عزیزترینم…

امروز برای اولین بار قلبت رو دیدم…
قلب کوچولویی که شاید هنوز هیچ‌کس جز من نمی‌دونه چقدر برای شنیدن تپش‌هاش بی‌قرار بودم. 🥹❤️

وقتی صدای قلبت توی اتاق پیچید، انگار یک لحظه همه‌چیز ایستاد…
فقط من بودم و تو و آن قلب کوچولویی که برای زندگی می‌زد.
نمی‌دونی با اولین تپش‌هات چه چیزی درون من شروع شد…
انگار همان لحظه، قلب من هم برای همیشه به تو گره خورد.

تو هنوز منو نمی‌شناسی،
هنوز نمی‌دونی دست‌هایی هست که هر شب روی شکمت کشیده می‌شن و آرومت می‌کنن،
هنوز نمی‌دونی کسی هست که از همین حالا برای دیدن صورتت، شنیدن صدات و در آغوش گرفتنت لحظه‌شماری می‌کنه…

اما من از همین حالا دوستت دارم؛
قبل از اینکه ببینمت،
قبل از اینکه صدات رو بشنوم،
قبل از اینکه دست‌های کوچیکت رو توی دستم بگیرم…

کوچولوی من،
امروز در ۹ هفتگی، تو فقط یک تصویر کوچک روی صفحه‌ی سونوگرافی نبودی؛
تو تمام آرزوهای من بودی که جلوی چشمم جان گرفته بود. 🤍

بمون و رشد کن عزیزِ دلِ مامان…
من تمام روزها رو می‌شمارم تا روزی که برای اولین بار بغلت کنم و با اشک توی چشم‌هام بهت بگم:

«بالاخره رسیدی عشقِ کوچولوی من…
همون عشقی که از روزهای اول، تمام قلبم رو مال خودش کرد.» 🤍👶🏻

۴ پاسخ

اییی جییااانممم چ‌حس خوبیییه فداتشم انشاالله نی نی تون رو صحیح سالم بغل بگیری....
گلم شما تو هفته ۹واسه تشکیل قلبش سنو‌رفتید؟

خداروشکررررر عزیزم خدا برات حفظش کنه انشالله 💖😍

گلم منم دعا کن

بسیار زیبا😍انشالله بسلامتی بغل بگیریش عزیزم

سوال های مرتبط

مامان فسقل و ۳قلو ها مامان فسقل و ۳قلو ها هفته دهم بارداری
نامه‌ای برای چهار فرشته‌ی من 🤍

امروز فقط برای یک سونوگرافی نرفتم…
امروز رفتم تا برای اولین بار صدای زندگیِ سه تا از عزیزترین آدم‌های دنیام رو بشنوم… 🥹
وقتی دکتر گفت: «هر سه تا قلب تشکیل شده و می‌زنن»
نمی‌دونستم باید بخندم، گریه کنم، یا فقط دستم رو روی قلبم بذارم و خدا رو شکر کنم…
سه تا قلب کوچولو، سه تا زندگی، سه تا معجزه… 🤍
من هنوز یه پسر چهارماهه توی آغوشم دارم…
هنوز بوی بچگیش از لباسام نرفته، هنوز دستای کوچیکش دور انگشتم حلقه میشه…
و حالا فهمیدم سه تا فرشته‌ی دیگه هم دارن آروم‌آروم به سمت آغوشم میان… 🥹
پسرم… تو هنوز خودت بچه‌ای، اما یه روز می‌فهمی که چقدر بزرگ شدی وقتی شدی داداشِ سه تا کوچولویی که امروز برای اولین بار قلبشون رو شنیدیم… 🤍
و شما سه تا کوچولوی من…
شاید هنوز صدای منو نمی‌شنوید، شاید هنوز حتی نمی‌دونید مامان یعنی چی…
ولی مامانتون از همین امروز قول میده هر کاری از دستش برمیاد بکنه تا یه روز شما رو سالم بغل کنه.
قول میدم روزی که برای اولین بار صورت‌هاتون رو ببینم، تمام این روزها رو فراموش کنم…
تمام ترس‌ها، تمام انتظارها، تمام اشک‌ها… فقط شما بمونید و آغوش من. 😭🤍
اگر یه روز این نوشته رو خوندید، بدونید خیلی قبل‌تر از اینکه شما به دنیا بیاید، چهار تا قلب توی سینه‌ی مامانتون برای شما می‌تپید…
یکی برای پسری که امروز توی آغوشمه،
و سه تا برای سه فرشته‌ای که امروز صدای قلبشون رو شنیدم. 🥹
خدایا…
من ازت چهار تا بچه خواستم؟ نه…
اما تو چهار تا دلیل برای زنده موندن، برای جنگیدن، برای خندیدن و برای شکر کردنت بهم دادی. 🤍
👶🏻🤍👶🏻🤍👶🏻🤍👶🏻
مامان جوونه🌱عشق مامان جوونه🌱عشق هفته چهاردهم بارداری
1405/06/07 به وقت سونو گرافی NT… 🥹❤️
قلب مادر امروز ساعت ۸:۳۰ نوبت سونو NT بود و من اونقدر پر استرس بودم که جات تنگ شده بود نمیتونستی تکون بخوری اما وقتی مطمئن شدم حالت خوبه، قلب کوچولوت داره می‌تپه و تو هنوز با تمام وجودت داری توی دلم رشد می‌کنی انگار یه دنیا آرامش ریخت توی قلبم. 🥹💚🌱

نمی‌دونی مامان چقدر با شنیدن اینکه خوبی خوشحال شد…دست به کمر ایستاده بودی و هرچی تلاش کردیم بخوابی تکون نخوردی چقدر دلم می‌خواست بغلت کنم، صورت کوچولوت رو ببوسم و بهت بگم که چقدر دوستت دارم.
هنوز خیلی کوچولویی، هنوز حتی نمی‌تونی بدونی مامانت چقدر چشم‌انتظار دیدنته، ولی من از همین حالا تمام قلبم رو به تو دادم.💚

امروز یکی از قشنگ‌ترین خبرهای دنیا رو گرفتم:
نینیم خوبه… نینیم کاملا سالمه… و قلب کوچولوش می‌تپه. 🥹💓

بمون برای مامان کوچولوی من…
آروم و سالم بزرگ شو و هر روز بیشتر منو عاشق خودت کن.
من تا روزی که تو رو توی بغلم بگیرم، با تمام قلبم منتظرت می‌مونم.
دوستت دارم، بیشتر از چیزی که بشه با کلمه‌ها گفت، نینیم. 🤍👶🏻✨
مامان نورِ دلم🌻✨ مامان نورِ دلم🌻✨ هفته یازدهم بارداری