۳۶ پاسخ

مبارکت باشه مامان پناه ان شاءالله به شادی و تندرستی نی نی تو بغل بگیری و زایمان راحتی داشته باشی

عزیزم

شما کی میرین سنو آخه فعلا تا اینجا که هفته هامون با هم هست

مبارکه عزیزم

مبارکهها عزیزممم
برای منم دعا کنننن🤍🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻

مبارکه عزیزم

مبارکککک باشههه گلممم انشاالله بسلامتی بغلش کنیی🥹

مبارک باشه عزیزم

مبارک باشح گلم الهی ب سلامتی بیاد بغلت برای ماهم دعا کن🥹❣️

عزیزم تو با خانواده شوهرت نیستی نمیدونی چی بگم

الان میگن کجا میخواید برید صدتا سوال اینا نمیتونم

ما تو روستا زندگی میکبینم بعد با خانواده شوهرم نمیتونم برم ازمایش بدم بعد منفی درمیاد میدونید مادرشوهرا چجوری نیش میزنن😔😔

مبارکه عزیزم خدایا شکر😍،برای ما چشم انتظارا هم دعا کن🤲🏻

الان فعلا بی تلکیفیم نمیدونم باردارم یانه

چه قاب قشنگیییییی ❤️❤️❤️❤️

آخه چه نیازی به این همه بی‌بی چک بود میزاشتی تاخیر میخوردی بعد تست میزدی😅
من بعد ده روز تاخیر یه دونه زدم اونم فورا مثبت شد

بدن درد سینه درد بی اشتها بی حال

8روز تخیر

وهمشون هاله دارن

هر روز شوهرم دوتا دوتا میگیره ومیاره

اینم مال من 😁

تصویر

مبارکهههههه

مبارکه عزیزم

مبارکه قشنگم الهی ک بسلامتی بغل بگیریش عزیزم خیلی برام دعا کن خیلی انتظار خیلی سخته

منم تا الان 15 بی بی چک گرفتم

چه نیازی به این همه بی بی چک بود خواهرمن

چه مامانه با ذوقی

فدای مهربونیات مامان پناه مبارک باشه ایشالا قسمت همه چشم انتظارا🫂💚

وای. چقدر بی بی چک
بعد شوهر کثافت من ی دونه نمی‌خرید بفهمم باردارم یانه😂😂

مبارکه عزیزم❤️

مبارکتون باشه

مبارک باشه عزیزم انشاالله به دل خوش سپری کنی این روزارو

ای جانم، مبارکه قشنگم😍

😂😂😂😂چقدر بی بی چک
رفتم داروخانه اگه گفت نداریم یادم میاد ک همشو تو خریدی
مبارکه عزیزم🌱

ای خدا چه قشنگ 😍😍
انشالله بسلامتی بیاد بغلت
از چند روز تاخیر شروع کردی به تست زدن؟

۸ تا ۱۰۰ هزارتومنی ت ی عکس 😂😂

سوال های مرتبط

مامان زرد آلو🥹😍 مامان زرد آلو🥹😍 هفته دوازدهم بارداری
عزیزترینم…

امروز برای اولین بار قلبت رو دیدم…
قلب کوچولویی که شاید هنوز هیچ‌کس جز من نمی‌دونه چقدر برای شنیدن تپش‌هاش بی‌قرار بودم. 🥹❤️

وقتی صدای قلبت توی اتاق پیچید، انگار یک لحظه همه‌چیز ایستاد…
فقط من بودم و تو و آن قلب کوچولویی که برای زندگی می‌زد.
نمی‌دونی با اولین تپش‌هات چه چیزی درون من شروع شد…
انگار همان لحظه، قلب من هم برای همیشه به تو گره خورد.

تو هنوز منو نمی‌شناسی،
هنوز نمی‌دونی دست‌هایی هست که هر شب روی شکمت کشیده می‌شن و آرومت می‌کنن،
هنوز نمی‌دونی کسی هست که از همین حالا برای دیدن صورتت، شنیدن صدات و در آغوش گرفتنت لحظه‌شماری می‌کنه…

اما من از همین حالا دوستت دارم؛
قبل از اینکه ببینمت،
قبل از اینکه صدات رو بشنوم،
قبل از اینکه دست‌های کوچیکت رو توی دستم بگیرم…

کوچولوی من،
امروز در ۹ هفتگی، تو فقط یک تصویر کوچک روی صفحه‌ی سونوگرافی نبودی؛
تو تمام آرزوهای من بودی که جلوی چشمم جان گرفته بود. 🤍

بمون و رشد کن عزیزِ دلِ مامان…
من تمام روزها رو می‌شمارم تا روزی که برای اولین بار بغلت کنم و با اشک توی چشم‌هام بهت بگم:

«بالاخره رسیدی عشقِ کوچولوی من…
همون عشقی که از روزهای اول، تمام قلبم رو مال خودش کرد.» 🤍👶🏻
مامان کنجد🌱🥹 مامان کنجد🌱🥹 هفته دوازدهم بارداری
اصلا فکرش رو نمی‌کردم باردار باشم… 🥹🤍

