سلام مامانا
منم زایمان کردم
پنجشنبه شب نصفه شب بود ساعت ۲ خواستم تو حالت دراز کشیده یکم خودمو جابجا کنم ک احساس کردم یه چیزی توی شکم و واژنم ترکید
و بعد شروع ب آب ریزی و خیس شدن کردم
فوری خودمون رو ب بیمارستان رسوندیم و اونجا چون بچه بریچ بود چند بار معاینه کردن و سونو گرفتن ک مطمئن بشن بریچ هست
بعد رفتیم اتاق عمل و سزارین و ساعت ۴و۱۳ دقیقه صبح ۳۰خرداد۴۰۴ رستاجون پاهای کوچولوش رو گذاشت ب زندگیمون
از عمل ک چیزی نفهمیدم و بی حس و بیهوش بودم
یبار تو اتاق عمل ماساژ شکمی ک خیلی زیاد ازش میترسیدم رو گرفتم ک نفهمیدم
ولی بعدشم دوبار دیگه تو بخش ماساژ گرفتم ک مردم و زنده شدم..پمپ درد نداشتم و خیلی برام سخت بود همون یکی دو ثانیه
ولی چندبار شیاف و تزریق مسکن داشتم
خلاصه که انشالا خدا ب همه اونایی ک زایمانشون نزدیکه قوت و توانش رو میده حتما
من دراون لحظه های پراسترس فقط ذکر خدایا حضور داشته باش رو میگفتم
انشالا که دامن همه چشم انتظارا سبز بشه و براحتی فارق بشن
پرحرفی شد خواستم باهاتون درمیون بذارم

۴ پاسخ

بسلامتی عزیزم
هم بی حسی زدن برات هم بیهوشی؟؟؟؟

مبارک باشه عزیزم بسلامتی😍

بسلامتی گلم قدمش خیر باشه براتون❤️

ای جونم . بسلامتی
مبارک باشه عزیزم 💕

سوال های مرتبط

مامان معجزه ماه خدا🩵 مامان معجزه ماه خدا🩵 روزهای ابتدایی تولد
پارت سه تجربه سزارین
بعدش ک رفتم اتاق عمل اومدن اماده م کنن من شروع کردم ب لرزیدن همه بدنم می‌لرزید دفعه ی قبلی ام ک اتاق عمل رفتم همین طور بودم و بعدشم ک بیهوش شدم
وقتی بهوش اومدم اوردنم ریکاوری هس ازشون سوال میکردم بچم آوردنش بهش شیر بدم ولی من هنوز خواب الود بودم کم کم بهتر شدم و رسیدم ب قسمت سخت ماجرا از ریکاوری تا رسیدن ب اتاق دوبار باید تخت عوض میکردی ک خودشون تو این مورد هیچ کمکی بهت نمیکنن و من عذاب کشیدم تا خودم رو جا ب جا کردم خیلی سخت بود کمرم یاری نمیکرد جای بخیه هام میسوخت
بعدشم ک اومدیم تو اتاق بیهوشی برای من عوارضی نداشت بعدش حالم خوب بود ی شیاف استفاده کردم و جواب بود درد خاصی نداشتم فقط موقع جا ب جایی و بلند شدن و نشستن ب بخیه هام خیلی فشار میومد ‌و کارو سخت میکرد ب نظر من ک اصلا نیازی ب پمپ درد نبود چون درد خاصی نداشتم من کلا دوبار شیاف استفاده کردم تو این نزدیک دوروزی ک بیمارستان بودم ولی خب همچنان درد بخیه ها باهامن و خم و راست شدن برام سخته
در کل من برگردم ب عقب بازم سزارین رو انتخاب میکنم ذرسته هنوز ک هنوز درد دارم حتی امروز یهو بدنم خالی کرد ی درد وحشتناک گرفت منو ولی شیاف گذاشتم اوکی بود
در کل ادم با نگاه کردن ب بچه اش همه ی درداش رو فراموش میکنه
امیدوارم همگی هر کدوم رو ک انتخاب میکنید ب سلامتی زایمان کنید و دامن همه ی چشم انتظارا سبز بشه
مامان آرِن 💙 مامان آرِن 💙 ۱۷ ماهگی
بعد بی حسی ک 3یا4امپول زدن ب کمرم ک دقیقش یادم نیست پاهام شروع شد ب گرم شدن و منو خوابوندن و عمل شروع شد و یکم حالت تهوع داشتم ک دکتر بیهوشی مهربون برام ی امپول تو سرم زد ک حالت تهوعم از بین رفت
من کلا دعام این بود پسرم سالم باشه ک خدا امانتش و سلامت ب دستم رسوند..بعد حدود یک ربع صدای پسر قشنگم و شنیدم و هیچ حسی نداشتم تا دکتر بخیه کرد و رفت بعدشم تماس پوستی با نی نی نازم...دوبار ماساژ رحمی انجام شد تو اتاق عمل...بعدش منو بردن ریکاوری کم کم حس پاهام داشت برمیگشت یکبار دیگ ماساژ رحمی انجام شد و منو اوردن بخش خیلی کم سوزش داشتم و بیشترین دردی ک داشت اولین راه رفتن بود ک با چند قدم راه رفتن اونم قابل تحمل میشه پمپ درد نداشتم شیافم چون حساسم ی دونه فقط برام گذاشتن
نترسید اون غولی ک ازش میسازن نیس و بستگی ب بدنتون داره و تحمل دردی ک دارید
برگردم عقب هزار بار انتخابم سزارینِ چون ن تحمل درد طبیعی رو دارم ن روحیاتم با طبیعی سازگاره
امیدوارم ک تجربه من ب دردتون خورده باشه❤️
مامان معجزه مامان معجزه ۱۳ ماهگی
تجربم از عمل سزارین

