سلام کوچولوی مامان💔🖤🕊
بودنت کنار من خیلی کوتاه بود
روز اولی که ازمایشو دیدم کلی ترسیدم ناراحت نشیا اما خیلی عذاب وجدان گرفتم ناراحت شدم دلم برای داداش هاکان سوخت که انقدر کوچولوعه
اما مامانی وقتی صدای قلبتو شنیدم تمام ناراحتی هام پرکشید دوق اومدنت جوری تو بند بند وجودم ریشه کرد که روزامو با شوق بغل کردنت گذروندم
قلب مامان من نمیدونم گل دختر بودی یا یه پسر ناز اما هرچی که بودی امیدوارم روح و وجود نازنینت دوباره منو انتخاب کنه برای مادری کردن برات
یا امیدوارم تبدیل به نورو جوانه امیدی بشی برای مامانی که شال ها چشم انتظارته و داره با رویای کنار تو بودن روزاشو سپری میکنه
جان مادر خواستم بگم توی این فرصت کوتاه کنار تو بودن خیلیبهم خوش گذشت خیلی لذت بردم مرسی که بهم نشون دادی چقدر وجود شما بچه ها برکته چقدر نازنینید

امروز مرخصیم تایید شد اما تو ۱ روزه که دیگه توی وجود من نیستی و تنهام گذاشتی
💔🥲
بچه دار شدن مرحله عجیبی از زندگی کردنه جوونه ای که تو وجودته نه تاحالا بغلش کردی یا حتی نمیدونستی دختر یا پسره جوری برات عزیز میشه که وقتی از پیشت میره انگار بند دلتو پاره میکنه
امیدوارم هیچکسی همچین دردی رو متحمل نشه و تجربش نکنه 💔💔

۱۵ پاسخ

مطمئنن بازم برمیگرده به اغوشت😭🖤

اگرمشکل دیگه ای نداشته باشی بله میشه

و منی که ۶بار این درد رو با تمام وجودم تجربه کردم😭

متاسفم عزیزم ایشالله به زودی جاش سبز شه🥲

بند بند وجودم سیخ شده کله سرم سیخ شد از ناراحتی

منم دوبار برام این اتفاق افتاد..درد عجیبیع هیچکس درکت نمیکنه همه میگن بازم میاری..ولی این غم ادمو از پادرمیارع🙂

عزیزم درکت میکنم منم تیرماه دقیقاً مثل توشدم توده هفته بچم رفت.ولی ماه بعدش خدادوباره جاشوبرام سبزکردوالان دوباره باردارم.انشالله توهم به زودی دوباره دامنت سبزمیشه

میدونم سخته و تجربه بدی بود ولی امیدوارم دوباره مادر شدن تجربه کنی و اتفاقات قشنگی برات بیفته

ایشالا خدا براتون جبران کنه سنگ تموم بزاره خدا نصیب دشمن آدم هم نکنه واقعا

عزیزم بغض کردم باخوندن این نوشته ها 'کاملا درک میکنم منم پسرم که ۱۹ هفته بود از دستش دادم الان ۳۰ روزه که پسرم پیشم نیست امیدوارم خدا به دل شما ومن وهمه اونایی که عزیز از دست دادن صبر بده 😭😭😭😭😭😭

فقط یه اسم انتخاب کن براش ک بدون اسم نباشه اون دنیا🙃
من اسم یارا گذاشتم که هم دخترانس هم میگن پسرانس

😭 با بند بند وجودم درکت کردم چون دوبار همچین اتفاقی برای خودم افتاد

من تجربه کردم😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭غم سختیه خدا صبرشو بده بهت منکه ۲ سال گذشته همچنان به یادش خیلی اشک میریزم و قلبم تیر میکشه همش میگم الان اگه بود یه سال و سه ماهش شده بود بچم ...
مادرت بمیره برات😭😭😭

چیشده

چه اتفاقی افتاد🥹🥹

سوال های مرتبط

مامان 💎 
 آقاپسر مامان 💎 آقاپسر هفته نوزدهم بارداری
عزیزترینم…

امروز برای اولین بار قلبت رو دیدم…
قلب کوچولویی که شاید هنوز هیچ‌کس جز من نمی‌دونه چقدر برای شنیدن تپش‌هاش بی‌قرار بودم. 🥹❤️

وقتی صدای قلبت توی اتاق پیچید، انگار یک لحظه همه‌چیز ایستاد…
فقط من بودم و تو و آن قلب کوچولویی که برای زندگی می‌زد.
نمی‌دونی با اولین تپش‌هات چه چیزی درون من شروع شد…
انگار همان لحظه، قلب من هم برای همیشه به تو گره خورد.

تو هنوز منو نمی‌شناسی،
هنوز نمی‌دونی دست‌هایی هست که هر شب روی شکمت کشیده می‌شن و آرومت می‌کنن،
هنوز نمی‌دونی کسی هست که از همین حالا برای دیدن صورتت، شنیدن صدات و در آغوش گرفتنت لحظه‌شماری می‌کنه…

اما من از همین حالا دوستت دارم؛
قبل از اینکه ببینمت،
قبل از اینکه صدات رو بشنوم،
قبل از اینکه دست‌های کوچیکت رو توی دستم بگیرم…

کوچولوی من،
امروز در ۹ هفتگی، تو فقط یک تصویر کوچک روی صفحه‌ی سونوگرافی نبودی؛
تو تمام آرزوهای من بودی که جلوی چشمم جان گرفته بود. 🤍

بمون و رشد کن عزیزِ دلِ مامان…
من تمام روزها رو می‌شمارم تا روزی که برای اولین بار بغلت کنم و با اشک توی چشم‌هام بهت بگم:

«بالاخره رسیدی عشقِ کوچولوی من…
همون عشقی که از روزهای اول، تمام قلبم رو مال خودش کرد.» 🤍👶🏻
مامان محمدامین مامان محمدامین هفته سیزدهم بارداری
خدای مهربان من،

می‌دونی که چقدر این روزها بی‌قرارم…

تو از همه‌ی آن شب‌هایی که با امید و دعا سپری کردم، از تمام آمپول‌ها و داروهایی که تحمل کردم، از تمامِ لحظه‌هایی که دلم می‌لرزید و به تو پناه آوردم، خبر داری. تو می‌دونی که این فرشته‌ی کوچک، چقدر برای من عزیز و خواستنی است.

خدایا، من الان فقط دلم می‌خواد به تو تکیه کنم. فردا که راهیِ مطب می‌شم، تو قبل از من اونجا باش. وقتی اون دستگاهِ سونوگرافی روشن می‌شه، تو آرامش رو در وجودم جاری کن. نذار ترس بر من غلبه کنه، نذار استرسِ انتظار، زیباییِ این لحظه رو ازم بگیره.

خداجون، تو که خالقِ تمامِ ضربان‌هایی… تو که به هر ذره‌ در عالم هستی، زندگی می‌بخشی، ازت می‌خوام این تپش‌های کوچک رو برای من نگه داری. بگذار صدای قلبش، نُتِ آرامشِ زندگیِ من بشه. من تمامِ کنترلم رو به دست‌های قدرتمند تو می‌سپارم. هر چی که خیره، همون رو برای من رقم بزن، اما دلم می‌خواد که این هدیه رو سالم در آغوشم ببینم.

خدایا، قلبم رو پر از اطمینان کن. مثل یک گل که در پناهِ آفتابِ امنِ تو رشد می‌کنه، دلم می‌خواد این نی‌نی هم در پناهِ تو رشد کنه و شکوفا بشه.

من منتظرِ معجزه‌ات هستم، تویی که همیشه شنونده‌ی منی.»