساله هست؟ و شوهرت چند ساله؟

و منی که اصلا رمز گوشی شوهرم ندلرم 🙄 به نظرم فعلا به فکر خودت و بچه ات باش حساب شوهر رو بذار واسه بعد

اشتباه نمیکنی گلم قطعا ی چیزی هست بینشون
با یکیشون حتما بشین واضح صحبت کن
چیزای خوبی به ذهنم نمیرسه 🤦🏻‍♀️😵‍💫

وای مگ میشه آدم با خالش 😑🤔
دیگه باید خیلی بی ذات بی ناموس باشه آدم

من حس میکنم کرم از شوهرته

وای چه دوره زمونه کثیفی شده خاله که محرم آدمه. جقدر عوضی شدن آدما

عزیزم خونسرد باش چون استرس و ناراحتی برات خوب نیست /ولی حتما پیگیری کن/بعد از ۲۰ سال که از زندگی خواهرم میگذره دامادمون تو زرد از آب در اومد اونم کسی که اهل نماز و خدا و پیغمبره اصلا باورش برای هممون حتی اطرافیان سخت بود /یک ساله که متوجه شدیم دامادمون ۳ ساله یه زن دیگه داره و از خواهرم و هممون مخفی کرده بود هنوز که هنوزه هم نمیتونیم باور کنیم /خواهرم فقط به خاطر بچش مونده سر زندگیش وگرنه واقعا دیگه اون آدم سابق نمیشه/از وقتی که دیدم دامادمون که پسر خاله ی خودمونه و این همه آدم درست و حسابی بود اینجور از آب در اومد دیگه میگم از هر کسی هر چیزی بر میاد/ایشالا که چیزی نباشه ولی بیخیالم نشو نذار زندگیت خراب شه

گلم اصلا استرس نگیر برا بچه خوب نیست
ادامه بده نزار شوهرت شک کنه اصلا هم ربطی نداره ک خالش باشه یا هرکی چون من تجربه داشتم دایی و بابابزرگ خودم میخاست بهم دست درازی کنن از اون موقع میدونم هیچ چیز غیر ممکن نیست تو هم به هیچ کس چیزی نگو فقط برو اکانت شوهرت پیاماشونو مدرک نگه دار

اصلا عادی نیست اصلاااا
جلو جمع باید میگفتی بهش عجب خریه
یه برنامه هست وارد گوشیش میشی کلا

از اون مشکوک تر اینه چرا پاک نکرده😐

تپش قلب گرفتم امیدوارم چیزی نباشه ولی کجا چتاشون بود اگه تلکرام ایناست برو تواکانتش یجوری اکانتشو بیارروگوشی خودت

اخه ادم ب خالش مگه میشه بنظرم سریع تا اوضاع ب جای باریک نکشیده جلوشوهرت بگیر یا با خالت صحبت کن بگو چت هاتون خوندم

خالت مجرده؟

واااای من ذهنم ب جای خوب نمیره😐

خدا ب خیر بگذرونه🥲💔

من جا تو بودم همون دیقه میرفتم گوشی میگرفتم پیاما میخوندم من همیشه بفهمم چیزیه همون دیقه گوشیو از دستش میگیرم نه اینکه بعدا نمیدونم چیبگم والا شوهرت عکس خالت رو میخاد چیکار عجیبه

نمیخوام نگرانت کنم عزیزم ولی یه ذره قضیه مشکوکه

بهتره باهاش حرف بزنی اینجوری از شک درمیای یا با خالت حرف بزن

خالتون چند سالشه شاید
عذر می‌خوام شاید از اندام های خالتون عکس خواسته چون گفته خاله جا مادره

واااااا عکس از خالش میخواد چیکارررر😐

چیزای بدی ب فکرت نیار حامله ای یکی دوروزه دقت کن ببین چی میشه

😵😵😵😵😳😳😳یعنی چی مغزم یه لحظه رگ به رگ شد

چیزی نیست به نظرم
خاله و این حرفا
به نظرم خود خالت حواسش هست غلطی نمیکنه
خصوصا اگه اهل خدا و قرآن باشه

والا شك كردم منم

ببخشیدا ولی مشکوکه شوهرت
بخصوص با اون حرف خالت ک گفته لود شیطون رفته تو جلدت

سوال های مرتبط

مامان بهار و پسرم🩷🩵 مامان بهار و پسرم🩷🩵 هفته سی‌وششم بارداری
تاپیک قبل.

