۸ پاسخ

من دخترم اینشکلی بود.از وقتی بردمش باشگاه دیگه بهانه پارک نگرفته راحت شدم
پارک هم همش مریضی وویروسه

بچه ها خیلییییی باهوشن
احتمالا چند باری وقتی مشغول بازی بوده خواستی ببریش ،چونه زده که بمونه و ...وشما حرفشو گوش کردین
همیشه باید در تربیت فرزند قاطعیت همراه با مهربانی رو حفظ کنید
محکم اما مهربان. این جمله کلیدی رو در همه کار ها اجرا کن جواب میده
وتهدیدش هم نکنی که من رفتم و حس رهاشدگی بهش بدی
با قاطعیت سر زمان مشخص.و ۵دقیقه قبل ازینکه بخوای بری بهش بگو مثلا تا ی دور سرسره بری و ی الاکلنگ بازی کنی بعدش میریم خونه.و برید خونه
بچه ها انقدر آدمو امتحان میکنن تا ببینن تا کجا میتونن با اصرارهاشون به خواسته هاشون برسن و بارهای بعد با همین روش به خواسته شون میرسن.با اصرار و با قشقرق.میشه شیوه کارشون

بهش محدودیت بده تو همه چی. شاید اولش بزاش سخت باشه و گریه کنه ولی به قانون شما عادت میکنه. مثلا بگو تاپ ۱۰ تا اجازه داری بخوری،بعد بیاد بیای پایین . این ساعت عقربش اومد اینجا تمومه باید بریم. تو خونه باهاش نظم و مقررات کار کن خیلی جواب میده. اونوقت دیگه برای تموم شدن چیزی اذیتت نمیکنه

چون توخونه تنهاهستن واسه همون حوصلشون سرمیره

۳ ساعت میمونیم دیگه خسته میشه

الانم باشگاه میبرمش یادم نیس اخرین بارکی بردمش پارک

عزیزم یه زمانی ما هم با گریه سوگل رو می‌آوردیم خونه ولی یکسالی میشه قبل رفتن بهش میگم چه مدت زمانی اونجا هستیم خصوصا قبل شام یا ناهار که گرسنه هم هست تا میگم بریم راه میوفته

دختر منم همینه . نمیاد

سوال های مرتبط