۱۰ پاسخ

عزیزم .خداحفظش کنه الهی 🧿.
چه متن قشنگی قلبم اکلیلی شد .
اشکم دراومد

خیلی مادری قشنگه اصلا نمیشه تصور کرد ... روزی که رفتم سونو تشکیل قلب و صدای قلبش رو شنیدم اصلا مبهوت بودم .... ینی تو شکم کوچولو من یه انسانه ..... روح داره و خدا دوسش داره و خدایی داره 😍🤗🤗🤗

انشالله قربونت

عزیزم مبارک باشه ..سونو شکمی شدید شما یا واژینال؟

خدارو شکر دعا کن منم این لحظه شیرینو ببینم

مبارک عزیزم ایشالله بسلامتی به دنیا بیاد منم دیروز رفتم سنو قلبش تشکیل شده بود اما نزاشت صداشو بشنوم گف ضرر داره

ای جانم چ متن قشنگی براش نوشتی انشالله هممون بسلامتی این دوره رو طی کنیم و ۹ ماه راحت و بدون هیچ استرسی برامون بگذره برا همدیگه دعا کنیم🥰

الهی بگردم عزیزم انشالله به سلامتی بغلش کنی گلم
کدوم سونو گرافی رفتین شما

ای جانم انشالله به سلامتی بغل بگیری گلم

عزیزم مبارکتو باشه

سوال های مرتبط

مامان 💎 
 آقاپسر مامان 💎 آقاپسر هفته نوزدهم بارداری
عزیزترینم…

امروز برای اولین بار قلبت رو دیدم…
قلب کوچولویی که شاید هنوز هیچ‌کس جز من نمی‌دونه چقدر برای شنیدن تپش‌هاش بی‌قرار بودم. 🥹❤️

وقتی صدای قلبت توی اتاق پیچید، انگار یک لحظه همه‌چیز ایستاد…
فقط من بودم و تو و آن قلب کوچولویی که برای زندگی می‌زد.
نمی‌دونی با اولین تپش‌هات چه چیزی درون من شروع شد…
انگار همان لحظه، قلب من هم برای همیشه به تو گره خورد.

تو هنوز منو نمی‌شناسی،
هنوز نمی‌دونی دست‌هایی هست که هر شب روی شکمت کشیده می‌شن و آرومت می‌کنن،
هنوز نمی‌دونی کسی هست که از همین حالا برای دیدن صورتت، شنیدن صدات و در آغوش گرفتنت لحظه‌شماری می‌کنه…

اما من از همین حالا دوستت دارم؛
قبل از اینکه ببینمت،
قبل از اینکه صدات رو بشنوم،
قبل از اینکه دست‌های کوچیکت رو توی دستم بگیرم…

کوچولوی من،
امروز در ۹ هفتگی، تو فقط یک تصویر کوچک روی صفحه‌ی سونوگرافی نبودی؛
تو تمام آرزوهای من بودی که جلوی چشمم جان گرفته بود. 🤍

بمون و رشد کن عزیزِ دلِ مامان…
من تمام روزها رو می‌شمارم تا روزی که برای اولین بار بغلت کنم و با اشک توی چشم‌هام بهت بگم:

«بالاخره رسیدی عشقِ کوچولوی من…
همون عشقی که از روزهای اول، تمام قلبم رو مال خودش کرد.» 🤍👶🏻
مامان محمدامین مامان محمدامین هفته سیزدهم بارداری
«خدای خوب و صبورِ من،

تو بهتر از هر کسی می‌دانی که در این روزهای اخیر، درونم چه طوفانی برپا بوده است. تو دیدی که چطور در میانِ هیاهویِ زندگی، میانِ نگرانی‌های خانواده و درگیری‌های فکرم، سعی کردم دستم را به دامنِ تو بند کنم و خودم را به تو بسپارم.

