۱۴ پاسخ

وااای عزیزززدلممم🥹♥️الهی بسلااامتی بغلش بگیری🫂
چه حسه خوووبی🥹🩷
خدایا واسه ماها هم که بارداریم زودتر این روزای شیرین رو برررسون🥹🩷

سلامتی خوشگل مامان.دخترخوش قلب من

مبارکه جانم

بسلامتیییی عزیزمممم🥹❤️این روزام خیلی سریع بگذرن بسلامتی نینیو بغل بگیری عزیز دلم 🥹❤️

عزیزم بسلامتی ایشالا🥲❤

بسلامتی عزیزم

عزیزم😍😍
۳۴و۲ روز میشه ۹یا۳۵ من امروز۳۴و۱ روزم

به سلامتی عزیزم
من ی روز بعد از شما زده
،۲۹ابان زایمانم هست

عزیزم ایشالا به سلامت بغلش کنی😍
ولی انتظار ماه نهم خیلییی سخت تره🥲🥹😂

وای ۳۵ تازه میشه ۹ من از الان خستم😢😂

بسلامتی گلم ان شاءالله ک بغلت میگیری روی ماهشم میبینی خدا بزرگه

بسلامتی انشالله بغلش میگیری برا ماهم دعا کن

دیگه چیزیییی نمونده عزیزم😍 انشالله این تایمم ب سلامتی بگذره و نی نی رو بغل کنی🥹

عزیزم انشالله به سلامتی منم دوست دارم زودتر برم تو ماه نهم😁🫀

سوال های مرتبط

مامان جَوونه یِ نارنج مامان جَوونه یِ نارنج هفته سی‌وهشتم بارداری
ماه هشتمِ عشق من 🤍
از همون روزهای اول… وقتی هنوز فقط اندازه‌ی یه جوانه‌ی کوچولو بودی، هر هفته عکس‌هات رو نگاه می‌کردم و با خودم می‌گفتم: «کی میشه برسم به این هفته؟ کی بزرگ‌تر میشی؟ کی لباسای کوچولوت رو تنت می‌کنم؟» 🥹🤍
و حالا رسیدیم… به ماه هشتم؛ به روزهایی که دیگه شمارش معکوس، دورقمی شده و فقط حدود ۶۰، ۷۰ روز مونده تا بالاخره بغلت کنم… تا صورتت رو ببینم و باور کنم تمام این ماه‌ها، تمام این انتظارها، برای رسیدن به تو بوده. 🥹🩷
این روزها بیشتر از همیشه لباسای کوچولوت رو نگاه می‌کنم، لمسشون می‌کنم و توی دلم هزار بار تصور می‌کنم که تنت کردم و تو رو توی آغوشم گرفتم…
دختر کوچولوی من، مارالِ جانم… 🌸
تو از یک جوانه‌ی کوچولو، شدی تمام دنیای من.
و حالا من فقط منتظرم…
منتظر اون لحظه‌ای که برای اولین بار صدای گریه‌ات رو بشنوم و بگم:
«بالاخره اومدی عشقِ مامان…» 🥹🤍
ماه هشتم بارداری‌مون مبارک، دختر قشنگم…
دیگه خیلی نمونده تا دیدنت.
مامان دلش برای بغل کردنت پر می‌کشه… 🩷👶🏻✨
مامان حامی💙 مامان حامی💙 هفته سی‌وپنجم بارداری
امروز اولین روز ماه نهممونه پسرم… 🥹💙ازین ماه دیگ من هر روز منتظرم ک نکنه هفته بعد یهو بیایی یا نکنه یهو زایمان کنم🤭
باورم نمیشه بعد از این همه انتظار، نگرانی، سختی و روزایی که از ترس از دست دادنت دلم هزار تیکه می‌شد، بالاخره رسیدم به این روز… منم دارم ماه آخر بارداریمو می‌گذرونم و هر روز بیشتر از قبل به دیدن پسرم نزدیک می‌شم. خدایا، چقدر باید شکرت کنم؟ 🥹🤲🏻 شکرت که بهم فرصت دادی مادر بشم، شکرت که به همسرم فرصت دادی پدر بشه و شکرت که حامی کوچولوم تا اینجا مهمون دلم مونده. 💙

حامیِ مامان، نمی‌دونی چقدر برای دیدنت ذوق دارم… برای اون لحظه‌ای که بالاخره صورت کوچولوتو ببینم، صداتو بشنوم، بغلت کنم و باورم بشه تو همون فرشته‌ای هستی که این همه ماه با عشق منتظرش بودم. دلم می‌خواد زودتر بیای تو بغلم و با تموم وجودم بوتو حس کنم🥹👶🏻💙

ولی راستش یه گوشه‌ی دلم هم از همین حالا برای این روزا تنگ می‌شه… برای تکون‌هات، برای وقتایی که دستمو می‌ذاشتم روی شکمم و باهات حرف می‌زدم، برای این حس قشنگ که توی دلم بودی و من هر لحظه حضورتو حس می‌کردم. می‌دونم قراره یه روزی دیگه تکون‌هاتو از توی دلم حس نکنم، اما عوضش قراره توی بغلم باشی و بتونم ببوسمت و بگم چقدر دوستت دارم. 🥹💗

خدایا، هزار بار شکرت که منو به این روز رسوندی… حالا که فقط یه قدم تا دیدن پسرم مونده، خودت مراقبمون باش و این انتظار قشنگو به سلامتی تموم کن. من فقط می‌خوام حامی رو سالم و سلامت توی بغلم بگیرم و اون لحظه از ته دلم بگم: خدایا، شکرت که آرزوی مادر شدنم بالاخره داره به قشنگ‌ترین شکل ممکن واقعی می‌شه… 🤲🏻💙

۱۴۰۵/۷/۱۸ شنبه
بمونه ب یادگاری از اولین روز ماه نهمم🥲🗓
۳۴‌هفته و ۲ روز