۱۰ پاسخ

اینم بگم مهدم نوشتمش نموندددد اصلا با غریبه ها هم کلام نمیشه مغزم درد گرفته دلم میخاد خودمو بکشم بلکه راحت شم 😭😭😭😭😭😭😭😭😭

حساس نباش ینی تاپیکاتو میخونم لنگه ی بچتو من دارم لجباز با بچه ها ارتباط نمیگیره دیگه چیکنم مدلش اینه منم گاهی خیلی حرص میخورم چ میشه کرد شاید بزرگ بشن درست بشن

چقدر پسره منم توصیف کردی من ی مادر خسته ام که از صبح ساعت ۸نیم صبح با دوتا پسر بچه ی دوقلو مشغولم تا پاسی از شب صبح که بیدار میشه انگار کلی ازش کار کشیدن اول خودشو می‌کشه ب در دیوار بعد از ساعت ۹نق گریه لج شروع میشه تا ۱۲شب هروقت هم ی بهونه داره نمی‌دونم اصلا از کجا بگم بخدا بعضی وقتها میخام آب بخورم لیوان برمی‌دارم خالی می‌خورم یادم می‌ره ای بریزم داخل لیوان جسم روح خسته خیلی داغونم خیلی

عزیزم تو یک مادری حق داری کم بیاری خسته بشی مثل اکثر ماها همین الان ک دارم برات مینویسم در حد جنون عصبانیم ده بار زده زیر گوشیم امااا باید صبور باشی حتی شده از دکتر داروی ارامبخش بگیری ک بتونی اوضاع رو مدیریت کنی تاپیک قبلیت چقدر خوشحال بودی ک دخترت تونسته صحبت کنه خداروشکر ک داره بهتر و بهتر میشه الانم یه دمنوش دم کن بخور و قوی تر به وظایف مادریت ادامه بده🩷

وای دختر من،از صبح تاشب فقط نق و گریه،میگه اب ،ولی آب نمیخاد اصللا نمیدونم چشه

عین پسرمن مال منم تمینه دیکه بریدم

بچم همسن بچه شماست دسشوییشم هنو یاد نگرفته تا الان داشتم گریه میکردم خسته شدم بریدم دیگه حرف زدنشم خوب نیس

کلا بچه بزرگ کردن خیلی سخته🥹 خدا قوت بهت مامان❤️
انگار بچه ها تو هر سنی یهو ی عادت میاد و میرع
مثلا بچه من یاد گرفته بود هی قهر میکرد هرچی میشد میرفت اتاق درو میبست نگران بودم لوس شه، بقیه میگفتن پسر ناز نازی اعصابم خورد میشد

بعدش از سرش افتاد هرچی میشد گریه میکرد الان اینم داره بهتر میشه
ی مدت وابسته ام بود حتی دسشویی نمیتونستم برم
کلا بچه بزرگ کردن سخته و خیییییلی سخته کمک نداری واقعا خدا کمکت کنه. ولی بدون میفته از سرش نگران نباش

پسر منم خیلی گریه میکنه میفهمم هیچکسم نگهش نمیدارع

شاید جاییش دردمیکنه

سوال های مرتبط