سوال های مرتبط

مامان رستا جون😍 مامان رستا جون😍 ۱۶ ماهگی
سلام مامانا
منم زایمان کردم
پنجشنبه شب نصفه شب بود ساعت ۲ خواستم تو حالت دراز کشیده یکم خودمو جابجا کنم ک احساس کردم یه چیزی توی شکم و واژنم ترکید
و بعد شروع ب آب ریزی و خیس شدن کردم
فوری خودمون رو ب بیمارستان رسوندیم و اونجا چون بچه بریچ بود چند بار معاینه کردن و سونو گرفتن ک مطمئن بشن بریچ هست
بعد رفتیم اتاق عمل و سزارین و ساعت ۴و۱۳ دقیقه صبح ۳۰خرداد۴۰۴ رستاجون پاهای کوچولوش رو گذاشت ب زندگیمون
از عمل ک چیزی نفهمیدم و بی حس و بیهوش بودم
یبار تو اتاق عمل ماساژ شکمی ک خیلی زیاد ازش میترسیدم رو گرفتم ک نفهمیدم
ولی بعدشم دوبار دیگه تو بخش ماساژ گرفتم ک مردم و زنده شدم..پمپ درد نداشتم و خیلی برام سخت بود همون یکی دو ثانیه
ولی چندبار شیاف و تزریق مسکن داشتم
خلاصه که انشالا خدا ب همه اونایی ک زایمانشون نزدیکه قوت و توانش رو میده حتما
من دراون لحظه های پراسترس فقط ذکر خدایا حضور داشته باش رو میگفتم
انشالا که دامن همه چشم انتظارا سبز بشه و براحتی فارق بشن
پرحرفی شد خواستم باهاتون درمیون بذارم
مامان فسقلی🥹💙 مامان فسقلی🥹💙 ۱۶ ماهگی
#پارت پنج: پارت اخر
خلاصه مارو بردن اتاق عمل و این دفه از شانس خوبم شب قبلش شیو کرده بودم و تمیز تمیز بودم😁😁
ولی اینکه چطوری اون لحظه اونقدرا ریلکس بودم خودمم در تعجب بودم 😳منو بردن سر تخت و امپول توی کمر رو بهم تزریق کردن ک اصلا دردش زیاد نبود اگه کمرت رو شل بگیری اصلا چیز زیادی حس نمیکنی و بی حسی قشنگ اثر میکنه🥰
بعد از انجام بی حسی منو بستن ب تخت و اون وسط من همش التماس دکتر میکردم بهش گفتم قبلا ک ای پی انجام دادم دکتر نزاشت سر بشم و باعث شد درد زیاد بکشم بزار سر بشم بعد ک خدا خیرش بده گزاشت کلی روم اسر کرد و بعد گذشت چند دقیقه گفتن ک بچه به دنیااومد(از برش و این چیزا چیزی حس نکردم ک بگم درد داشتم فقط زمانی ک فشار داد ب شکمم ک بچه رو در بیاره یه حس بدی بهم دست داد ک اگه ادم ریلکس باشه و استرس نده چیزی نمیشه ) اون وسط صدای گریه بچه نمیومد من استرس گرفتم و همش میگفتم چرا بچم گریه نمیکنه تا کلافه شدن و یکی از پرستارا نمیدونم چیکار بچم کرد ک جیغش رفت هوا گفت حالا راحت شدی😂😂😂
اون لحظه ک صدای گریش رو شنیدم و بچه رو اوردن گذاشتن کنارم و به صورتم چسبوندن انگار تمام دنیا رو بهم دو دستی هدیه دادن 😍
خلاصه بعد زدن بخیه خاستن منو از اتاق عمل ببرن بیرون التماس دکتر کردم ک ماساژ شکمی رو الان بهم بدن ک باز خدا خیرش بده توی ریکاوری پرستار فرستاد و منو ماساژ شکمی دادن ک زیاد دردی حس نکردم و بعد گذشت نیم ساعت منو بردن توی بخش ک دردام شروع شدن ک خدا خیرشون بده سریع اومدن بهم مسکن زدن و دردام ساکت شد 😁😁
خلاصه من از زایمان سزارین خیلی راضی بودم حتی اگه برگردم ب عقب باز انتخابش میکنم 😍😍
امیدوارم همتون ب سلامت زایمان کنید و بچه هاتون رو ب سلامت بغل کنید ❤❤