بیاین از سخت ترین اتفاقات دوران بارداریتون بگین؟؟🙃

۳۱ پاسخ

زمان ساعت روز شب چرا استپ زده نمیره 🤕

سلام نبود بلطف خدا
سرتا سرش شیرین...جذاب...رویایی....تکرار نشدنی
خصوصا وقتی گاه و بیگاه....نیمه شب صدای زیبای قلبش میشنیدی
پی ب عظمت باری تعالی میبردی
و چ قدرتی....💖💖💕💕💕

سخترین همین استرسه که همه دارن ولی فراموش نشدنش رفتار همسره آدمه که هیچ وقت آدم فراموش نمیکنه تو این دوران چه برخوردی داشته

دستشویی رفتن. کمر و لگن درد همین 😩😩😩

چقد سختی داشتیم هممون. برا من دست خای بودنم ۳ماه اول برا سونوهام چقد استرس نداری کشیدم .از شوهرم خجالتم میشد اونم از من خجالت میکشید.دلم ماهی میخواست نتونست بخره.بعدش طول سرویکسم کم بود ۱ماه استراحت خونه بابام.بعد گفتن قلب بچه لک روشه.بعد اب دورش کم شد.بعد ۱ماه ترس و وحشت گفتن قلبش خوبه خداروشکر.بعد دهانه رحمم باز شد افتادم بیمارستان.الان دوباره استراحتم خونه بابام.هرکیم بهم رسید گفت وا مااصلا مثل تو نبودیم راحت بچه اوردیم.انگار مااز خدامونه بیوفتیم سر تخت صب تا شب یه وری. از ترس یه حموم راحت نمیتونیم بریم.همش خونه.

ویار های شدید
الانم از هفته 18بریچهو نمیچرخه🥺🥲

جنسیت
خیلی جاری و برادرشوهر و..... دلمو سوزوندن همش از رو بدی گفتن الهی دخترگیرت بیاد انگار فوش میدادن

اول ویار و هماتوم بعد سرکلاژ و استراحت مطلق و کمردرد و هر روزش پر از استرسه برام

تا پایان ماه پنجم حالت تهوع استفراغ حتی قرصامو بالا میاوردم، کاهش وزن داشتم.

گوشه کنایه های خواهر شوهرم درمورد وزن حجم سینه هام رنگ پوستم و تغییراتم یا دخالت خانواده همسرم از همین الان تو انتخاب وسیله خرید سیسمونی بزرگ کردن بچه قنداق کن فلان نکن فلان بخر اینو نخر ووووو...... خیلی اذیتم کردن

دوماه اول ترس سقط داشتم،،، 🥺چون سابقه داشتم

من. همش دستشویی هستم خسته شدم 😭

کلا سخته تا الان هزار تا فکر کردم انشاالله خوب پیش بره تا اخرش

بی پولی و بیکاری شوهرم خراب شدن ماشین باری .
درک نشدن دعوا

اینکه شیش سال باردار نشی بعد یهو بیبی چکت مثبتشه
دیابت فشارخون چسبندگی رحم ام آر آی
سونو های پی در پی هر هفته بیو فیزیکال هر هفته دوبار ان اس تی
روزی چاربار انسولین
روز چاربار تست قند خون
هرچیزی نتونی بخوری بااین همه دردسر روانی بشی بشینی سر بچه اولت خالی کنی💔
خااااهرررر ما مامانا از بیرون خوب ب نظر میایم از درون دااااغونیم 🤕🥲

بطن مغزش بالا فردا سونو دارم دوباره💔
دعا کنید واسم:))

رفتارهای همسرم 💔🥲

از شوهرم خیانت دیدم خیانت پشت خیانت

ازمایش انتیم مشگل داشت گفتن امنیوسنتز انجام بده انجام دادم کیسه ابم نشتی پیدا کرد بیمارستان بستری شدم و...
گریه و استرس و بی خوابی و...

تا ماه سوم ویار شدید به خونه ، آشپزخونه، آشپزی، غذا خوردن
نمیتونستم دست به هیچی بزنم ،شبانه روز حالت تهوع داشتم و استفراغ و فشار پایین
فقط به زور سرم زنده بودم همش بیمارستان بودم
خیلی بد بود خیلی
تقریبا ماه چهار بهتر شدم
ماه پنجم آنفولانزا گرفتم با عفونت شدید گلو و لوزه ، سه هفته طول کشید بهتر شم ، یه هفته بیمارستان بودم
و شدید آنتی بیوتیک مصرف داشتم و هر بار با عذاب وجدان
الان یک هفته ست آنفولانزا بهتر شده ، دندونم درد گرفته :|
یعنی کل بارداری من ماجرا بود 😑

اینکه نمیتونی راحت و روشکم بخابی

طول سرويكس🫠

والا سخترینش اینه که فقط به یه پهلو بخوابی🫩
از اتفاقات به دور از بارداری هم که همش استرس

من موقع حاملگی اولم بیشتربعدزایمان اذیت شدم تادوران حاملگی

مشکل داشتن قلب بچم و بیخبری از آینده 💔

سرکلاژ و استراحت مطلق
قند بارداری و رعابت رژیم
دفع سنگ کلیه دردش

بدرفتاری شدید شوهرم...ماه ۹بودم ازخونم خانوادم بیرون کردن خانواده شوهرم باشکم پابه ماه کارم گریه بود شوهرمم پشت خانوادش یادمه همش دعا میکردم سرزایمان بمیرم

بیکاری شوهرم

عه تو هم مامان یه میرانی

فقط چندبارباشوهرم دعوای شدیدکردیم‌

عدد ان تی بالا بود زجر کشیدم زجر کشیدم هی

سوال های مرتبط

مامان فندقم مامان فندقم هفته بیست‌وهشتم بارداری
مامان پریسا 🍒🍒🩷 مامان پریسا 🍒🍒🩷 روزهای ابتدایی تولد