۴ پاسخ

چ خوشگل توصیف کردی 🥲
البته این وسط هزارتا چالش و فکر و احساس و درد های متفاوت هم هست که احتمالا یادمون میره 🥲

🥹🥹🥹🥲🥲😍

🥺🫶🏻💕✨️

🥹😍❤️

سوال های مرتبط

مامان جوجو ممد🐣🩷 مامان جوجو ممد🐣🩷 ۱ ماهگی
امشب… آخرین شبیه که توی دلمی، قشنگِ مامان… 🥹🤍

نه ماهه که خونه‌ات قلب منه؛
نه ماهه که هر شب با فکر تو چشمامو می‌بندم و هر صبح با خیال تو بیدار می‌شم.
نه ماهه که قبل از اینکه ببینمت، عاشقت شدم…
عشقی که هیچ‌وقت نفهمیدم چطور و از کِی این‌قدر بزرگ شد.

امشب دستم رو روی شکمم میزارم و برای آخرین بار با خودم می‌گم:
«عزیزِ مامان، هنوز توی دلمی…»

فردا دیگه صدای قلبت رو از توی شکمم نمی‌شنوم؛
فردا صدای گریه‌ات قراره قشنگ‌ترین صدای دنیا برای من باشه.
فردا دیگه دستم روی شکمم دنبال تکون‌هات نمی‌گرده،
چون خودت رو میزارن توی آغوشم و برای اولین بار لمسِت می‌کنم… 🥹

چه حس عجیبیه…
هم دلم می‌خواد هرچه زودتر ببینمت،
هم دلم برای همین روزهایی که فقط مال من بودی تنگ میشه.

امشب آخرین شبِ نه ماه انتظاره…
آخرین شبِ تو در دلِ منه،
و اولین شبِ دلتنگی برای روزهایی که تو رو هنوز ندیده بودم.

فردا که بیای، دیگه فقط «مامان» نیستم…
من زنی می‌شم که قلبش بیرون از بدنش نفس می‌کشه.

بیا عشقِ کوچولوی من… 🤍
بیا و تمام خستگی‌های این نه ماه رو با یک نگاهت از یادم ببر.

امشب تو آخرین شب مهمونِ دلمی؛
فردا برای همیشه مهمونِ قلب و آغوش منی.

دوستت دارم، قبل از دیدنت…
قبل از شنیدن صدات…
قبل از لمس کردنت…
مادرانه، بی‌انتها، برای تمام عمر. 🤍🫀🥹
مامان 😍نفس 😍 مامان 😍نفس 😍 ۱ ماهگی
دختر قشنگم به دیدارمون فقط ۱۵ روز مونده 🥰😍
توی این سفر ۹ ماهه خیلی حس قشنگی رو باهم تجربه کردیم .....
مثل اولین بار که توی مانیتور دیدمت اندازه یه نخود بودی 😻
اولین باری که صدای قلبتو شنیدم که چه حس عجیبی داشتم اون لحظه 😍
اولین باری که دستور پای کوچولوتو توی سونو دیدم وقتی هنوز حرکاتتو حس نمی‌کردم ولی با این حال انقد بانمک بودی بار ها و بارها فیلم حرکاتتو نگاه میکردم و عشق میکردم 🤰
اون لحظه شیرینی که بهم گفتن تو دختری حاضر بودم کل دنیا رو شیرینی بدم 😍 از خوشحالی منو بابات رو زمین بند نبودیم چون قرار بود خدا یه فرشته کوچولو برامون بفرسته که مونس و همدممون بشه 🥰😍🥲
و اما لحظه شیرین حس کردن حرکاتت 😍🥰😻
حس بال زدن پروانه ای رو داشتم توی دلم که لحظه بزرگتر میشد و حرکاتت محکم تر میشد و از همه شیرین تر لحظه ای که بابایی هم میتونید شیطونیاتو حس کنه و باهات حرف بزنه 🥰😍
این نه ماه سر تا سرش عشق بود و عشق بود و عشق بود .....
امیدوارم این چند روزمه زودی تموم بشه بتونم روی مانتو ببینم .... بوت کنم ... بغلت کنم جان مادر 🤰🥰💗
مامان علی🪽👼🏻 مامان علی🪽👼🏻 ۴ ماهگی
راستش من توی اون ۹ ماه بارداری، اون حس عمیقی که خیلی از مامانا تعریف می‌کنن رو نسبت به بچه‌م نداشتم. نه اینکه نخوامش، نه... فقط برای من دوست داشتن همیشه بعد از شناختن اتفاق می‌افتاد. باید یکی رو می‌دیدم، می‌شناختم، با اخلاق و شیرین‌کاری‌هاش آشنا می‌شدم تا دلم براش بره. برای همین دوست داشتنِ کسی که هنوز ندیده بودمش، خیلی توی کتم نمی‌رفت.

