۲۰ پاسخ

آزادی زیاد بی بند و باری میاره باید همه چیز میانه باشه

خوشحالی دختر نداری ولی خوب پسر داری عزیزم من از آينده بچه هامون میترسم😫
چطوری خودار... می‌کرد آخهههه؟؟؟😤

خاک برسرش ازادی هم حدی داره
لخت بودنم حدی داره

عزیزم به دختر و پسر داشتن نیست به تربیت خانواده هست

وگرنه پسرا هم دست کمی ندارند

یاخدا 😐😐

خاکتوسرش
این تینیجرا چی فک میکنن با خودشون روانیا
چجوری انجام میداد این کارو؟😐

😐😐😐

خیلی وضع خرابه رسماً شدیم تایلند

آزادی رو با فاحشگی هنوز تشخیص ندادن

توی خیابون جای شلوغ با سوتین بود؟

خوندم ی لحظه سرم درد بدی گرفت یعنی رگهای سرم نیر کشیدن آزادی خوبه ولی ن اینجوری من میگم در حد ی بلوز شلوار باشه ن لخت بشن بیان بیرون خیلیا جنبه ندارن خاک تو سرشون

از خوندش حالم بد شد خدا لعنتشون کنه

واقعا همه چی میبینیم
منم چند وقت پیش تاریک بود داشتیم از کلاس برمیگشتیم تو قسمت تاریک یه ماشین نگه داشته بود و توشم تاریک بود از نور بیرون میشد داخلو دید
یه لحظه چشمم خورد فقط
پسره تو حال خودش نبود و به دختره لبخند میزد دختره هم همینطور و دست دختره انگار جای خاصی بود
چیزی که به ذهن من رسید که تناسلی پسره بیرون بوده تو دست دختره
حالم بد شد
یعنی تا چند روز ذهنم درگیر بود دقیقا به اینکه وای به حال بچه هامون. خدا لعنت کنه باعث و بانیش رو
ایشالا بزودی جمعشون میکنن
گناه بچه چیه که چشمش به این چیزا بخوره

اه اه اینا اسم آزادی رو هم خراب می‌کنه و میرینن توش

خدای من

خو لااقل از پسرا کمک میگرفت


تف ب این روزگار😕

پیش پسرا ؟؟

یعنی چی خود ار ضاییی میکرد مگه میشه😲😲😲😲😲

پسر دیده بود ج.ق میزد😂
پسر و دخترا برعکس شدن

خاک عالم سرش چیکار میکرد رو موتور اخه

سوال های مرتبط

مامان گندم🌾 مامان گندم🌾 ۴ سالگی
من یه مشکلی با گندم دارم،

اینکه هر چی دست بقیه میبینه میخواد، اصلا عزت نفس و غرور نداره!!!
در حالیکه من کمتر بچه ای رو میبینم اینطور باشه.

با اینکه گندم همیشه بهترین لباسا، اسباب بازی ها، خوراکی ها رو داشته ولی باز چشمش به وسیله های بقیه هست
چند روز پیش مطب دکتر بودیم، یه دختر بچه با مامانش اومده بود، تو این سرما مامانش یه کفش تابستونی با جوراب پوشونده بود براش، فکر کن دیگ کفشه کل تابستون پاش بوده چقدر کهنه شده بود.
اونو دیده میگه منم از این کفشها میخوام😑
یا یه بچه اسباب بازی دستش بود، میگه از این میخوام
یکی دیگ شکلات داشت گفت منم میخوام🙄

یکبار دوچرخه اش پشت ماشین بود، رفته بودیم استخر
بعد کلاس شناس گفت باید سوار دوچرخه ام شم، منم آوردم تو حیاطش سوارشه
دوستش اومد بیرون نگاه دوچرخه میکرد، از قیافه بچه مشخص بود خوشش اومده میخواد سوار شه
گفتم گندم بذار دوستتم سوار شه، بچه هه سوار نشد گفت نه من نمیخوام با مامانم میریم آبنبات بخریم😐
یعنی واقعا تو کف عزت نفس این بچه موندم.
نمیدونم با این اخلاق گندم چیکار کنم
حقیقتا خیلی حرص میخورم وقتی برا چیزایی کوچیک ک چند برابر بهترشو خودش داره حریصه😑