۳ پاسخ

فقط نمیدونی چه حسیه
چیزی که الان حس میکنی
طبیعیه
توی بُهتی
مثل ازدواجه

من بعد زایمانم هم حس خوبی به پسرم نداشتم بخاطر دردی که کشیدم ولی درست میشه الان هر بار بوش میکنم همون ذوق شوق وقتایی که تو مانیتور سونی میدیدم چند برابر میشه
نگران نباش🙂🤍

طبیعیه.منم همین بودم هیچ ذوق و هیجانی نداشتم..بدنیا هم ک اومده بود بازم حسم همین بود.. بعد ۱۰ روز حسم بهش خیلی زیاد شد و الان واقعا طاقت ی لحظه دوری و ندیدنش ندارم

سوال های مرتبط

مامان حبه قند🥹🍓🥨🍼 مامان حبه قند🥹🍓🥨🍼 روزهای ابتدایی تولد
سلاممم به روی ماهتون قشنگای مننن 🥹🩷🌸💕
خوبین؟ دلم براتون تنگ شده بوددد، چند روزی نبودم و نتونستم بیام پیشتون، گوشیم خراب شده بود و نتونستم خبرای قشنگمو باهاتون شریک بشم. 🥺💔🫂

بچه‌هاااا، یه هفته‌ست که تاریخ زایمانم مشخص شده و من هنوزم از ذوقش نمی‌دونم چیکار کنم! 😭💗🎀 بالاخره روزی که این همه منتظرش بودم داره می‌رسه و باورم نمی‌شه که فقط چند روز دیگه مونده تا دختر کوچولومو ببینم. 🥹👶🏻🩷

۱۴ آبان قراره یکی از قشنگ‌ترین روزای زندگیم باشه؛ روزی که بعد از این همه انتظار، سختی، نگرانی و لحظه‌شماری، بالاخره فرشته‌ی کوچولومو می‌گیرم توی بغلم. 😭🤍🧸

فکرشو بکنیدددد، قراره به‌زودی صورت نازشو ببینم، دستای کوچولوشو بگیرم و برای اولین بار بغلش کنم... 🥹🎀💞 همون فرشته‌ای که این همه ماه با عشق توی دلم نگهش داشتم و برای دیدنش روزشماری کردم. 🫠💕👣

نمی‌دونید چقدر ذوق دارم، چقدر دلم می‌خواد این چند روز زودتر بگذرن و چقدر دلم پر می‌کشه برای اون لحظه‌ای که دخترمو می‌ذارن توی بغلم. 😭🩷 انگار هنوز باورم نمی‌شه که قراره مامان بشم و یه عشق کوچولو برای همیشه وارد زندگیم بشه. 🥹💖🎀

ازتون می‌خوام برام دعا کنید زایمانم به‌خوبی بگذره و دخترم سالم و سلامت بیاد توی بغلم. 🤲🏻🌸💗

۱۴ آبان، روز دیدار من و دخترم... 🥹🎀
فقط چند قدم مونده تا قشنگ‌ترین اتفاق زندگیم؛ تا لحظه‌ای که تمام دنیامو برای اولین بار می‌بینم و توی بغلم می‌گیرم. 😭🩷🧸👣💕


بارداری زایمان گهواره نوزاد رفلاکس
مامان آدوین🩵🐳 مامان آدوین🩵🐳 ۱ ماهگی
چهارده روز مونده تا تو رو ببینم، قلب من…
و هنوز نمی‌دونم قراره وقتی برای اولین بار می‌ذارنِت توی بغلم، چه حسی داشته باشم.

تو ماه‌هاست توی من زندگی می‌کنی؛
با هر تکونت دلم می‌لرزه،
با هر سونوگرافی برای دیدنت ذوق می‌کنم،
و هر شب دستم رو می‌ذارم روی شکمم و با خودم می‌گم:
«این همون پسریه که قراره یه روز تمام زندگی من بشه…»

چه حس عجیبیه مادر بودن…
هنوز صورتت رو درست ندیدم،
هنوز صدات رو نشنیدم،
هنوز دستای کوچیکت رو نگرفتم،
ولی دوست داشتنت برای من از هر چیزی توی این دنیا واقعی‌تره.

تو فقط قرار نیست به دنیا بیای؛
قراره منم با تو وارد یه دنیای جدید بشم.
دنیایی که توش قلبم بیرون از سینه‌م می‌تپه و من هر بار که نگات می‌کنم، می‌فهمم چرا همه‌ی این انتظارها ارزشش رو داشت.

چهارده روز دیگه،
من برای اولین بار «مامان» می‌شم…
و شاید همون لحظه بفهمم بزرگ‌ترین اتفاق زندگی من، فقط روزی نیست که تو به دنیا میای؛
تمام این روزهاییه که بدون اینکه ببینمت،
با تمام وجودم دوستت داشتم. 🤍

فقط چهارده روز مونده پسرم…
چهارده روز تا بغلت کنم، نگات کنم و بگم:
«بالاخره اومدی پیش مامان…» 🥹🤍