۱۳ پاسخ

عزیزم واسه شماهم قلبش تشکیل نمیشد سقط میشدن ؟

امیدوارم این دفعه هم چیز طبق مراد دلت پیش بره، مبارکت باشه صحیح و سالم بغل بگیریش🫀🫀

عزیزم مبارکه

خدا رو شکر

مبارکه عزیرم

مبارکت عزیزم

سلام چند ماه بعد سقط اقدام کردی؟

خداروشکر 🤍 مبارکت باشه عزیزم

😍😍❤

مبارک باشه 😍

خداروشکر ❤️

ایشالا به سلامتی بیاد تو بغلت😍🦋

سه بار سقط کردین؟

سوال های مرتبط

مامان 💎 
 آقاپسر مامان 💎 آقاپسر هفته نوزدهم بارداری
عزیزترینم…

امروز برای اولین بار قلبت رو دیدم…
قلب کوچولویی که شاید هنوز هیچ‌کس جز من نمی‌دونه چقدر برای شنیدن تپش‌هاش بی‌قرار بودم. 🥹❤️

وقتی صدای قلبت توی اتاق پیچید، انگار یک لحظه همه‌چیز ایستاد…
فقط من بودم و تو و آن قلب کوچولویی که برای زندگی می‌زد.
نمی‌دونی با اولین تپش‌هات چه چیزی درون من شروع شد…
انگار همان لحظه، قلب من هم برای همیشه به تو گره خورد.

تو هنوز منو نمی‌شناسی،
هنوز نمی‌دونی دست‌هایی هست که هر شب روی شکمت کشیده می‌شن و آرومت می‌کنن،
هنوز نمی‌دونی کسی هست که از همین حالا برای دیدن صورتت، شنیدن صدات و در آغوش گرفتنت لحظه‌شماری می‌کنه…

اما من از همین حالا دوستت دارم؛
قبل از اینکه ببینمت،
قبل از اینکه صدات رو بشنوم،
قبل از اینکه دست‌های کوچیکت رو توی دستم بگیرم…

کوچولوی من،
امروز در ۹ هفتگی، تو فقط یک تصویر کوچک روی صفحه‌ی سونوگرافی نبودی؛
تو تمام آرزوهای من بودی که جلوی چشمم جان گرفته بود. 🤍

بمون و رشد کن عزیزِ دلِ مامان…
من تمام روزها رو می‌شمارم تا روزی که برای اولین بار بغلت کنم و با اشک توی چشم‌هام بهت بگم:

«بالاخره رسیدی عشقِ کوچولوی من…
همون عشقی که از روزهای اول، تمام قلبم رو مال خودش کرد.» 🤍👶🏻
مامان معجزه امام رضا 😍🥹 مامان معجزه امام رضا 😍🥹 هفته هشتم بارداری
سه روز روز دیگه تولدمه 💕
اما خدا امسال زودتر از موعد، قشنگ‌ترین هدیه‌ی عمرم رو بهم داد.

دیروز صدای قلبت رو شنیدم کوچولوی من… نمی‌دونم چطور باید از اون لحظه بنویسم. فقط می‌دونم وقتی فهمیدم اون صدای کوچولو، صدای قلب بچه‌ی منه، دلم پر از احساسی شد که هیچ‌ وقت تجربه‌اش نکرده بودم.

چه قشنگه که درست چند روز مونده به تولدم، خدا صدای زندگی رو به من هدیه داد؛ صدای قلب تو رو 🫀🤰🏼

هنوز تو رو ندیدم، هنوز دستای کوچولوت رو نگرفتم، هنوز چشم‌هات رو ندیدم، اما از همین حالا برای من عزیزی، خیلی بیشتر از چیزی که بشه با کلمات گفت.

امسال تنها آرزوی تولدم اینه که خدا تو رو سالم و سلامت برام نگه داره تا روزی برسه که به جای شنیدن صدای قلبت از پشت مانیتور، تو رو توی آغوشم بگیرم.

