۲۷ پاسخ

دوروز گذشته زياد نگذشته كه از بقيه انتظار هست بعد دوروز بيان معمولا يكم دير به عيادت ميان كه صاحيخونه خودشو جمع كنه واي جاري و همسرش بايد پيگير ميشدن

ببین تو گلیت ب مادر شوهرت کن ب گوش همشون میرسه. ب جاریت بگو آره پسرت کار دست ما داده طفلک بچم

باید برای انجام کارامیومدن بیمارستان هزیمه هارو تقبل میکردن نه ک انگارنه انگار عیادت هم که ازین ببعدمیان ولی لونا باید ازاول میبودن

میتونی ببری پزشکی قانونی شکایت کنی دیه بگیری تا قشنگ بشینن سرجاشون

نفهم های بیشعور بچه خرشون چند سالشه وای چه حرصم گرفته مگه میشه آخه

هنوز دیر نشده،اومدن محل سگ نده،بزار گم شه بده

به شوهرت بگو زنگ بزنه برادرش بگه جریانو

زده دست بچتو شکونده میخای گلالی نکنی
اونا خودشون بایستی میبردن بیمارستان
بنظرم اصن نباید راهشون بدین همچین آدمایی رو
وقتی اون میگه بچه ام خط قرمزمه چرا تو نباید بگی باید قشنگ بهشون برسونی آک یبار دیگه باعث ناراحتی بچه م بشی خودمو دوتا دستتو میشکونم

شاید از خجالتش ومیترسه دعوا بشه زنگ نزدع

خودت فشنگ یه پیام بهش بده مثلاً بگو خیلی ممنون هستم که بوستون باعث شد دست بچم اینجوری بشه شما جویایی حالش شدین با تیکه و هزار بار تیکه های سنگین

این بگه اون بگه نکن خودت بگو وگرنه یه عمر خود خوری میکنی و وقتی یادش میوفتی حرصی میشی.خودتو اذیت نکن اصلا راهشون نده بگو به این دلیل

چقدر خونسردی من بودم چشامو میبستم ایل و طایفشونو فوش میدادم من اصلا صبور نیستم .

یعنی متوجه شدند کار بچشونه هیچ عکس العملی نشون ندادند

دختر من لوزشو عمل کرد پدرشوهرومادرشوهرم بعد ۱هفته اومدن دیدنش منم بع شوهرم گفتم چیزیشون بشه حق نداره بره

من بودم از اون گلوی بچش میرفتم خفش میکردم چطور تاالان چیزی نگفتی

بگو شاید بچم این روزارو یادش بره ولی منه مادر هیچ وقت تا آخر عمر فراموش نمیکنم

رو ندی بیاد که اصلا فکر خوبی نیست چون بعدا شما میشه مقصر و آدم بده و کلا ورق برمیگرده سمت شما

بنظرم از بچت دفاع کن دفعه ی دیگه خدایی نکرده میزنه سرشو میشکونه.

از الان برای بچت ارزش قائل نشی بعدش بدتره

الهی بگردممممم رو نده ولشون کناااا شاکی باش

اخی عزیزم چقدر بیشعور 😔😔

وای یا خداااا عزیزم چه بیشعور
ببخشید محل سگ بهش نده
من باشم جوری بچش میزنم صدا سگ بدهاااا

راستی عزیزم میشه پیج انلاین شاپتونوبدید؟
یاسماره بدیدپیام بدم بهتون منوادکنید

اره چراگلایه نکنید
مگه ازبچتون مهم ترم هست
اگربجه شمابوداون جه رفتاری داشت
بادعواته ولی محکم وکوبنده حرفاتوبهش بزن

