به هردوطرف میگه مامان جون و باباجون، راستش همیشه فکرم این بود که بچه ها فارغ از روابط ما بزرگترا حق دارن که از عشق اطرافیانشون بهره ببرن با خودم عهد کردم هیچ وقت جلوی بچه ام از خاطرات و اتفاقاتی که بین من و خانواده پدرش افتاده صحبتی نکنم تا ذهنیتش رو عوض نکنم خودش بزرگتر بشه مطمعنا متوجه محبت کمشون میشه ..اما الان خیلی دوستشون داره خیلی خیلی زیاد و بیشتر وقتا پیش اونا که هست اصلا سراغ منو نمیگیره، دروغ چرا گاهی ته دلم یه جوری میشه ولی به رو نمیارم اما حقیقت دارم کم کم میترسم از کاراشون، دقیقا هر کاری رو من برای پسرم منع میکنم اونا انجام میدن براش مثلا میگم نوشابه نخور میبرنش یواشکی تو اتاق بهش نوشابه میدن میارنش بیرون میگن به مامان بگو چی خوردی!! یه کلمه بد یاد گرفته بود من بهش گفتم عیبه و تکرار نکن و خب یادش میره این کلمه رو ولی هروقت اینا رو میبینیم دوباره یادش میارن و هی میگن لیام بگو فلان کلمه رو و هار هار میخندن مسخره ها، مثلا میخوان حرص منو دربیارن، بخاطر همین جدیدا رفت و آمدم رو تا حد ممکن باهاشون کم کردم
مادرشوهر یک طرف...خواهر شوهر از همه بدتر...نگم برات...
پسر من به هردو طرف میگه مادرجون
پسرمن عاشق مادرشوهرمه منم خیلی خوشحالم از این بابت ولی منو به همه چی ترجیح میده خیلی مامانیه وابسته به خودمه
مادر شوهر من همین یه نوه رو داره والا من آرزو دارم محبتش بهش زیاد باشه اما انگار نمیشه محبت رو زوری تو دل کسی کرد از عید که جنگ بود رفتیم خونه ش یه کاری با ما کرد که دشمن نمیکنه از اونموقع سراغ پسرش و نوه شو اصلا نگرفته و ندیده ۸ ماهه غریبه دخار منو میبینه غش و ضعف میره موندم این آدم چقدر سنگه
پس اگه بچه تو دوست دارن بزار دوسش داشته باشن
بهش میگه عژی(عزیز) 😅
مادرشوهرم ب جز بازی کردن باهاش خداروشی کار دیگه ایی نداره🤣🤣 ابنقد بازی میکنه پسرمم خوشش میاد باهاش جورمیشه
اصلا نمیشناسش پسرم 😂
ما خونه مامانم و مادرشوهرم ک میریم پسرم دیگه هیچ کاری بامن نداره تا چند روز پیش ک بهشون مامان میگفت تازگیا میگه مامان جون
پسر من خیلی مادرشوهرمو دوس داره
با مادرشوهرم زیاد اوکی نیس پسرم ولی بجاش عمش و میبینه کلا منم ننیشناسه دیگ😐فکر کنم اندازه من دوسش داشته باشه
اره تقریبا
اخه خیلی براش وقت میذازن و محبت میکنن
ولی میترسم از اون روزی که گریه کنه بگه شب میخوام بخوابم یا با شما نمیام میخوام بمونم خونشون
خونه هامونم نزدیکه
اونا هم بگن که خب بذار بمونه چی میشه مگه😒
مادرجون صدامیزنه در هرحال اولویتش منم ولی ایشون رو هم خیلی دوس داره چون واقعا بامحبتن
دخترمن ک با بدبختی میاد خونمون .مادرشوهرمو دوس داره چون حوصله میزاره وقت میزاره واسش خدایی مادرشوهرم مث مادر میمونه برام
مامان بزرگ میگه یا بی بی دخترمو خیلییی دوست داره ولی دخترم منو ترجیح میده ولی عمشو بیشتر از من دوست داره😁دو روزه از خونه پدر شوهرم اومدیم دخترم خیلی دلتنگ عمش همش گریه میکنه براش
بهش میگه ماماجونی
خوبه رابطه ش ولی پیش منه بیشتر تا پیش اون
بچه هام با مادرشوهرم میونه خوبی ندارن😁عاشق پدرشوهرمن😍
دخترمن چون همه نوه ها عزیز صداش میکنن منم میگم عزیز صداش میکنه ولی تا خودم نگم برو بغل عزیز یا عزیزتو بوس کنه اصلا نگاشون نمیکنه ولی بشدتتتتتت خیلی زیاد عاشق پدرمه در عوض از پدرشوهرم انگار بدش میاد چون یبار ترسوندتش بخاطر اون ولی نزار کسی جای تورو بگیره
دختر من از اول باهاش مچ نشد بس که تیکه میپرونه انگار دختر من هووشه متنفرم ازش
قطع رابطم
میره بوساشو میده و میاد
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.