دختر قشنگم به دیدارمون فقط ۱۵ روز مونده 🥰😍
توی این سفر ۹ ماهه خیلی حس قشنگی رو باهم تجربه کردیم .....
مثل اولین بار که توی مانیتور دیدمت اندازه یه نخود بودی 😻
اولین باری که صدای قلبتو شنیدم که چه حس عجیبی داشتم اون لحظه 😍
اولین باری که دستور پای کوچولوتو توی سونو دیدم وقتی هنوز حرکاتتو حس نمی‌کردم ولی با این حال انقد بانمک بودی بار ها و بارها فیلم حرکاتتو نگاه میکردم و عشق میکردم 🤰
اون لحظه شیرینی که بهم گفتن تو دختری حاضر بودم کل دنیا رو شیرینی بدم 😍 از خوشحالی منو بابات رو زمین بند نبودیم چون قرار بود خدا یه فرشته کوچولو برامون بفرسته که مونس و همدممون بشه 🥰😍🥲
و اما لحظه شیرین حس کردن حرکاتت 😍🥰😻
حس بال زدن پروانه ای رو داشتم توی دلم که لحظه بزرگتر میشد و حرکاتت محکم تر میشد و از همه شیرین تر لحظه ای که بابایی هم میتونید شیطونیاتو حس کنه و باهات حرف بزنه 🥰😍
این نه ماه سر تا سرش عشق بود و عشق بود و عشق بود .....
امیدوارم این چند روزمه زودی تموم بشه بتونم روی مانتو ببینم .... بوت کنم ... بغلت کنم جان مادر 🤰🥰💗

تصویر
۸ پاسخ

بسلامتی زایمان کنی
منم دخترمو ۳۰ روز دیگه میبینم🥹

الهی عزیزم 😍 انشالله همه ی ما مامانا نی نی هامون رو به سلامت بغل کنیم💜

ای جانم چه مامان مهربونی🥺
الهی خدا حفظش کنه واستون ان شاءالله این چند روز هم بسلامتی بگذره و بغلش کنی دخملی کوشولورو🤗

با اجازه ی مامان گلمون ک تاپیک گزاشته
من کارم اسباب بازی چوبی و مکعب اسمه
اگر شماهم دوس داشتی اتاق کوچولوتو خوشگل کنی
کافیه بیای تو صفحم
۰۹۳۰۰۹۸۴۴۶۶ روبیکا ایتا بله واتساپ

تصویر

شایدم زودتر عزیزم چون از تاریخ سونو ۱۰ روز کم میکنیم بعضیا ۳۸ هفته زایمان میکنن

اخی عزیزم انشاالله به سلامتی 😍🌹

منو دخترمم قرار دیدارمون ۱۵ روز دیگس 🤗
انشاالله به سلامتی

ایجانم🥹

سوال های مرتبط

مامان آروشا 🩷🎀 مامان آروشا 🩷🎀 ۸ ماهگی
#زایمان

تجربه زایمان اونم برای اولین بار خیلی حس های ضد و نقیض به مادر میده هیجان خوشحالی استرس ترس دلشوره و کلی حس های دیگه
هزار جور برنامه توی ذهنم ریخته بودم برای اولین باری که دخترمو دیدم برای اولین باری که قراره بعلش کنم هر شب خوابشو میدیدم تصورش میکردم
اما به خاطر شرایط سخت به دنیا اومدنش که وقتی بدنیا اومد با کم خونی شدید بدنیا اومد ندیدمش سریع انتقالش دادن بیمارستان اطفال
حالا براتون مینویسم که چرا این اتفاق ها افتاده
فقط اون حس ترس و نگرانی که برای اولین بار توی وجودم برای موجودی که هنوز حتی ندیده بودمش رو حس کردم فهمیدم مادر شدن یعنی چی….
شاید خیلیا حس منو درک نکنن ولی وقتی دخترمو نکاه میکنم جای سوزن های روی بدنش رو میبینم حس ترس و وحشتی که توی وجودش داره رو حس میکنم بدون اینکه بخوام اشک چشمام جاری میشن حسرت اون شبی که من تنها توی بیمارستان بودم و دخترم یه بیمارستان دیگه هنوز از دلم در نیومده وقتی مادر های دیگه رو میدیدم که شیر میدن به بچه هاشون یا باهاشون حرف میزنن دختر من کنار من نبود حس میکنم عقده شده توی دلم با هر بار کریه و بغض دیدن بچمم شدید تر میشه
خدا هیچ مادری رو با بچش امتحان نکنه🤲🏻
مامان حامی💙 مامان حامی💙 هفته سی‌ونهم بارداری
امروز اولین روز ماه نهممونه پسرم… 🥹💙ازین ماه دیگ من هر روز منتظرم ک نکنه هفته بعد یهو بیایی یا نکنه یهو زایمان کنم🤭
باورم نمیشه بعد از این همه انتظار، نگرانی، سختی و روزایی که از ترس از دست دادنت دلم هزار تیکه می‌شد، بالاخره رسیدم به این روز… منم دارم ماه آخر بارداریمو می‌گذرونم و هر روز بیشتر از قبل به دیدن پسرم نزدیک می‌شم. خدایا، چقدر باید شکرت کنم؟ 🥹🤲🏻 شکرت که بهم فرصت دادی مادر بشم، شکرت که به همسرم فرصت دادی پدر بشه و شکرت که حامی کوچولوم تا اینجا مهمون دلم مونده. 💙

حامیِ مامان، نمی‌دونی چقدر برای دیدنت ذوق دارم… برای اون لحظه‌ای که بالاخره صورت کوچولوتو ببینم، صداتو بشنوم، بغلت کنم و باورم بشه تو همون فرشته‌ای هستی که این همه ماه با عشق منتظرش بودم. دلم می‌خواد زودتر بیای تو بغلم و با تموم وجودم بوتو حس کنم🥹👶🏻💙

ولی راستش یه گوشه‌ی دلم هم از همین حالا برای این روزا تنگ می‌شه… برای تکون‌هات، برای وقتایی که دستمو می‌ذاشتم روی شکمم و باهات حرف می‌زدم، برای این حس قشنگ که توی دلم بودی و من هر لحظه حضورتو حس می‌کردم. می‌دونم قراره یه روزی دیگه تکون‌هاتو از توی دلم حس نکنم، اما عوضش قراره توی بغلم باشی و بتونم ببوسمت و بگم چقدر دوستت دارم. 🥹💗

خدایا، هزار بار شکرت که منو به این روز رسوندی… حالا که فقط یه قدم تا دیدن پسرم مونده، خودت مراقبمون باش و این انتظار قشنگو به سلامتی تموم کن. من فقط می‌خوام حامی رو سالم و سلامت توی بغلم بگیرم و اون لحظه از ته دلم بگم: خدایا، شکرت که آرزوی مادر شدنم بالاخره داره به قشنگ‌ترین شکل ممکن واقعی می‌شه… 🤲🏻💙

۱۴۰۵/۷/۱۸ شنبه
بمونه ب یادگاری از اولین روز ماه نهمم🥲🗓
۳۴‌هفته و ۲ روز