۱۱ پاسخ

من واقعا غلط کنم
این واسه ۷پشتم‌کافیه🤣

این حالا اولشه بعدا که اذیتاشون زیاد و رو مخ میشه برطرف میشه بچه ببینی کهیر میزنی🤣🤣🤣 ولی خدایی خیلی شیرینن

من خیلی دوس دارم به خواهر یا برادر برای دخترم بیارم البته بعد از یکسالگی ولی میترسمممم

نننع اصلا😁😁😁🤣

نه والا
کلا بعد از بچه خودم از همه بچها زده شدم

ن خواهر من تن و بدنم‌میلرزه

مرغ همسایه غاز خواهر وشیرین تر

منم حامله میبینم دلم میخاد ولی غلط بکنم🤣

من ک وحشت میکنم 😂😂

از دور قشنگه 😂😂😂😫😫

من غلط بکنم 😔😂

سوال های مرتبط

مامان امیرحسین مامان امیرحسین ۲ سالگی
روزی روزگاری، یه نی‌نی کوچولو 👶 بود که تو یه سرزمین خیلی قشنگ زندگی می‌کرد. این سرزمین پر بود از گل‌های رنگارنگ 🌸🌼🌷 و درخت‌های بلند 🌳🌲🌴. نی‌نی کوچولو یه عروسک خرسی 🧸 داشت که خیلی دوستش داشت.
یه روز، نی‌نی کوچولو با عروسک خرسی رفت توی یه پارک خیلی بزرگ. تو پارک، یه تاب 🪅 خوشگل بود. نی‌نی کوچولو سوار تاب شد و شروع کرد به تاب خوردن. وقتی داشت تاب می‌خورد، یه پرنده کوچولو 🐦 اومد و کنارش نشست. پرنده کوچولو شروع کرد به خوندن یه آهنگ خیلی قشنگ 🎶🎵🎼. نی‌نی کوچولو خیلی خوشحال شد و شروع کرد به خندیدن 😄😃😀.
بعد از اینکه تاب بازی تموم شد، نی‌نی کوچولو و عروسک خرسی رفتن پیش یه حوضچه کوچولو ⛲. تو حوضچه، یه ماهی قرمز 🐠 بود که داشت شنا می‌کرد. نی‌نی کوچولو به ماهی قرمز نگاه کرد و یه بوس کوچولو 💋 فرستاد براش. ماهی قرمز هم یه دم تکون داد و یه حباب کوچولو 🫧 درست کرد.
وقتی که هوا داشت تاریک می‌شد 🌃، نی‌نی کوچولو و عروسک خرسی به خونه 🏠 برگشتن. نی‌نی کوچولو خیلی خسته بود. مامانش 👩‍👧‍👦 نی‌نی کوچولو رو برد توی تختش 🛌 و یه لالایی آروم 🎵 براش خوند. نی‌نی کوچولو خیلی زود خوابش برد 😴. تو خواب، دوباره پرنده کوچولو و ماهی قرمز رو دید و باهاشون بازی کرد.