ای وای بچه 🥲🥲🥲

به مادر شوهرت بگو اونم بهشون میگه

آخی عزیزم واقعا چقدر بی‌شعور بودن

سوال های مرتبط

مامان نرگس مامان نرگس ۶ سالگی
سلام..مامانا ممنون میشم راهنمایی کنید.. من شوهرم از اول هم موافق بچه نبود و با اصرار من بچه دار شدیم.تا وقتی نوزاد هم بود خوب بودن..ولی از ۴ سالگی تقریبا که دخترم دیگه فهمیده تر شد همش با شوهرم دعوا دارن و لجبازی میکنن.. کلا دخترم تازگیا مخصوصا دیگه اخلاقش کلا عوض شده و من دلیلش رو ۸۰ درصد شوهرم میدونم..شوهرم هرجور دوست داره باهاش حرف میزنه..بعد دخترم هم یاد گرفته همونجور باهاش حرف میزنه..حتی به شوهرم فحش هم میده.. قشنگ روشون بهم باز شده..به جز اون اصلا دیگه ادم حسابمون نمیکنه..حرفمون رو گوش نمیده..لجبازی میکنه... هم گاهی میزمنتش..هم کل کل میکنن باهم..خلاصه من تا حالا تو اطرافیان خودم ندیدم پدر با دخترش اینطوری کنه.. اصلااا صبور نیس.. مثلا دخترم کار اشتباهی میکنه مثلا میگم شکلات میخوره میگه بخور تا دندونت خراب شه.. اکثر کارهای منفیش رو اینطوری بهش تذکر میده.. جلو جمع همش بهش تذکر میده..خلاصه من دیگه دیوونه میشم تو خونه از دستشون..واقعا هم مربض شدم از دستشون..اعصابم رو خرد میکنن..فک کن تو خونه دو نفر مدام باهم کل کل کنن و دعوا کنن و بجنگن باهم..هرچی هم با شوهرم صحبت میکنم اصلا انگار نه انگار..جوری شده که دخترم از یکی دوتا مردهای فامیل که دخترم رو دوست دارن گدایی محبت میکنه.. هرچی به شوهرم میگم پس فردا خدایی نکرده باید بزنی تو سر خودت انگار نه انگار..به نظرتون چکار کنم؟؟ چندبار مشاوره هم رفتم ولی اثر نداشته..البته خودم هم گاهی دعوا میکنم با دخترم ولی شوهرم بدتر از منه..دلم میسوزه برای دختزم...از یه دختر خوب و اروم تبدیل شده به یه دختر حرف گوش نکن و عصبی و پرخاشگر
واکسن
پوشک
آنومالی
مامان پویان🩵فرهان💚 مامان پویان🩵فرهان💚 ۷ سالگی
پیرو تاپیک قبلی،بماند که چقد اون پسره امیرعباس به بچه من نه گفته و گفته نمیام و مامانم نمیذاره، یه روز یکی از همکلاسی های پسرم اومده بود دم خونه مون با پسرم بازی کنه، بعد پسر منم دیگه رفته پیش دوستش، این امیرعباس هم بهش برخورده و رفته به مامانش گفته پویان بیشتر با امیرعلی همکلاسیش هستش تا من،بعد که همکلاسی پسرم میره، پسرم همین امیرعباس همسایه مونو صدا میکنه ولی مامانش نمیذاره بیاد میگه اون موقع که رفتی با همکلاسیت فکر الانو میکردی 🙄🙄 اینارو امروز مامانش خودش بهم گفت، نگا توروخدا چیارو یاد بچه شون میدن و کینه و دشمنی رو، بعد اون پسره اینقد به حرف مامانش گوش میده که حد نداره ولی بچه من مارو به هیچی حساب میکنه، من وقت نکردم همون لحظه جوابشو بدم چون بچه نوزادم تو خونه بود و تنها، حالا به نظرتون به مامانش بگم ازت ناراحت شدم که بچه تو شیر میکنی که سمت بچه من نیاد چون یه بار بهش گفته همکلاسیم اومده، اینهمه خودتو و بچه ت به پسر من نه گفتین و گفته نمیاد، میدونید عادت کردن از بس بچه ساده من رفته سمتشون و صداشون میکنه،
بگم به مادره یا نه اصلا اهمیت ندم و به روی خودم نیارم؟
متاسفانه هر چی به بچه م میگم نرو سمتش، صداش نکن انگار به دیوار میگم