ولی الان...
الان توی همین روزهای اول مادر شدن، دارم یه حس عجیب و باورنکردنی رو تجربه می‌کنم.

این بچه یه جوری شده تموم دار و ندارم که خودمم باورم نمیشه.
گاهی فقط به این فکر می‌کنم که یه وقت یه روزی نباشه، دلم می‌ریزه.
گاهی حتی تصور می‌کنم یه خار بره توی پاش، بعد می‌بینم چشمام پر اشک شده.

انگار از وقتی اومده، یه تیکه از قلبم جدا شده و راه افتاده توی این دنیا.
همه‌ی نگرانی‌هام، همه‌ی دعاهام و همه‌ی عشقِ دلم خلاصه شده توی همین موجود کوچولوی دوست‌داشتنی.

تازه الان می‌فهمم بعضی آدما رو لازم نیست بشناسی که عاشقشون بشی؛
بعضی‌ها میان و از همون لحظه اول، همه‌ی قلبت رو مال خودشون می‌کنن.

خلاصه که این روزها دارم شیرین‌ترین و عمیق‌ترین حس دنیا رو زندگی می‌کنم...
الهی دامن همه‌ی آرزومندا سبز بشه. 🤍🌱👶🏻✨
مامان حامی💙 مامان حامی💙 هفته سی‌ونهم بارداری
امروز اولین روز ماه نهممونه پسرم… 🥹💙ازین ماه دیگ من هر روز منتظرم ک نکنه هفته بعد یهو بیایی یا نکنه یهو زایمان کنم🤭
باورم نمیشه بعد از این همه انتظار، نگرانی، سختی و روزایی که از ترس از دست دادنت دلم هزار تیکه می‌شد، بالاخره رسیدم به این روز… منم دارم ماه آخر بارداریمو می‌گذرونم و هر روز بیشتر از قبل به دیدن پسرم نزدیک می‌شم. خدایا، چقدر باید شکرت کنم؟ 🥹🤲🏻 شکرت که بهم فرصت دادی مادر بشم، شکرت که به همسرم فرصت دادی پدر بشه و شکرت که حامی کوچولوم تا اینجا مهمون دلم مونده. 💙

حامیِ مامان، نمی‌دونی چقدر برای دیدنت ذوق دارم… برای اون لحظه‌ای که بالاخره صورت کوچولوتو ببینم، صداتو بشنوم، بغلت کنم و باورم بشه تو همون فرشته‌ای هستی که این همه ماه با عشق منتظرش بودم. دلم می‌خواد زودتر بیای تو بغلم و با تموم وجودم بوتو حس کنم🥹👶🏻💙

ولی راستش یه گوشه‌ی دلم هم از همین حالا برای این روزا تنگ می‌شه… برای تکون‌هات، برای وقتایی که دستمو می‌ذاشتم روی شکمم و باهات حرف می‌زدم، برای این حس قشنگ که توی دلم بودی و من هر لحظه حضورتو حس می‌کردم. می‌دونم قراره یه روزی دیگه تکون‌هاتو از توی دلم حس نکنم، اما عوضش قراره توی بغلم باشی و بتونم ببوسمت و بگم چقدر دوستت دارم. 🥹💗

خدایا، هزار بار شکرت که منو به این روز رسوندی… حالا که فقط یه قدم تا دیدن پسرم مونده، خودت مراقبمون باش و این انتظار قشنگو به سلامتی تموم کن. من فقط می‌خوام حامی رو سالم و سلامت توی بغلم بگیرم و اون لحظه از ته دلم بگم: خدایا، شکرت که آرزوی مادر شدنم بالاخره داره به قشنگ‌ترین شکل ممکن واقعی می‌شه… 🤲🏻💙

۱۴۰۵/۷/۱۸ شنبه
بمونه ب یادگاری از اولین روز ماه نهمم🥲🗓
۳۴‌هفته و ۲ روز