خدایا، تو می‌دانی که چقدر برای رسیدن به این لحظه صبوری کردم. من برای این “امید”، از جانم مایه گذاشتم. هر دارویی که خوردم، هر آمپولی که زدم و هر لحظه که نگران بودم، در آغوشِ تو پناه گرفتم. حالا که به آستانه‌ی فردا رسیده‌ام، دلم می‌لرزد… نه از بی‌اعتمادی، بلکه از بزرگیِ این معجزه.

پروردگارا، تو خدایِ “خلق کردن” هستی. فردا می‌خواهم شاهدِ زیباترین هنرنماییِ تو باشم؛ می‌خواهم صدایی را بشنوم که تو خودت در نطفه دمیدی. خدایا، اگر استرس یا ترسی در وجودم باقی مانده، خودت با نورِ حضورت آن را بشوی و ببر. نگذار هیچ غباری از نگرانی، این لحظه‌ی مقدس را برایم تیره کند.

ای مهربان‌ترین، این نی‌نیِ کوچک و عزیز، هدیه‌ی مستقیمِ تو به من است. تو که خودت او را به من بخشیدی، خودت هم حافظش باش. در برابرِ تمامِ بلاها، استرس‌ها و خطرات، او را در دژِ مستحکمِ خودت پناه بده.

فردا وقتی که در سونوگرافی هستم، حضورِ تو را در آن اتاق حس کنم. بگذار وقتی صدای قلبش را می‌شنوم، آن‌قدر دلم آرام بگیرد که تمامِ خستگی‌های این مسیر از تنم بیرون برود.

خدایا، من به تو تکیه کرده‌ام. اگر تو مراقبِ ما باشی، دیگر هیچ غمی ندارم. تو تکیه‌گاهِ منی، تو امیدِ منی، و تو بهترین سرپرستی.

به امیدِ فردا، به امیدِ معجزه‌ات… آمین.
مامان هلو🍑 مامان هلو🍑 ۵ ماهگی
تاریخ تکرار میشه🥹

پارسال،در همین روز، قلبم شکست و دستانم از فرشته کوچکم جدا شد. نوری که درون من بود، پر کشید و من ماندم و دلی شکسته. روزهایی گذشت که صبر کردن آسان نبود، اما صبر کردم… اشک ریختم، دعا کردم، و دلم را سپردم به او
«یا جبار » او جبران کننده است.🌱

و حالا، باز در همین روز، همان خدایی که شاهد بغض‌های من بود، دستم را گرفته و تودلی دوباره درونم گذاشته. 👼🏻خدایی که بدهکار بنده‌اش نمی‌ماند،

خدایی که گفت: «صـبور که باشی⇣ هم حکمت را می‌فهمی، هم قسمت را می‌چشی، هم معجزه را می‌بینی.»✨

و من امروز معجزه را در دل خودم می‌بینم؛ در همین تاریخ، در همین روز، وقتی دوباره زندگی درونم جوانه زده.🌱

خدایا، وَلا أری لِكَسْری غَیْرَكَ جابِراً…
و براي دل‌شکستگی‌ام جبران‌کننده‌ای جز تو نمی‌بینم.🥲

امیدم را از دست نمی‌دهم، چون می‌دانم «لا تفقد الأمل» — که تو شادی‌ای برایم کنار گذاشته‌ای که حتی به خیالم هم نرسیده.🫧

تو گفتی: «بهتر از آنچه می‌خواهی به تو می‌بخشم» و من به همین وعده زنده‌ام.🤍

خدایا، من هنوز دلم دلتنگ آن نور اولی‌ست، اما امروز می‌دانم که حتی غم‌ها مقدمه‌ی نعمت‌های پنهان تواند. آرزو می‌کنم خوشحالی‌ای به من بدهی که نگران پایانش نباشم؛ بی‌منت، ابدی...🌈

من با تودلی که دوباره درونم گذاشتی، می‌خواهم زندگی کنم، عشق بورزم و صبر کنم، چون می‌دانم «انّ الله مـع الصابرین»؛
و من امروز در همین روز، با همه‌ی قلبم، دوباره همه چیزمو به تو می‌سپارم.


نبینم کم بیاریا،میخوام پزتو بدم❤️
امضا:خدا✨

1404/07/05🌱
1403/07/05💔