۶ پاسخ

چون میزنیش اینجوریه. بچه ایی که محبت ببینه و وقتی اشتباه میکنه باهاش درست رفتار بشه انقد پرخاشگر نیست

عزیزم کاملا درکت میکنم خودتو سرزنش نکن
اینا که نیان تز میدن که وای نباید دعوا کنی و فلان یا بدتر از مان یاهم بچشون ارومه و حرف گوش کن
مگه زمان قدیم ازین حرفا بود؟ الان ببین هممون بزرگ شدیم چقدم موفق و خوبیم
پس اصلا اذیت نکن خودتو گاهی لازمه واقعا
بزرگ میشن بهتر میشن هیچ ذهنیتی هم ازین روزا ندارن

نباید اطرافیان بخندن بچه بیشتر خوشش میاد
یجور تشویقه اینکه ب کاراش میخندن

پسر من حتی وقتی انتظار داره باباش باهاش بازی کنه و نمیکنه برمیداره هر چی دم دستش باشه پرت میکنه

پسر منم بلد نیس دوست یابی کنه میره میزنه تا بیان باهاش بازی کنن.
تازگیا خودم بهش گفتم وقتی میخای با کسی دوس بشی باید بری باهاش دست بدی نه اینکه بزنی اونوقت هیشکی باهات دوس نمیشه انگار یکم فرق کرده ولی بازم اگه یکی نخاد باهاش بازی کنه اونو میزنه

با تک تک سلول هام درکت میکنم پناه بس فضول هست جا نداره. هیچ جا
همش باید حواسم بهش باشه
یکسر بچه ها مردمو هول میده
نیشگون میگیره
دندون میگیره
موهاشون میکشه
گل و. گلدون میندازع
تلویزیون میندازه
ووووو
من و پیر کرده
پیرررررررر
ارزو دارم برم مسافرت ارزو دارم برم جشن

سوال های مرتبط

مامان فاطمه مصطفی مامان فاطمه مصطفی ۲ سالگی
مامانا پسرم خیلی گریه می‌کنه سر هرچیز کوچیکی درحال عر زدنه وقتی هم عصبی بشه می‌ره در یخچال در یا در کابینت ها میکوبه هزار بار گفتم نکن مامان خراب میشه ولی انگار ب در دیوار میگم آدم تحملش تموم میشه واقعا ۳ سال دخترم اینجوری بود الان ی ذره دخترم بهتر شده پسرم داره هر روز بدتر میشه دخترمم گاهی ازین کارا می‌کنه درحال گریس
واقعا دیگ از بچه متنفر شدم چیه آخه بیاد تو زندگی اعصاب برینه اینقدر آدم عصبی شدم مثل قبل صبر تحمل ندارمم می‌دونم بچس ولی دیگ تحملشون ندارم واقعا دارم زده میشم ازشون وقتی ۳ سال دخترت هر روز همینجوری باشه تا میگی وای بهتر شده اون یکی شروع بشه دیگ آدم نمیتونه صداش کنترل کنه
گاهی با همسرم بحثم میشه چون اون عمل مغز داشته زیاد نمیتونه خودش. کنترل کنه بیشتر بیروناست منم اعصابم خورد میشه میگم بشین پیش بچه هات عشق بچه داشتی بیا اینم بچه اونم میگه من تحمل ندارم دیگ بدتر کفری میشم توروخدا ی راه حلی بدید دیگ تحمل نمیتونم بکنم دلم میخواد بدم باباش برم ی جای دور از همچی دور باشم 🤦