از شوهرم بدم میاد ینی اون قبلی رو دوس دارم اینی ک الان شده رو بدم میاد چیکار کنم خسته شدم مطمئنم اونم همین حسو داره
فش نمیده نمیزنه ولی بی محلی میکنه اصلا محبت نمیکنه قبلا بعد رابطه خوب میشدیم تا یه مدت الان همونه باز حتی موقع رابطه هم قربون صدقه نمیره انگار باید یکاری و انجام بدیم برای رفع نیاز فقط ،توی هیچی تفاهم نداریم موقع ناراحتی کنارم نیس فقط تیکه میندازه
همش میگه مادری نمیکنم مثلا کافیه با تاخیر یکاری و انجام بدم برا پسرم با نیشخند نگام میکنه کله تکون میده
همش میگه اولویتت ما نیستیم خانوادهت ولی واقعا من برای عزیزام از دل و جون مایه میزارم انگار کوره هیچیو نمیبینه خسته ام کرده خودش اصلا انگار نه انگار من وجود دارم ۷ صب میره ۱۰ شب میاد فقط زنگ بزنه واسه خرید یا حال پسرمو بپرسه من واقعا اگ نزدیک خانوادهمم نبودم ک دق میکردم
تازه سه چهار ماهه ک همش میگه پول ندارم کلافه ام کرده میگم مگ برا کس دیگ خرج میکنی ک پول نداری 😒
کلا نه حرف میزنه نه معاشرتی میکنه با آدم نه تعریف میکنه از خودم یا آشپزیم کلا خشکه دیگ بعد خواهرش ترشی داده بود همچین با ذوق میگف بی نظیره منم گفتم ک چی نوش جان ب خودش پیام بده تعریف کن و تشکر کن بگو باز درست کنه برات
یا قربون صدقه پسرم میره همش بلده ولی نسبت ب من نه حس میکنم این حسمون دوطرفس و از هم بدمون اومده یوقتا میگه کاش این دوساعتم نمیومدم خونه ینی قشنگ قلب من میشکنه بعد الان شاید دو هفته س خونه بابام اینا میخوابیم شاید سه چهار شب و کنار هم خوابیدم یا من رفتم خونمون ب اصرار مامانم اصلا برا اون ک مهم نیس بیاد پیش ماهم میگه ک پیش پسرم میخواد بخوابه نه کنار من
اصلا بنظرتون درست میشه یا هی فاصلمون بیشتر میشه



شیرخشک پوشک نوزاد مادر فرزند واکسن

۱۵ پاسخ

نمیدونم حرفام چقدر به کارت میاد
اگ میتونی برین مشاوره ک عالیه ولی اگ قبول نمیکنه با شرایطشو نداری یه مدت امتحان کن این کارا رو ببین شاید تاثیر داشت در حد دو سه ماه
سعی کن غر نزنی با اینکه سخته و ممکنه تحت فشار باشی اما سعی کن محبت رفتاری تو بیشتر کنی ولی تو حرف زدن خیلی قربون صدقه نرو اگ دیدی روی خوش نشون میده در حد یکی دوجمله تعریف کن ازش با جملاتی ک براش جدید باشه
میبینی داره سرد جواب میده بهش بگو چیزی شده تو خودتی میخوای کمکت کنم
به خودت برس سعی کن از طریقای دیگ خودت خوشحال نگه داری ک واقعا انرژی مثبت داشنه باشی نه اینکه پرروش کنی فقط سعی کن یه ورژن کول از خودت نشون بدی مدام نخای ازش ایراد بگیری یا توقع ازش داشته باشی اگ دیدی اثر داشت یعنی مشکلتون خیلی حاد نیست و به مرور میشه بهتر شه

اینو مطمعنم دعا بهش دادن یا پای زنه دیگ ای در میون هست اینجوری رفتار میکنه که دعوا از سمت تو باشه و کم کم دیگ شبا هم خونه نیاد و بره پی عشق و حال مخصوصا اینکه میگی میگ پول ندارم

منم همینم شوهرم از اول که یه آدم خشک بود ولی موقع تولد با عید یه بغل میکرد بوسم میکرد از وقتی بچه ها به دنیا اومدن انگار غریبه شدیم باهم به خدا هرشب دارم ناله میکنم جای آمپولم رو کمرم درد می‌کنه تیر می‌کشه کمرم بیا یه ذره کمر من و بمال فقط بلده بگه خودت مقصری من که میگم روغن بزن بذار خوب شی انقدر آدم بی احساس آخه

عزیزم پاشو برو پیش یه مشاور کاردرست ازش راهنمایی بگیر، نگران نباش درست میشه انشالله

چرا دوهفتس رفتی اونجا

منم خیلی دلتنگ اون آدم قبل هستم خیلی شوهرم عوض شدخیلی

عزیزم خودت فکر میکنی رفتاری از سمت تو بوده باشه که باعث شده به مرور اون رو بی تفاوت کنه؟ مثلا یه کاری که اون دوست داشته قبلا ولی تو نه زیاد ،خیلی علاقه ای نشون ندادی و به مرور اونو بی تفاوت کرده ؟