برای اولین بار، ۵ روز تأخیر داشتم هر لحظه و هر ساعت منتظر بودم پریود بشم…
هر روز که می‌گذشت با خودم می‌گفتم: «امروز دیگه میشم»
اما روز پنجم هم گذشت و خبری نشد…

همون‌جا بود که بیشتر از همیشه به معجزه‌ی خدا و حکمتش پی بردم
به اینکه بعضی اتفاق‌ها دقیقا همون زمانی می‌افتن که باید…
نه زودتر، نه دیرتر.
فقط کافیه صبور باشیم و به زمان‌بندی خدا اعتماد کنیم 🤍✨

اصلا قصد نداشتم بی‌بی‌چک بزنم،
اما همسرم اصرار کرد که «بیا بزنیم…» 🥹
و من هم بالاخره قبول کردم

وقتی دیدم خط داره کم‌کم بالا میاد و پررنگ می‌شه،
اشک توی چشمام جمع شد…
همون لحظه فقط گفتم: خدایا شکرت… 🤍

و از ته دلم برای همه‌ی آدم‌هایی که مثل من آرزوی داشتن یه نی‌نی رو دارن دعا کردم؛🧿🤲🏻
آرزو کردم دامن همه‌ی منتظرها سبز بشه و خدا قشنگ‌ترین معجزه‌ش رو مهمون دلشون کنه🌱🤍

۱۶ مرداد، ساعت ۲۱:۳۱ دقیقه
بهترین شب زندگی من شد…
شبی که فهمیدم یه قلب کوچولو داره توی دل من شکل می‌گیره🥹👶🏻

و صبح ۱۷ مرداد، ساعت ۱۱:۳۰ رفتم آزمایش…
وقتی جواب رو دیدم و فهمیدم که بعله… مثبته!
دیگه خیالم راحت شد که واقعا توی دل منی،
که این خواب شیرین واقعی شده… 🥹🤍

خداروشکر که تودلی مامان شدی،
اومدی و خوشحالمون کردی قلب مامان… 🤰🏼🫀

هنوز باورم نمی‌شه قراره مامان بشم…
ولی از همین حالا، بیشتر از چیزی که بتونم با کلمات بگم دوستت دارم🫂👶🏻

خوش اومدی قشنگ‌ترین اتفاق زندگی‌مون…
خیلی خوشحالم از اومدنت🧿🧿🧿🧿🧿🧿🤍
مامان فسقل مامان فسقل ۵ ماهگی
نامه‌ای برای چهار فرشته‌ی من 🤍

امروز فقط برای یک سونوگرافی نرفتم…
امروز رفتم تا برای اولین بار صدای زندگیِ سه تا از عزیزترین آدم‌های دنیام رو بشنوم… 🥹
وقتی دکتر گفت: «هر سه تا قلب تشکیل شده و می‌زنن»
نمی‌دونستم باید بخندم، گریه کنم، یا فقط دستم رو روی قلبم بذارم و خدا رو شکر کنم…
سه تا قلب کوچولو، سه تا زندگی، سه تا معجزه… 🤍
من هنوز یه پسر چهارماهه توی آغوشم دارم…
هنوز بوی بچگیش از لباسام نرفته، هنوز دستای کوچیکش دور انگشتم حلقه میشه…
و حالا فهمیدم سه تا فرشته‌ی دیگه هم دارن آروم‌آروم به سمت آغوشم میان… 🥹
پسرم… تو هنوز خودت بچه‌ای، اما یه روز می‌فهمی که چقدر بزرگ شدی وقتی شدی داداشِ سه تا کوچولویی که امروز برای اولین بار قلبشون رو شنیدیم… 🤍
و شما سه تا کوچولوی من…
شاید هنوز صدای منو نمی‌شنوید، شاید هنوز حتی نمی‌دونید مامان یعنی چی…
ولی مامانتون از همین امروز قول میده هر کاری از دستش برمیاد بکنه تا یه روز شما رو سالم بغل کنه.
قول میدم روزی که برای اولین بار صورت‌هاتون رو ببینم، تمام این روزها رو فراموش کنم…
تمام ترس‌ها، تمام انتظارها، تمام اشک‌ها… فقط شما بمونید و آغوش من. 😭🤍
اگر یه روز این نوشته رو خوندید، بدونید خیلی قبل‌تر از اینکه شما به دنیا بیاید، چهار تا قلب توی سینه‌ی مامانتون برای شما می‌تپید…
یکی برای پسری که امروز توی آغوشمه،
و سه تا برای سه فرشته‌ای که امروز صدای قلبشون رو شنیدم. 🥹
خدایا…
من ازت چهار تا بچه خواستم؟ نه…
اما تو چهار تا دلیل برای زنده موندن، برای جنگیدن، برای خندیدن و برای شکر کردنت بهم دادی. 🤍
👶🏻🤍👶🏻🤍👶🏻🤍👶🏻
مامان نورِ دلم🌻✨ مامان نورِ دلم🌻✨ هفته سیزدهم بارداری