۸ پاسخ

پسر منم تو خونه منو باباشو درسته قورت میده بیرون موش میشه الانم که میره پیش میاد میپرسم هیچی نمیگه🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

پسر منم همینه

یا ب شما رفته یا به باباش ولی اکثرا مواقع برن مهد و مدرسه تو جامعه اخلاق هاشون درست میشه نگران نباش ... ب نظرم چون ساکته سعی کن هر اتفاق کوچکی میفته بیاد بهت بگه

تامیتونی بهش یاد بده بگو وقتی درگوشی حرف میزنن از پیششون برو بهشون محل نده

اخی ادم خیلی غصه میخوره دخترمنم سادس

خخخخخ پسر منم نسبت ب بچه های خواهرم آروم و بی زبون

عزیزم بعصی وقتا بزار تو خونه رئیس باشه خرف حرف اون باشه
پسر من تو پر قو بزرگ شده خیلی زود گریه میکرد به حدی ک منو تا مرز دیوانگی می‌برد انقد باهاش دعوا کردم حتی ی کوچولو میزدمش الان خیلی پوست کلفت شده بهش گفتم اگه تو مدرسه بزننن بیای گریه کنی من نمیام خودت باید جوابشونو بدی حق نداری وقتی چیزیو ک نمیخای بدی و نده فقط گریه نکن ینی خیلی زمان برد من تا ب اینجا برسم هنوزم هنوز وقتی ابجی کوچیکش چیزیو ازش میخاد و نمیده من دخالت نمیکنم...

دقیقا دقیقا حرف دلنو زدی دختر منم دقیقا همینه از پیس دبستانی ک میادمیگ دوستم بهم اینو گفت اونو میگفت هرچی میگم باید قوی باشی بتونی حرف بزنی ک کسی چیزی نگ فایده نداره خیلی ارومه و احساسی یکی ی چی میگ میرزه ب هم گریه میکنه

سوال های مرتبط

مامان عمروم حیاتیم مامان عمروم حیاتیم ۵ سالگی
من همیشه با اینکه با ذوق و شوق برا بچه ها قصه بخونم ولی دخترم گوش نده مشکل داشتم دست خودم نیس اصلا
حالا جالبیش اینه خودش اصرار داره قصه بگو منم سعی میکنم شمرده شمرده بگم ک متوجه بشه
بتونه تجسم کنه ولی گاهی خودشو میزنه هپلوت و برا خودش الکی حرف میزنه من اون لحظه تا مرز انفجار عصبی میشم و متاسفانه معمولا خودمو کنترل نمیکنم و از مادر مهربان قصه گو تبدیل میشم یه روانی جانی ک مثل الاغ داد میزنه سرش
امشب همین اتفاق افتاد سر اینکه وسط قصه یهو پسرم از امروزش ک با دوستش فوتبال بازی میکرد ی خاطره ی جالب میگفت ک دخترم شروع کرد ب نامفهوم حرف زدن و سر و صدا کردن ک من صدای داداششو نشنوم منم ی بار تذکر دادم بار دوم داد زدم🥲
بدجوری سر دختر ۵ سالم داد زدم
جوری ک هردو ترسیدن و سکوت کردن
البته من از خیلی وقتا پیش گفتم ک شبا ک خاموشی میزنیم و میریم تو تخت دیگه یواش حرف بزنیم آروم حرف بزنیم
به همیشه گفتم وقتی داداش حرف میزنه وایسا حرفش تموم بشه بعد تو حرف بزن
اما خب راستش اونا بچن خب
مام ک خیلی وقت بود باهم اونجوری در سکوت و ارامش حرف نمیزدیم دخترم هیجان زده شده بود
مامان دیار مامان دیار هفته هفتم بارداری
میگم من دخترم از نوزادی کلا بچه ارومی بود... الانم که بزرگ شده خیلی اروم و خانومه😍😍😍😍
نوزادی مثل بعضی از بچه ها اصلا شبا گریه نمیکرد فقط بیدار میشد شیر میخورد🥰🥰🥰
سر واکسناش اذیت نکرد🌹🌹🌹🌹
بهش از بچگی یاد دادم هرچیزی یا وسیله ای برمیداره بذاره سرجاش....
برای همین چه وقتی کوچیکتر بود چه الان که بزرگتر شده من هیچ وقت خونم و اتاق خودش بهم ریخته نبوده❤❤❤❤ زود جیششو کفت.. . خلاصه آرومه نه که بگم اذیت نداشت بالاخره هربچه ای اذیت داره.... ولی دختر من خیلی آروم بود... 🥰🥰🥰
حالا میگم نکنه بچه دیگه ای که بخام بیارم کلا نقطه مخالف دخترم باشه🤣🤣🤣
هرچند همه میگن چون به دخترت خوب کاراشو یاد دادی حتما به کوچیکه حواسش هس😍😍😍
ولی نمیدونم چرا چند روزه این فکرو میکنم🤣🤣🤣🤣
مامانایی که دوبچه دارین چطورن؟ 😁😁😁
اینم بگم دخترم ۶سال و ۵ماهشه و نیمه اولیه و میره کلاس اول🥰🥰❤❤❤

فرزند پروری
فرزند پروری
تب
اسهال
استامینوفن
فرزند پروری