تولدم امسال با تو قشنگ‌تر از همیشه‌ ست، فرزندم… تو قشنگ‌ترین اتفاق زندگی منی. ❤️

۱۴۰۵/۸/۱۱ قشنگترین صدای عمرمو شنیدم خدایا هزار بار شکرت😍🌱🤍

در آستانه‌ی ۱۹ سالگی، زیباترین هدیه‌ی خدا رو در قلبم دارم؛ من مادر شده‌ام… ❤️

😍 ۱۳۸۶/۸/۱۵








بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری
مامان Nikan💙🧸 مامان Nikan💙🧸 هفته نوزدهم بارداری
مامان نفس مامان نفس هفته هشتم بارداری
خدایا… 🥹🤍

یه بار قلبم رو به تو سپردم و با هزار تا آرزو، منتظر به آغوش کشیدنش بودم… اما قسمت شد که با دست‌های خالی و دلی شکسته، نبودنش رو تحمل کنم. 💔

اون روزا فقط تو می‌دونستی چه شب‌هایی رو با اشک صبح کردم و چند بار ازت پرسیدم: «خدایا، چرا من؟» 🥀

حالا دوباره دو خط صورتی روی یه بی‌بی‌چک، دلم رو پر از امید کرده… انگار دوباره یه فرشته کوچولو رو به من هدیه دادی. 🥹🫂

خدایا، این بار دیگه نمی‌خوام با چشمای اشکی صدات کنم…
این بار می‌خوام با اشک شوق، دستام رو به آسمون بلند کنم و بگم:

خدایا، شکرت که دوباره منو لایق حس قشنگ مادر شدن دونستی… 🤍

من هنوزم می‌ترسم، هنوزم ته دلم از تکرار اون درد می‌لرزم؛ اما به تو ایمان دارم، به مهربونیت، به معجزه‌هات…

خدایا، این بار خودت نگهدارش باش…
نذار دوباره آغوشم خالی بمونه…
نذار دوباره صدای گریه‌هام به جای خنده‌های بچه‌م، توی خونه بپیچه…

خدایا، این کوچولوی تازه‌رسیده رو به تو می‌سپارم؛ تویی که از همه بیشتر می‌تونی مراقبش باشی. 🥹🤲🏻

این بار می‌خوام آخر قصه‌م، به جای خداحافظی، بگم:
«سلام کوچولوی من… مامان خیلی منتظرت بود.» 👶🏻🤍

الهی آمین… 🤲🏻🕊️
ازمایش مثبت شده خواهرا عدد بتام ۷۶۷ ممیزه نمیدونم چقدر دیروز موعدم بود بماند به یادگار۱۴۰۵/726
مامان محمدامین مامان محمدامین هفته چهاردهم بارداری
خدای مهربان من،

می‌دونی که چقدر این روزها بی‌قرارم…

تو از همه‌ی آن شب‌هایی که با امید و دعا سپری کردم، از تمام آمپول‌ها و داروهایی که تحمل کردم، از تمامِ لحظه‌هایی که دلم می‌لرزید و به تو پناه آوردم، خبر داری. تو می‌دونی که این فرشته‌ی کوچک، چقدر برای من عزیز و خواستنی است.

خدایا، من الان فقط دلم می‌خواد به تو تکیه کنم. فردا که راهیِ مطب می‌شم، تو قبل از من اونجا باش. وقتی اون دستگاهِ سونوگرافی روشن می‌شه، تو آرامش رو در وجودم جاری کن. نذار ترس بر من غلبه کنه، نذار استرسِ انتظار، زیباییِ این لحظه رو ازم بگیره.

خداجون، تو که خالقِ تمامِ ضربان‌هایی… تو که به هر ذره‌ در عالم هستی، زندگی می‌بخشی، ازت می‌خوام این تپش‌های کوچک رو برای من نگه داری. بگذار صدای قلبش، نُتِ آرامشِ زندگیِ من بشه. من تمامِ کنترلم رو به دست‌های قدرتمند تو می‌سپارم. هر چی که خیره، همون رو برای من رقم بزن، اما دلم می‌خواد که این هدیه رو سالم در آغوشم ببینم.

خدایا، قلبم رو پر از اطمینان کن. مثل یک گل که در پناهِ آفتابِ امنِ تو رشد می‌کنه، دلم می‌خواد این نی‌نی هم در پناهِ تو رشد کنه و شکوفا بشه.

من منتظرِ معجزه‌ات هستم، تویی که همیشه شنونده‌ی منی.»