۸ پاسخ

برا منم خیلی میسوخت بدم واسم گذاشت

منم قبل اینکه برم اتاق عمل سوند و زدن جیگرم خون شد
لرز داشتم
گریه میکردم از سوزش
اما به محض اینکه آمپول بی حسی و زدن دیگه خوب شدم
اما وحشتناک بود سوزش و دردش
ماساژ شکمی و اصلا نفهمیدم کی انجام دادن

خب چرا تواتاق عمل نمیگین هرچی ماساژه همین جا بدین من بارها بهشون تاکید کردم توبی حسی بودم ودردشو نفهمیدم ولی تکونای محکمی ک توماساژ میدادن رو متوجه میشدم بعدشم ماساژی ندادن ولی خدایی سوند خیلی چیز گندیه

واقعاا سوند ی حس بدیه 😑 من ماساژ شکمی تو بیحسی انجام دادن درد نداشت اصلا یبارم تو بخش فشار دادن چون اشناا بودن یواش انجام داد 😄

بر منو تو بی حسی دو بار فشار دادن که یکم متوجه شدم تو ریکاوری بود

واسه منم خیلی درد اور و چندش بود

هیچ وقت کسی ک برام سوند کذاشتو نمیبخشم بدون ضدعفونی کردن بدون ژل همینجوری فرو کرد توش تا همین الان من درگیر عفونت اداری بودم

وااااای منمممم

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۳ ماهگی
مامان ارسلان🧿👶🏻 مامان ارسلان🧿👶🏻 ۵ ماهگی
تجربه من از سزارین
اونقدر استرس داشتم حتی تو تاپیک هام گذاشته بودم ولی واقعا بیهوده بود
اولین مرحله انژوکت بود اصلا درد نداشت واقعا عالی بود
دومین مرحله سوند بود اصلا در حد ده ثانیه هست اونم فقط فقط سوزش بود درد زیادی نداره
آمپول بی حسی کمی درد داشت ولی قابل تحمل بود
حین عمل واقعا چیزی نفهمیدم و بهترین انتخاب زندگیم سزارین ازطریق بی حسی بود
کمی ماساژ شکمی که داخل بخش انجام دادن درد داشت اونم قابل تحمل بود
پمپ درد داشتم که توصیه من به مامان های سزارینی اینه حتما حتما حتما پمپ درد داشته باشن واقعا تاثیر فوق العاده داشت
و در اخر اولین راه رفتن اونم بخاطر پمپ درد بدون شیاف خودم پاشدم و راه رفتم درسته درد داشت ولی اونقدر که میگفتن در اون‌حد عذاب نداشت
اگر برگردم عقب بازم سزارین انتخاب می‌کنم تنها تلخی که‌تو این مدت داشتم این بود که پسرم رفت ان ای سیو
امیدوارم دامن تموم چشم انتظارا سبز بشه و بزودی زود این حس قشنگ رو تجربه کنن💙
مامان جانِ شیرینم مامان جانِ شیرینم ۱۶ ماهگی
سزارین قسمت سوم
رفتم بیمارستان، اول رفتم پذیرش و نامه پزشک و دادم و بعد بخش زایمان و آوردن ازم رگ گرفتن و بعد سوند زدن
ک البته سوند خودش درد چندانی نداشت ولی من بعدش همش حس ادرار داشتم دوست داشتم در بیارم برم دستشویی اما بتادین ک قبلش زدن منو اذیت میکرد و واقعا سوخت.
بعد منتظر موندم تا دکترم بیاد.
دکتر ک اومد بردنم اتاق عمل
دکتر بیهوشی بی حسم کرد ک اصلا درد نداشت
در حین عمل هم هی منو چک میکردن ک حالم خوبه یا نه
در آوردن بچه از شکمم خیلی زود بود شاید 5 دقیقه ولی بستن و دوخت و دوز شکمم طولانی تر بود و نمیدونم فشارم میدادن یا چی ک تپش قلب میگرفتم و حالم منقلب بود و یکم بی‌حال بودم ولی بد نبود.
بعد منو آوردن ریکاوری و ماساژ رحمی دادن چون بی‌حس بودم نفهمیدم هیچی
کلا بی حسی چیز بیخودیه
سرم نباید تکون میدادم و احساس می‌کردم پوست سرم خواب میره
خلاصه بچه رو آوردن و تماس پوستی و یکم شیر دادم ک البته نداشتم.
بعد از حول حوش یک ساعت میخواستن ببرنم بخش ک دم در یه ماما دیگ دوباره منو ماساژ رحمی داد و من چیزی حس نکردم چون بی حس بودم.