امروز اولین روز ماه نهممونه پسرم… 🥹💙ازین ماه دیگ من هر روز منتظرم ک نکنه هفته بعد یهو بیایی یا نکنه یهو زایمان کنم🤭
باورم نمیشه بعد از این همه انتظار، نگرانی، سختی و روزایی که از ترس از دست دادنت دلم هزار تیکه می‌شد، بالاخره رسیدم به این روز… منم دارم ماه آخر بارداریمو می‌گذرونم و هر روز بیشتر از قبل به دیدن پسرم نزدیک می‌شم. خدایا، چقدر باید شکرت کنم؟ 🥹🤲🏻 شکرت که بهم فرصت دادی مادر بشم، شکرت که به همسرم فرصت دادی پدر بشه و شکرت که حامی کوچولوم تا اینجا مهمون دلم مونده. 💙

حامیِ مامان، نمی‌دونی چقدر برای دیدنت ذوق دارم… برای اون لحظه‌ای که بالاخره صورت کوچولوتو ببینم، صداتو بشنوم، بغلت کنم و باورم بشه تو همون فرشته‌ای هستی که این همه ماه با عشق منتظرش بودم. دلم می‌خواد زودتر بیای تو بغلم و با تموم وجودم بوتو حس کنم🥹👶🏻💙

ولی راستش یه گوشه‌ی دلم هم از همین حالا برای این روزا تنگ می‌شه… برای تکون‌هات، برای وقتایی که دستمو می‌ذاشتم روی شکمم و باهات حرف می‌زدم، برای این حس قشنگ که توی دلم بودی و من هر لحظه حضورتو حس می‌کردم. می‌دونم قراره یه روزی دیگه تکون‌هاتو از توی دلم حس نکنم، اما عوضش قراره توی بغلم باشی و بتونم ببوسمت و بگم چقدر دوستت دارم. 🥹💗

خدایا، هزار بار شکرت که منو به این روز رسوندی… حالا که فقط یه قدم تا دیدن پسرم مونده، خودت مراقبمون باش و این انتظار قشنگو به سلامتی تموم کن. من فقط می‌خوام حامی رو سالم و سلامت توی بغلم بگیرم و اون لحظه از ته دلم بگم: خدایا، شکرت که آرزوی مادر شدنم بالاخره داره به قشنگ‌ترین شکل ممکن واقعی می‌شه… 🤲🏻💙

۱۴۰۵/۷/۱۸ شنبه
بمونه ب یادگاری از اولین روز ماه نهمم🥲🗓
۳۴‌هفته و ۲ روز

تصویر
۱۲ پاسخ

ای جااااااانم چ مامان مهربونی داری حامی کوچولوووو🥺💙
انشالله صحیح سلامت بیاد تو بغل مامان باباش🤲🍀

عزیییزم❤️❤️... انشالله بسلامتی زایمان میکنی و عکس نینی رو برامون میزاری تا ما ببینیمش💖💖

انشالله به سلامتی زایمان کنی عزیزم زایمان مون دقیقا مثل همه

الهی عزیزم منم امروز وارد ماه نه شدم ❤️❤️😍😍😍😍🙏

دقیقا هم هفته منی

مبارک باشه برای منم دعا کن به هفته امنی برسم خطر زایمان زود رس دارم

من شما هم هفته هستیم انشالله بسلامتی به دنیا بیاد حامی کوچولو

عزیزم شما طبیعی یا سزارین
واقعا موندم نمیدونم سزارین از بعدش میترسم
طبیعی هم ک حین زایمان🥺