امشب خالم اومد خونه شوهرمم نمیدونست که خونست یهو اومد دید خونست جا خورد
بعد من همش حواسم به شوهرم بود ببینم نگاه میکنه خالم رو یا نه دیدم نه نگاه نمیکنه
یا به صورتش نگاه میکرد یا به زمین یا به من
من هرچی میرفتم از پیشش و یواشکی نگاه میکردم میدیم تو فکر هست و فرش رو نگاه میکنه (این از این)
بعد خالم خیییلی باهاش سر سنگین بود هرچی شوهرم حرف میزد خالم نکاش نمی‌کرد یا شوهرم چیز خنده دار تعریف میکرد که ببینه خالم چیکار میکنه خالم فقط یه لبخند میرد و اصلا نگاش نمیکرد و اینا
یه بحثی شد شوهرم گفت خاله طرف منی یا زهرا ؟ خالم گفت زهرا چرا بابد طرف تو باشم چه دلیلی داره؟؟ شوهرم فقط یه لبخند زد هیچی نگفت

بعد دور هم من بودم و شوهرم و دوتا داداشش و مادرشوهرم که خالم گوشیش رو برداشت و رو به شوهرم کرد گفت پیام دادی که کهنه میخوایی؟؟ کهنه برای چی میخواستی؟؟



بارداری و زایمان بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری
مامان بهار و پسرم🩷🩵 مامان بهار و پسرم🩷🩵 هفته سی‌وششم بارداری
مامان نینی🎀 مامان نینی🎀 روزهای ابتدایی تولد
خانوما دیروز شوهرم بهم گفت میرم خواهر زاده امو بیارم سیسمونی نینی که تو حیاط مونده رو بیارن خونمون باهم جمعه تعطیلی بود بعدش رفت ساعت ۱۰ این رفت سه تا برادر هاش اومدن رفتن این نیومد زنگ زدم رد کرد پیام دادم جواب نداد کلی بهم استرس داد جوری که همش چشمم از پنجره به بیرون بود پدرشوهرم رفته به مادرشوهرم گفته نکنه بچه داره بدنیا میاد پسرت خونه نیست طفلی همش چشمش به بیرونه پدرشوهرمم قشنگ بدش میاد از شوهرم چون رفیق بازی عرق خوری اینا می‌کنه هیچوقت هم ساعت درست نمیاد خونه آدم نمیشه دیشب کلی زنگ زدم نگران بود ورنداشت ساعت۹ ی ناشناس بهم زنگ زد مادرشوهرمم بود جواب دادم دیدم شوهرمه با گوشی خواهر زاده اش آره اومده بودیم شنا تو راه ی جا گیر کردیم ماشین گیر افتاده درنمیاد الان میام خلاصه ساعت ۱شب اومد بماند چقد طلبکار هم بود رفتم گوشیش رو ورداشتم دیدم کلی فیلم از ی مرده غریبه و خودش و یکی که داره فیلم میگیره دارن عرق می‌خورن مسخره مدل می‌رقصن بهش گفتم اینا چیه گفت هیچی گفتم بهم دروغ گفتی میرم به پدرت میگم گفت برو هرکاری دلت میخواد بکن ...
اینکه میخام یکم بعد برم بگم به پدرش پدرشم بفهمه قشنگ می‌ره مغازه ابروشو اونجا می‌بره هیچ مغازه رو از دستش میگیره از خونه هم میندازه بیرون تا الانم چون منو دوست داشت تحمل می‌کرد پسرشو نمیدونم برم بگم یا نه چی بگم ؟😑💔 هر دفعه نگفتم مخفی کردم زیادی از خودش دراومد..
بارداری و زایمان بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری
مامان بهار و پسرم🩷🩵 مامان بهار و پسرم🩷🩵 هفته سی‌وششم بارداری
مربوط به تاپیک قبل....



قرار بود که کیکو خودش ببره بعد چون مادرشوهرم اینا رفتن بیرون و خودشم منتظر نشسته بود کار داشت نتونست بره بس ساعت هشت شده بود گفته من صبر کنم که این خودش کیک بعد ببره من با بچه برم خودم اذیت میشم چون بچه خسته میشم مجبورم بغل کنم بخاطر این ماه آخر نمیشه واقعا بچه رو بغل کرد دیگه اول بردیم بچه رو با همدیگه پایین کردیم بعد می خواست با من ببره کیکو بده هی خدا خدا میکردم منو پایین کن برو عموش زنگ زد که بیا کارت داریم اینا بعد رفت کارت از تو خونه برداره گوشیش زنگازنگ شد کجایی دیر کردی اینا بیا دیگه پشیمون شد از اینکه کیکو ببره بهش گفتم پس منو پایین کن برو تو هم پیش عموت بعد که خواستی بیای دنبالم قبلش کیکو ببر بعد بیا گفت باشه حالا منتظرم که هر وقت خواست بره کیکو حواسم باشه که ببینم چی میگن چیکار میکنن بعد قبل اینکه به من زنگ بزنه بهش یادآوری کنم کیکو ببر بعد بیا ببینم چی میشه فقط خدا خدا می کنم خود خالم بیاد دم در دخترشو نفرسته چون معمولا دخترشو میفرسته پر در باز کن








بارداری و زایمان بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری