تجربه قطع شیر

من اول تدریجی شروع کردم اینجور که میخواستم وعده ها رو کم کنم ولی هربار که میخواستم یک وعده رو حذف کنم دختر بداخلاق و عصبی میشد دیگه واقعا کنترل نمیشد و به جای اینکه وعده ها کمتر بشن بیشتر شدن پس تصمیم گرفتم اول یک سینه رو ازش گرفتم با روش رژ لب که بعد دو روز دیگه ترس نداشت از رژ لب و میخواست بخوره که زود تلخک زدم به محض لب زدن بدش اومد میگفت میمی وععع ... بعد از ۳ روز سینه دوم رو هم گرفتم صبح بیدار شدم تصمیم گرفتم که کلا سینه دوم هم بگیرم که همون روز از ۶ صبح بیدار شد بهش صبحانه دادم حمومش دادم سوار کالسکه کردم ۹ بردمش بیرون تا ساعت ۱۲ میچرخیدم که خسته شه ولی انرژی داشت بردمش خونه مادرم اونجا خسته شد کلی بازی کرد بعد از ظهر دیگه توی بغلم یکم چرخوندمش خوابید و این تا اینجا که وقتی بیدار شد به شدت عصبی و بد اخلاق شده بود... با خانه بازی و خونه عموهاش سرگرمش کردم تا شب که میخواست بخوابه و بلد نبود بدون سینه بخوابه🫠کلی شبو جیغ زد هیچجوره اروم نمیشد به سختی خوابید توی بغلم و شب توی خواب بهش شیر دادم
تا اینجا فقط روز اولش سخت بود برام روزای بعد دیگه بهونه شیر نداشت میخواست بره بیرون که کل روزو بیرون میرفتیم و شب هم دیگه خسته میشد با گوشیم لالایی میزاشتم دراز میکشیدم کنارش چشامو میبستم اونم میخوابید به طور مستقل و الانم همینجور میخوابه و غذا خوردنش واقعا خیلی بهتر شده هر سه وعده رو میخوره خداروشکر و شیر پاستوریزه هم در روز دو یا سه لیوان براش گرم میکنم میریزم تو شیشه میخوره

۱ پاسخ

خداروشکرمنم ازظهرتلخک زدم دیگه بهش شیرندادم میادیه دهن میزنه میگه ای دیگه نمیخوره فقط موقع خواب بی تابی میکنه چون باشیرمیخوابه استرس شب رودارم

سوال های مرتبط

مامان امیرعلی 🧸❤ مامان امیرعلی 🧸❤ ۱ سالگی
‼️ تجربه قطع شیر (۱)
به روش ترکیبی : تدریجی + ناگهانی

از اونجایی که خودم برای قطع شیر پسرم خیلی سردرگم بودم و نمیدونستم چجوری بچم رو که انقدر وابسته به سینه بود از شیر بگیرم ، تصمیم گرفتم کاری که خودم انجام دادم براتون بگم صرفا برای انتقال تجربه وگرنه هر بچه ای با بچه دیگه متفاوته و نمیشه یک روش رو برای همه توصیه کرد ...

من كاملا مخالف تلخک و چسب و فلفل و اینجور چیزا بودم و سعی کردم با روش تدریجی پیش برم. پسر من خیلی وابسته به شیر مادر بود و اصلا شیرخشک نمیخورد. تعداد دفعات زیادی در طول روز شیر میخواست و همیشه بهم چسبیده بود. اول تعداد وعده های شیری که پسرم در طول یک شبانه روز میخورد رو کامل یادداشت کردم. بعد به روش تدریجی کم کم وعده های فرعی رو حذف کردم و وعده های اصلی رو به ۲ وعده رسوندم يعنى يه وعده قبل خواب ظهر و يه وعده قبل خواب شب (البته در طول شب هم دو سه بار شیر میخورد). خیلی راحت تونستم به روش تدریجی وعده ها رو کم کنم و میخواستم همینجوری ادامه بدم تا کامل از سرش بیوفته اما هرکاری کردم نتونستم این دو وعده اصلی قبل خوابش رو تدریجی حذفش کنم چون برای خواب خیلییی وابسته به شیر بود و هیجوری راضی نمیشد. اینجاست که میگن اول خواب مستقل رو به بچه ها یاد بدید. بچه هایی که خواب مستقل دارن کاملا میشه به روش تدریجی از شیر گرفت ولی بچه ای که برای خوابش به شیر وابسته شده خیلی سخته ...
مامان elina💚 مامان elina💚 ۱ سالگی
روز اول ترک شیر 💔
شیر الینا رو به مرور کم کردم و در طول شبانه روز فقط ۳ وعده میخوره
۱ظهر ۱۱شب ۵ صبح
در طول روز زیاد بهونه نمیگیره ولی نصف شب هی بیدار میشه و جی جی میخواد که نمیدم و کلی گریه میکنه 😪
چند روز پیش تصمیم گرفتم که دیگه بهش شیر ندم چسب سیاه زدم به سینم و با رژ قرمز خط انداختم
ساعت ۱ ظهر درخواست شیر کرد و نشونش دادم گفتم اوف شده کلی منو بوسید باز میگفت جی جی 😭
اینجا بود که اشکم در اومد من گریه کن الینا گریه کن
دیگه گذاشتم رو پام داشت خواب میرفت که مامانم زنگ زد گفت زن عموم فوت شده باید بریم یه شهر دیگه خونه اونا گفت بچه رو شیر بده تو مسافرت نمیشه از شیر گرفت سخته
دیگه منم شیر دادم و بچم کلی خوشحال شد😁
الان نزدیک یک هفته رد شده و امروز دوباره تصمیم گرفتم دیگه شیر ندم چون شب ها خیلی بیدار میشه واسه شیر و نمیزاره هیچکدوممون بخوابیم 😑
از صبح دوباره چسب سیاه زدم و رژ لب
الان واسه خواب ظهرش گفت جی جی گفتم اوف شده کلی منو بوس کرد 😭
و یکم گریه کرد و خوابید خداکنه که اذیت نشه و به خوبی و زود فراموش کنه💔
۱۴۰۵/۵/۴
مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
تجربه از شیر گرفتن قسمت دوم:

بعد اینکه شیر دادنو به ۳ بار تو روز باید برسونیم اولش و شیر های اضافه که میخوادو قطع کنیم، من همه ش این مدت تا بهونه شیرو میگرفت بهش ژله و کیک خونگی و پفیلا و خوراکی هایی که دوست داشت میدادم یا بیرون میبردم پارک یا خونه مامانم اینا سرشو گرم میکردم، تا رسید به ۳بار در روز صبح ها و عصر ها و شب قبل خواب،. و نصفه شب هم که شیر شبو میخورد، بعد شیر صبحشو قطع کردم تا بیدار میشد سریع میاوردمش بیرون سرگرمش میکردم و خوراکی میدادم شیر یادش بره، ۴ ، ۵ روزی اینجوری بود بعد شیر بعد از ظهرشو قطع کردم، ( ظهرا اکثرا چون میبردمش بیرون تو کالسکه از خستگی خوابش میبرد) بعدم هم شیر قبل خوابشو، بعد هرکدوم که قطع میکردم ۳، ۴ روزی طول میکشید بعد وعده بعد قطع میشد، در آخر برا قطع شیر شب پسرم خودش دیگه ۱ بار بیدار میشد، اتفاقی ۱ روز از سینه چپم شیر نخورد و خوابید فرداش دیدم سینه م پر نشده دیگه ۳ روز از سینه چپم نصف شب شیر ندادم دیدم درد ندارم و اینا سینه راستم دیگه ۲ روزه الان بهش ندادم اونم درد ندارم و پر نشده، بچه هم فقط شب اولش یذره اذیت شد بیدار شد ، فرداش دیگه میبردم سر یخچال بهش آب میدادم میخوابید بعدش