فوق العاده عمل راحتی بود
انقد نظرات منفی بود ک واقعا ترس افتاده بود ب جونم
اول رفتم با نامه بستری پذیرش شدم تو بیمارستان
منو منتقل کردن به بخشی که قبل رفتن ب اتاق سوالات پزشکی پرسیده میشه پرونده کامل میشه لباس عمل پوشیده میشه و بعد منتقل میکنن به اتاق عمل
دراز کشیدم رو تخت و بردنم ب اتاق عمل
اصلا جای ترسناک و عجیبی نبود
گذاشتنم رو تخت اونجا همه باهام سلام کردن و خوسرو بودن احساس ارامش دادن
بعدش گفتن بشین و نفس عمیق بکش و اسپاینال انجام دادن
فوری پاهام گرم شد و دیگه حسشون نکردم
یکم تهوع گرفتم حین عمل ک گفتن بخاطر اسپاینال افت فشار داریم و سریع برام دارو تزریق کردن تو سرم و خوب شدم
از دکتر بیهوشی پرسیدم عمل شروع شده ؟؟ گفت اررره دختر دیگه داره بچت بدنیا میاد😍😍 و بعد ۲ دقیقه صدا گریشو و خودشو دیدم و میتونم بگم بهترین اتفاق دنیاااااا بود

بعدش مارو بردن ریکاوری حدود ۱ ساعت اونجا بودیم
و بعد هم رفتیم بخش
وقتی تو ریکاوری بودم کم کم داشتم درد رو حس میکردم ولی در حد پریودی بود شکمم رو ماساژ دادن و رفتیم بخش
یکم دردا بیشتر شد ک برام هی شیاف میزاشتن و کاملا قابل تحمل بوود

فرداش هم مرخص شدم و اومدم خونه ازون روز خودم خیلی کارای دخترمو میکنم با اینکه مامانمم هست ولی خودمم سرپا هستم
و میتونم بگم کاملا راضیم از سزارین👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻
مامان آقاپسر👶🏻 مامان آقاپسر👶🏻 ۱ ماهگی