ای جانم عزیزم بسلامتی زایمان کنی 🥹♥️

انشالله که صحیح و سالم حامی کوچولو بدنیا بیاد عزیزم

ایشالله صحیح سالم ب دنیا بیاد نی نی قشنگتو بغل بگیری ب زودی

چه قشنگ. مبارکت باشه🤩 واسه ما هم دعا کن

سوال های مرتبط

مامان 🎀🩷آنیسا🩷🎀 مامان 🎀🩷آنیسا🩷🎀 روزهای ابتدایی تولد
۵۰ روز مونده… فقط ۵۰ روز. 🤍
نمیدونم چرا این روزها یه حس عجیبی دارم…
هم از اینکه بالاخره بعد از این همه انتظار، دختر کوچولوم قراره بیاد بغلم ذوق دارم، هم یه جورایی باورم نمیشه که واقعاً فقط ۵۰ روز دیگه مونده.
۵۰ روز تا اینکه این همه لگد و تکون خوردن، این شکم بزرگ، این شب‌های سخت، این انتظار و دلشوره‌ها، تبدیل بشه به یه موجود کوچولوی واقعی که می‌تونم بغلش کنم و صورتشو ببینم.
گاهی انقدر خوشحالم که دلم می‌خواد زمان زودتر بگذره… گاهی هم دلم می‌خواد همین چند هفته باقی‌مونده رو نگه دارم و آروم‌آروم ازش لذت ببرم.
یه عالمه وسیله برای اومدنت آماده کردم، یه اتاق کوچولو، لباسای کوچولوت، کلی ذوق و برنامه… ولی هنوز خودم برای این اتفاق بزرگ آماده نیستم.
نمیدونم وقتی اولین بار ببینمت چه حسی دارم، وقتی صداتو بشنوم چی میشه، وقتی بذارنت بغلم چطور باور کنم که تو همون کوچولویی هستی که ماه‌هاست با هر تکونت دلم می‌لرزه. 🥹
هم خوشحالم، هم می‌ترسم، هم هیجان دارم، هم یه جورایی سر درگمم…
شاید مادر شدن همین باشه؛ یه عالمه حس متفاوت که همه‌شون با هم توی قلبت جا میشن.
۵۰ روز دیگه مونده آنیسا جان…
۵۰ روز تا اینکه بالاخره به جای اینکه از توی شکمم صداتو حس کنم، صدای گریه‌ت رو کنار گوشم بشنوم و بگم:
«بالاخره اومدی دخترم…» 🤍🧸
انگار این ۵۰ روز هم خیلی زیاده، هم چشم برهم بذارم تموم شده… 🥹🤍
مامان آدوین🩵🐳 مامان آدوین🩵🐳 روزهای ابتدایی تولد
چهارده روز مونده تا تو رو ببینم، قلب من…
و هنوز نمی‌دونم قراره وقتی برای اولین بار می‌ذارنِت توی بغلم، چه حسی داشته باشم.

تو ماه‌هاست توی من زندگی می‌کنی؛
با هر تکونت دلم می‌لرزه،
با هر سونوگرافی برای دیدنت ذوق می‌کنم،
و هر شب دستم رو می‌ذارم روی شکمم و با خودم می‌گم:
«این همون پسریه که قراره یه روز تمام زندگی من بشه…»

چه حس عجیبیه مادر بودن…
هنوز صورتت رو درست ندیدم،
هنوز صدات رو نشنیدم،
هنوز دستای کوچیکت رو نگرفتم،
ولی دوست داشتنت برای من از هر چیزی توی این دنیا واقعی‌تره.

تو فقط قرار نیست به دنیا بیای؛
قراره منم با تو وارد یه دنیای جدید بشم.
دنیایی که توش قلبم بیرون از سینه‌م می‌تپه و من هر بار که نگات می‌کنم، می‌فهمم چرا همه‌ی این انتظارها ارزشش رو داشت.

چهارده روز دیگه،
من برای اولین بار «مامان» می‌شم…
و شاید همون لحظه بفهمم بزرگ‌ترین اتفاق زندگی من، فقط روزی نیست که تو به دنیا میای؛
تمام این روزهاییه که بدون اینکه ببینمت،
با تمام وجودم دوستت داشتم. 🤍

فقط چهارده روز مونده پسرم…
چهارده روز تا بغلت کنم، نگات کنم و بگم:
«بالاخره اومدی پیش مامان…» 🥹🤍