در تمام این مدت هم البته از اول بهش گفتم نیکان تو دیگه پسر بزرگی شدی کم کم دیگه کوچولو کوچولو باید میمی نخوری، بعد میگفتم مامان که میمی نمیخوره، بابا که میمی نخوره، دادا که میمی نمیخوره، خاله که میمی نمیخوره همه افراد فامیلو عروسکاشو اسم میبردم اینم خودش خیلی تاثیر داشت تا کنار اومد الانم دیگه تا یادش میاد میگم نیکان که میمی نمیخوره میره دیگه
خلاصه این بود از تجربه ی من امیدوارم به دردتون بخوره
مامان دخملم💗 مامان دخملم💗 ۱ سالگی
دیشب اولین شب از شیر گرفتن بود. می‌خوام تجربمو بگم .تدریجی بچمو از شیر گرفتم از یکسال وسه ماهگی شیر روزش قطع کردم بر خلاف اینکه میگن اول شیر شب قطع کنید من هرچقدر تلاش کردم نتونستم شیر شب قطع کنم بنابراین تصمیم گرفتم شیر روز قطع کنم اول شیر که موقع بیداری میخورد قطع کردم بعد شیر قبل خواب ظهر و در آخر قبل خواب شب. در این تایم واسش شیر پاستوریزه میدادم و روی تاپ میذاشتم که بخوابه الآنم به همین طریق می‌خوابه
غول مرحله آخر یعنی قطع شیر شب موند که از دیشب استارت زدم .قبل خواب بهش سمنو وموز دادم خورد خوابید ساعت چهار صبح بیدار شد سینمو رژ زدم بهش نشون دادم نخورد البته ناگفته نماند از سر شب بهش نشون دادم که بچه یکدفعه بهش شوک وارد نشه. یکم گریه کرد وبهونه گرفت بغلم کردم و داخل شیشه واسش چایی به وسیب دادم خورد خوابید. دیشب به راحتی گذاشت واسم.اگه شما هم میتونید حتما تدریجی بچاز شیر بگیرید اینجوری بچه اذیت نمیشه و خودتون هم سینه هاتون درد نمیگیره .امیدوارم تجربه ام به درد تون بخوره
مامان mehrab مامان mehrab ۲ سالگی
پارت دوم
توی حمام و اینا هی سراغشون گرفت بچم شیر که میخواد میگه لالا ولی ندیدش فقط گفتم اوخ شده
ظهرش خوابش میومد اومدم ببرش تو تختش گریه کرد باباش بغلش کرد بخوابونتش دیگه خیلی خسته بود خوابش برد ولی تا اومد بزارتش رو تخت بیدار شد منم بغلش کردم دیگه نخوابید کلا دیگه شبش مهمون داشتیم سرش به مهمونا و بازی گرم بود کلا توی روز با اینکه خیلی وابسته بود خیلی بهتر از انتظارم بود تا اخر شب که دیگه خیلی خسته بود من بغلش کردم گریه میکرد دیگه بغل باباش دوباره خوابش برد و بالأخره خوابید
ولی دوباره توی شب بیدار شد من هرچی اومدم بهش آب بدم گریه کرد و کلا بیدار شد دیگه کلی بغلش کردیم یکم گریه میکرد دوباره آروم میشد دوباره گریه تا دیگه توی بغلم توی تختش خوابش برد و گذاشتمش روی تخت تا بخوابه دوباره دو ساعت بعد بیدار شد ۱ ساعتی بیدار بود تا بخوابه کلا اون شب خودم اصلا نخوابیدم توی طول روز هم مدام سراغ شیرو میگرفت که لالا ولی بهش یا نشون میدادم یا میگفتم اوخ شده میرفت اصلا حتی تو دهنش هم نکرد و دور میشد هر دفعه بهونه گرفت و گریه میکرد
مامان آرینا گلی🌸 مامان آرینا گلی🌸 ۳ سالگی