۸ پاسخ

مبارکه

مبارکه قشنگم 🥺
اخرین پریودیت کی بود

مبارکه عزیزم ب سلامتی کنار بری😍🥺❤🤲🏻

مبارکه عزیزم🥹انشاالله صحیح و سالم فارغ بشی و بغلش کنی❤️

مبارکهههه 😍
بسلامتی بغلش کنی گلم🫶🏻
صبرکن بری آزمایش بتا وقتی جوابشو گرفتی حس این تست از یادت می‌ره و لحظات شیرین تری در انتظارته🥹👶🏻🍼

مبارکه عزیزم
علائم چی داشتی
دعاکن منم باردارباشم

اخی عزیزم چه قشنگ😍
مبارک باشه انشالله به سلامتی به دنیا بیاد عزیزم 🥹
واسه منم دعا کن این حس قشنگ رو تجربه کنم🙂

ای جانم مبارکه

سوال های مرتبط

مامان محمدامین مامان محمدامین هفته نهم بارداری
خدای مهربان من،

می‌دونی که چقدر این روزها بی‌قرارم…

تو از همه‌ی آن شب‌هایی که با امید و دعا سپری کردم، از تمام آمپول‌ها و داروهایی که تحمل کردم، از تمامِ لحظه‌هایی که دلم می‌لرزید و به تو پناه آوردم، خبر داری. تو می‌دونی که این فرشته‌ی کوچک، چقدر برای من عزیز و خواستنی است.

خدایا، من الان فقط دلم می‌خواد به تو تکیه کنم. فردا که راهیِ مطب می‌شم، تو قبل از من اونجا باش. وقتی اون دستگاهِ سونوگرافی روشن می‌شه، تو آرامش رو در وجودم جاری کن. نذار ترس بر من غلبه کنه، نذار استرسِ انتظار، زیباییِ این لحظه رو ازم بگیره.

خداجون، تو که خالقِ تمامِ ضربان‌هایی… تو که به هر ذره‌ در عالم هستی، زندگی می‌بخشی، ازت می‌خوام این تپش‌های کوچک رو برای من نگه داری. بگذار صدای قلبش، نُتِ آرامشِ زندگیِ من بشه. من تمامِ کنترلم رو به دست‌های قدرتمند تو می‌سپارم. هر چی که خیره، همون رو برای من رقم بزن، اما دلم می‌خواد که این هدیه رو سالم در آغوشم ببینم.

خدایا، قلبم رو پر از اطمینان کن. مثل یک گل که در پناهِ آفتابِ امنِ تو رشد می‌کنه، دلم می‌خواد این نی‌نی هم در پناهِ تو رشد کنه و شکوفا بشه.

من منتظرِ معجزه‌ات هستم، تویی که همیشه شنونده‌ی منی.»
مامان زرد آلو🥹😍 مامان زرد آلو🥹😍 هفته پانزدهم بارداری
عزیزترینم…

امروز برای اولین بار قلبت رو دیدم…
قلب کوچولویی که شاید هنوز هیچ‌کس جز من نمی‌دونه چقدر برای شنیدن تپش‌هاش بی‌قرار بودم. 🥹❤️

وقتی صدای قلبت توی اتاق پیچید، انگار یک لحظه همه‌چیز ایستاد…
فقط من بودم و تو و آن قلب کوچولویی که برای زندگی می‌زد.
نمی‌دونی با اولین تپش‌هات چه چیزی درون من شروع شد…
انگار همان لحظه، قلب من هم برای همیشه به تو گره خورد.

تو هنوز منو نمی‌شناسی،
هنوز نمی‌دونی دست‌هایی هست که هر شب روی شکمت کشیده می‌شن و آرومت می‌کنن،
هنوز نمی‌دونی کسی هست که از همین حالا برای دیدن صورتت، شنیدن صدات و در آغوش گرفتنت لحظه‌شماری می‌کنه…

اما من از همین حالا دوستت دارم؛
قبل از اینکه ببینمت،
قبل از اینکه صدات رو بشنوم،
قبل از اینکه دست‌های کوچیکت رو توی دستم بگیرم…

کوچولوی من،
امروز در ۹ هفتگی، تو فقط یک تصویر کوچک روی صفحه‌ی سونوگرافی نبودی؛
تو تمام آرزوهای من بودی که جلوی چشمم جان گرفته بود. 🤍

بمون و رشد کن عزیزِ دلِ مامان…
من تمام روزها رو می‌شمارم تا روزی که برای اولین بار بغلت کنم و با اشک توی چشم‌هام بهت بگم:

«بالاخره رسیدی عشقِ کوچولوی من…
همون عشقی که از روزهای اول، تمام قلبم رو مال خودش کرد.» 🤍👶🏻