چقددددد ناراحت شدم برات چقد اینجور زندگی سخته واقعا نمیدونم چی بگم فقط سعی کنه اگه راه داره برید مشاوره حل بشه با هم حرف بزنید زندگی بدون عشق مگه میشه توو این شرایط سخت؟من زیاد اهل قربون صدقه رفتن شوهرم ننستم ولی اوون کاااااملا برعکس

شوهر منم همینه ینی با گوشت و پوست واستخون میفهممت ودرکت میکنم فقط تنها شانسی ک داری آینه با مادرشوهرت. تو ی حیاط نیستی ینی من تو ی حیاطم پوستم کنده شده و ی شوهر حساس و وابسته ب خونوادش🤦مخصوصا مامانش

توی همه چیز حق بازم شرایط مالی تو نمیدونم اگه تو این اوضاع م م ل ک ت میگه پول ندارم حق داره چون واقعا هیچی برای آدمم نمیمونه همه از نظر مالی موندیم ولی بقیه حرفات حق با تو بازم شاید شرایط مالیتون اوکی باشه من نمیدونم

آخیی خوب بشین باهاش حرف بزن بگو که من همچین حرکاتی رو دوست ندارم بهش بگو بیا هم دیگه رو نقد کنیم بعد برید بیش روان پژشک اینطوری خیلی بده همش داری عذاب میکشی

باید اول ببینی علتش چیه که اینطوری شده چون میگی اول اینجور نبود .مثلا شوهره من خط قرمزش مامانشه و متاسفانه بیشتروقتا سرمادرش حرفمون میشه .وقتی حرفمون میشه چندروز میره توخودش ناز میکنه قیافه میگیره قربون صدق نمیره .ولی وقتی بامادرش خوب باشم دنیارو میریزه سرم که ا اصلا خوشم نمیاد مثل بچه ننه ها بخاطر ننه ۹۰ سالش با من قهر میکنه

دقیقا حرفای دل منو زدی دقیقا ماهم همین شکلی شدیم😢😢

الان انقد وضعیت خودم داغونه که نه میتونم نصیحت کنم نه راهنمایی
فقط میدونم اگر جلوی این سردی گرفته نشه بدتر میشه مثالشو تو گهواره زیاد دیدم
اصلا هم از تو توقع ندارم بیشتر از هر کسی میدونم‌پاس کردن این همه واحد با بچه چقد سخته الان که پسرت خونه نیست بیشترین فشار رو توعه خصوصا که کنار پدرمادرتی هندل کردن رابطه اونا با شوهرتم گردن توعه
نمیدونم چی بگم واقعا کاش این مردا یکم درک داشتن هیچ کسی حق نداره مادرانگی مارو زیر سوال ببره زنانگی مارو زیر سوال ببره

مام همینیم شوهرم ادم بی محبتی
حسرت یه تعریف یه تشکر یه دوستت دارم یه بغل یهویی بوس از ته دل به دلم مونده

سوال های مرتبط

مامان جوجه طلایی مامان جوجه طلایی ۲ سالگی
توروخدا تاکید میکنم هرکی حوصله نداره اعصاب نداره و میخواد حرفی بزنه ک ناراحت کنندس جواب نده چون خودم خیلی اوصاعم بده
مامانا یاسین تا امروز همیشه ب زور من غذا خورده،یا با نقاشق یا با کارتون یا با گوشی یا ببرم تو پارک یا بغل کنم دور بدم ،هروعده باید دوساعت زمان بزارم صبر ب خرج بدم ،خسته شدم بریدم کم اوردم،هفته پیش دیگه دلو زدم ب دریا گفتم نمیدمش بزور ،ب جان عزیزم ب کی قسم بخورم ک تا نصف روز بعد لب ب هیچی نزد ،اصلا اصلا اصلا همکاری نمیکنه خسته شدم ،کاش لااقل مثل قبل با گوشی میخورد با کارتون میخورد الان برا همونم خودشو پرت میکنه زمین خودشو میزنه ،توروخدا نگین ب حال خودش رها کن بزار گرسنگی بکشه این روش جواب نداده رو یاسین،تنوع غذایی هم جواب نمیده ،همش بزور همش با تهدید ،دیگه امروز اینقد گریه کرده از صب تا حالا یه ربع پیش همسایمون در زد گفت دلم ریش شد از صب این صدا گریه یاسینه؟همین حرف کم بود ک وقتی بره بشینم از ته دل زار بزنم . مامانا تاکی بزور غذا بدم؟دکتر دوتا اشتها اور داد بخدا اصلا جواب نگرفتم. تاحالا نشده بیاد بگه غذا بده یا گشنمه،خلی ک بهش فشار میارم میگه میوه بده میارم براش لب نمیزنه فقط حروم میکنه پرت میکنه فشار میده یا میده ب اسباب بازیاش،بخدا بخاطر این رفنارا گندش گاهی میخوام بزنمش خیلی جلو خودمو میگیرم مامانم و کسی هم حوصلشو نمیکنه از بس گنده این بچه ،توروخدا بگین چی کنم ،ازمایشم داد کمی کم خونی داشت فقط ک دوماه قطره خورد منتطرم حقوق بدن ببرم باز چکاب